علل کلاپس

علل کلاپس

 و مرگ ناگهانی ناشی از عفونت در اسب ها

 

اکتینوباسیلوس کره اسب یک سپتی سمی حاد و ناگهانی است که عامل آن اکتینو باسیلوس اکولی می باشدکه این باکتری گرم منفی در بخش فوقانی دستگاه تنفس ,  مدفوع ,  دستگاه تولید مثلی یافت می شود. 

 

فاکتورهای مستعد کننده برای  سپتی سمی کره اسب :

نارس بودن، نقص در سیستم ایمنی غیر فعال، سوء تغذیه در دوران آبستنی، استرس....

   

 

بیماری فوق حاد شاربن ممکن است بعد از یک دوره هیجان ,   افسردگی , تشنج , کما سریعآ باعث مرگ اسبها می شود.

بیماری حاد کلستریدیایی (در ارتباط با گونه های کلستریدیایی سپتیکوم , شووای,  نووهای

و پرفرینجینس با تزریقات داخل عضله داروهایی چون ایور مکتین , ویتامین بی کمپلکس , پروستا گلاندین ها , آنتی هیستامین ها  و فلو نیگسین مگلومین به دلیل نادیده گرفتن شرایط ضد عفونی  مربوط بوده است )

میو پاتی های کلستریدیایی نیز به زخم های عمیق یا نافذ مربوط می شود کلستریدیوم نوع B  در کر اسب ها ایجاد بیماری بوتولیسم ( کره اسب لرزان یا Shoker foal syndrom)

بابزیوز بیماری حاصل از انگل  گویچه های قرمز که در عرض 24 ساعت باعث مرگ می شود و باید در این مورد سریعآ اقدام نمود.

در مواردی که اسبها دارای سابقه دل درد , اسهال خونی , مرگ در عرض چند ساعت هستند باید به کلستریدیوم سوردلی مشکوک شد.

نوع D کلستریدیوم پرفرینجنس در اکثر کره اسبها یی که هنگام تغذیه نسبت به بقیه حالت ولع شدید دارند باعث مرگ ناگهانی می شود آنترو توکسمی مشابهی نیز با عفونت ناشی از سم کلستریدیوم دیفیسیل و باکتریئدیس فرا جیلیس همراه بوده است .

نوع C کلستریدیوم پرفرینجنس ممکن است باعث آنتروتوکسمی همراه خونریزی و مرگ در کره اسبهای 4 روزه گردد جراحات روده توسط سم  B  حاصل از این گونه ایجاد می گردد  

ارلیشوز مونوسیتی اسب ( تب پتو ماک) که عال آ ارلیشیا رستیستی است تورم شدید قولون همراه با اسهال و دهیدراسیون می باشدکه متعاقب آن فلجی روده ,  آندو توکسمی و مرگ در اسبهایبالغ رخ می دهد و تشخیص از طریق استفاده از (IFA) یا ایمنو فلورسنت آنتی بادی و (ELISA ) الیزا استوار است    

عفونت قارچی جیب حلقی اغلب باعث خون آمدن از بینی به صورت یک طرفی و متناوب و غیر کشنده می شود گاهی نیز پارگی آنوریسم سرخرگ کاروتید داخلی و خونریزی ناشی از   آن باعث مرگ ناگهانی می شود در کالبد گشایی حضور خون در مجاری بینی و جیب حلقی و پلاک دیفتریک در بخش بالایی   خلفی قطعه میانی جیب حلقی آشکار می گردد        

سالمنولوز مسئول بسیاری از موارد تورم شحاد روده و قولون می باشد  بخصوص وقتی چندین دام مبتلا می شوند  سندرم فوق حادی که در چنین مواردی وقوع می یابد ممکن است شبیه تورم قولون X  در اسبهای بالغ با دورهای از  6 تا 12 ساعت باشد اسبها ممکن است قبل از بروز اسهال بمیرند تشخیص بعد از مرگ توسط جداسازی گونه های سالمونلا از محتویات روده , دیواره روده و یا عقده های لنفی مربوطه استوار است 

بیماری تایزر تورم کبد کره اسبها است که سریعآ باعث مرگ می شود وقوع آن تک گیر و سریعآ باعث مرگ می شود چون به شکل فوق حاد وقوع می یابد . ممکن است نشانه بالینی قبل از مرگ نداشته باشد تشخیص با روش بافت شناسی وبر اساس نشان دادن دسته های باسیل در سلول کبدی در اطراف نکروز می باشد

تشخیص هویت در گاو:

تشخیص هویت در گاو:

برای این عمل معمولا از داغ سرد استفاده می شود..

داغ سرد: عبارت است از استعمال ابزار داغ زدن بسیار سرد بر پوست حیوان . اگر روش داغ زنی سرد بدرستی انجام شود ، سلولهای رنگ ساز موی بدن حیوان از بین می رود و مو به رنگ سفید رشد می کند. در مورد گاو های سفید، کاربرد بیش از حد داغ سرد بطور عمودی پیاز مو را می کشد..

ابتدا گاو هایی را که می خواهید شماره بزنید مقید کرده..بیشتر در نواحی از بدن گاو که موهای سیاه رنگ وجود دارد داغ گذاری می شود...ابتدا موی ناحیه مورد نظر را کوتاه می کنیم یا می چینیم!!و بعد از کوتاه کردن مو ناحیه را به خوبی با یک برس تمییز می کنیم.محل ای که برای داغ گذاری مد نظر داریم را با الکل ضد عفونی می کنیم...برای داغ سرد از یخ خشک و یا ازت استفاده می شود تا شماره ها را به دمای مطلوب برساند.شماره های آهنی را در داخل ظرف محتوی ازت قرار می دهیم!!معمولا برای شماره زدن 80 راس گاو 3 شماره در هر طرف ( یعنی 240 شماره) 30 لیتر ازت کافی است..به زبان ساده تر یعنی برای هر 8 شماره 1 لیتر ازت لازم دارید.وقتی مراحل ابتدائی را انجام دادید شماره ها را داخل ظرف ازت قرار بدهید در ابتدا به جوش می آید و باید صبر کنید تا از جوش بیافتد و حالا باید شماره مورد نظر را از ظرف خارج کرده و بر محل مورد نظر قرار دهیم!!معمولا در گوساله های بین 2 تا 3 ماه 15 ثانیه داغ را در محل قرار می دهند ، برای گوساله های 4 تا 6 ماه 20ثانیه، برای گوساله های 7 تا 12 ماه 30 ثانیه و برای گاو های 12 ماه به بالا 35 تا 40 ثانیه شماره را روی بدن نگهدارید کافی است.در محلی که موهای سفید است شماره ها را معمولا 15 تا 20 ثانیه بیشتر نگه داری می نمایند.بعد از 4 تا 6 هفته جای شماره ها ظاهر و بعد واضح می گردد.

اخته کردن نشخوارکنندگان (( گوساله)) به روش غیر جراحی:

اخته کردن نشخوارکنندگان (( گوساله)) به روش غیر جراحی:

روش استفاده از پنس اخته بوردیزو از روشهای مناسب غیر جراحی برای اخته کردن است.این روش را می توانید در هر موقع از سال و بی آن که نگران عفونت زخم های باز و یا انگل باشید، به کار برید.

در ابتدای کار گوساله را با دماغ گیر مقید می کنید،باید این رو بگم که به کمک نیاز دارید!!و باید کمک شما دم گوساله را نیز به سمت بالا و و بر پشتش کشیده و راست نگه دارد...برای اطمینان وجود بیضه ، کیسه بیضه را لمس کنید، چرا که بعضی از گوساله ها نهان بیضه اند!!!در این عمل معمولا از بی هوشی استفاده نمی شود!یک از بیضه ها رو به طرف ته کیسه بیضه بکشید و با یک دست خود بند بیضه را بر لبه خارجی کیسه بیضه قرار دهید...در این حالت ، بند مثل درز روی یک شلوار لی کهنه احساس می شود. با دست پنس اخته باز را تقریبا در یک شوم عرض کیسه بیضه و در فاصله 5 سانتی متری بلای راس بیضه قرار دهید...دقت کنید تا بند را در لبه خارجی کیسه بیضه کار گذاشته اید، بین دندانه های پنس اخته قرار بگیرد.

توجه: ممکن است قرار دادن پنس در 5 سانتی متری بالای بیضه گوساله زیر 1 ماه دشوار باشد.سعی کنید تا جایی که امکان دارد پنس اخته را در بالاترین قسمت روی بیضه قرار دهید..

بعد از انجام مراحل بالا، دسته های پنس اخته را در محل به یکدیگر فشار دهید و مدت 1 دقیقه با فشار در آن منطقه نگه دارید...مطمئن باشید که حتما بند بیضه درست در زیر پنس قرار گرفته و بعد پنس را فشار دهید..

                                

بعد از زمان گفته شده پنس را باز کرده و دوباره بند بیضه را به لبه خارجی کیسه بیضه کشیده و با دست نگه می دارید و پنس اخته را 5/0 سانت پائین تر از محل قبلی روی بند بیضه قرار داده و دوباره  به مدت 30 ثانیه تا 1 دقیقه در محل نگه می دارید ... کار تمام شد.

برای برداشتن بیضه دوم ، کار را از سمت دیگر شروع و مراحل فوق دوباره برای بیضه دوم نیز تکرار می کنیم!!

تمام .....

البته یک عقیده و تجربه شخصی رو بی ربط ندونستم که بگم!! اینکه اگه قراره برای پرواربندی گوساله ای اخته بشه!! بهترین حالت اینکه اصلا نشه!! و این کار رو توصیه نکنید!!چرا که در گوساله ایجاد استرس خواهد کرد و عملا تا چند ماه رشد و اضافه شدن وزن به صورت عادی هم دیده نمیشه گاهی هم افت وزن خواهیم داشت و اون وزنی که می بایست گوساله تا 2 ماه بعد در حالت عادی میزد رو نمی زنه!! البته در طولانی مدت یعنی در 2 سالگی موثر خواهد بود!! که متاسفانه دوره ی پرواربندی در ایران حداکثر از 3 ماهگی تا 1 سال و نیم می باشد......و چندان تفاوتی نخواهد کرد....

بيماري لكوز

بيماري لكوز از جمله بيماريهاي با اهميت در دامداري هاي متراكم مي باشد كه سبب ايجاد تومور در بافتهاي لنفاوي مانند تيموس، طحال و عقده لنفاوي و نهايتاً علائم كلينيكي متفاوت ( از قبيل كاهش اشتها، كاهش توليد شير، عدم تعادل، ضعف عضلاني، زمين گيري، نارسائي قلبي و ... )بر اساس محل ايجاد تومور مي گردد.اين علائم اغلب در دام هاي بالغ بالاي 3 سال مشاهده مي شود.اين بيماري گسترش جهاني داشته و برابر گزارشات موجود شيوع آن در آمريكا 0- 100 درصدبوده كه در گله هاي آلوده بيش از 80 درصد آنها سرم مثبت بوده اند. شيوع بيماري در كانادا 6- 11 % ، فرانسه 27% و ونزوئلا 37 % گزارش شده است . فقط كشورهاي دانمارك و سوئد با پرداخت غرامت و اجباري كردن تست هاي تشخيصي سياست ريشه كني بيماري را در پيش گرفته اند و در ساير كشورها برنامه كنترلي داوطلبانه بوده كه بر اساس پروتكل هاي سازمان دامپزشكي دولتي به اجرا گذاشته مي شود.
طي مطالعه بعمل آمده در سال 1374 در استان تهران بر روي 253 راس دام اصيل در ده واحد دامداري مختلف در 7 شهرستان به روش AGID ، آلودگي سرمي لكوز برابر با 9/7 در صد بود. بررسي سرمي 253 راس دام موجود در مراكز اصلاح نژاد كشور طي سال 1379 به روش ELISA آلودگي لكوز را 0 تا 31 در صد و در چهار واحد صنعتي استان تهران با حدود 2000 راس دام تحت مطالعه در سال 1380 آلودگي سرمي برابر با 40 تا 80 درصد مشاهده گرديد.

بطور كلي در 30 درصد دام هاي آلوده يك لنفوسيتوز پايدار مشاهده مي گردد در حاليكه تنها دركمتر از 5 درصد دامهاي آلوده لنفوساركوم ديده مي شود. دام هاي آلوده اي( سرم مثبت ) كه علائم باليني لكوز را نشان نميدهند در تمام طول عمر توانائي انتقال ويروس را از طريق لنفوسيتهاي آلوده دارند. اين نوع دام ها منبع بالقوه عفونت براي دام هاي حساس دامداري مي باشند.

انتقال ويروس لكوز گاوي :
چون ويروس لكوز گاوي در لنفوسيت ها قرار داشته و ندرتاً ويروس آزاد است، انتقال سلول هاي آلوده به دام حساس براي ايجاد بيماري ضروري است . سه راه معمول انتقال بيماري عبارتند از :

o انتقال خون آلوده ،

o مصرف آغوز يا شير آلوده،

o انتقال از طريق جفت در دوره آبستني.

توصيه هاي بهداشتي جهت كنترل بيماري لكوز و جلوگيري از گسترش آن در گاوداري صنعتي:

1- استفاده از سرسوزن هاي استريل انفرادي در تزريقات و خونگيري ها.

2- شروع اجراي واكسيناسيون از دام هاي جوان به دام هاي بالغ و حتي المقدور استفاده از سرسوزن هاي استريل انفرادي در مايه كوبي ها.

ó با توجه به منابع علمي موجود تست هاي بين جلدي از قبيل تست سل ( تست توبركولين) جزو عوامل مسبب انتقال لكوز محسوب نمي شوند.

3- شستشو و ضدعفوني وسايل خال كوبي ، پنس تكه برداري وسم چيني در فاصله عمليات روي هردام.

4- استفاده از شاخ برهاي الكتريكي و يا ضدعفوني وسايل شاخ بري در فاصله عمليات روي هردام.

5- استفاده از دستكش مامايي بطور انفرادي براي هردام در عمليات توشه ركتال.

6- استفاده از دستكش مامايي بطور انفرادي براي هردام در عمليات تلقيح مصنوعي و مامائي.

7- در عمليات سخت زايي و زايمانها از وسايلي كه قابليت ضد عفوني داشته باشد استفاده گردد. (به طور مثال استفاده از زنجيرهاي استيل در سخت زايي ها).

8- - تغذيه گوساله ها با شير جايگزين يا تيمار شير و آغوز با استفاده از پاستوريزاسيون كند ( 65 درجه سانتيگراد به مدت نيم ساعت ) و يا فريز نمودن شير و آغوز.

ó در صورت اطلاع از وضعيت سرمي بيماري لكوز در گله، براي تغذيه گوساله ها از شير و آغوز دام هاي سرم منفي استفاده گردد.

9- در صورت اطلاع از وضعيت سرمي بيماري لكوز در گله، هنگام دوشش ابتدا گاوهاي سرم منفي دوشيده شود، در صورت عدم اطلاع ابتدا گاوهاي جوان وارد شير دوشي شده و در پايان دام هاي مسن دوشيده شوند و پس از هر دوشش لوازم شيردوشي در ضدعفوني كننده مناسب غوطه ور گردد.

10- در صورت اطلاع از وضعيت سرمي بيماري لكوز در گله از دريافت كننده هاي سرم منفي براي انتقال جنين استفاده گردد.

11- كنترل حشرات به منظور به حداقل رساندن انتقال خون توسط حشرات خونخوار

اسهال گوساله:

اسهال گوساله:

 امروز به این بیماری خواهم پرداخت چرا که با شروع فصل گرما، این بیماری هم در گوساله های تازه متولد شده شیوع می یابد که ممکن است همراه با گرمازدگی موجب تلف شدن دام نیز گردد.

ابتدا باید بدانیم اسهال در گوساله عوامل متفاوتی دارد ویروسها و گاهی باکتریها و گاهی ویروس ها همراه با باکتری ها موجب اسهال در گوساله ها می شوند.سالمونلا،پزودوموناس،پاستورلا و اکلی .........

عامل اصلی اسهال در گوساله های تازه متولد شده و در هفته اول زندگی به خصوص 4 روز اول زندگی اشرشیای ایکلای است.در کلستریدیا ها و سالمونلا زمان اسهال زمان دیرتری است یه چیزی حدود 15 روزگی تا 1 ماهگی ایجاد اسهال می نمایند.عوامل ویروسی مثل روتاویروس- کروناویروس و عوامل انگلی مثل ایمریا و کوکسیدیا ها نیز ایجاد اسهال می نمایند.

معمولا اسهال در این سنین به رنگ زرد مایل به سبز است.

علائم:در ابتدا ما فقط زمینه ی مدفوع آبکی به شکل اسهال به همراه کم آبی در گوساله را مشاهده خواهیم کرد.درجه حرارت بدن دام در ابتدا کمی بالا می رود و بعد از مدتی کم آبی و خشکی بدن شروع می شود و دمای بدن به شدت کاهش می یابد.گوساله توان ایستادن را از دست می دهد و زمین گیر می شود .گوشها و پوزه به شدت سرد می شود.رفلکس مکیدن در گوساله کمتر می شود.چشم ها گود افتاده میشود،صدای قلب ضعیف تر شده اما تعداد ضربان افزایش می یابد،تعداد حرکات تنفسی زیاد تر شده،اگر شکم گوساله را به صورت مشکی تکان بدهیم متوجه می شویم داخل حالت پر از مایع دارد .نواحی انتهائی بدن سرد می شود.در این اسهال به خصوص در اشرشیا توکسمی هم خواهد داد و گوساله را دچار شوک می کند.

درمان: تزریق سرم بخصوص سرم نمکی یا قندی نمکی،خیلی می تواند کمک کننده باشد،معمولا به ازای هر1 کیلو از وزن بدن 100 سی سی سرم زده می شود.نکته اینکه وزن گوساله در هنگام تولد حدودا 25 الی 28 کیلو گرم است معمولا دو لیتر و نیم که همان 2 لیتر در روز کافی است. توجه داشته باشید که دمای سرم تزریق شده نباید پائین تر از دمای بدن گوساله باشد و سرد باشد.سرم را در آب ولرم قرار دهید.

تزریق 3 تا 5 سی سی  فلونگزین مگلوبین که از دسته داروهای ضد التهابی است به درمان التهاب روده ای ایجاد شده می تواند کمک کننده باشد.

استفاده از آنتی بیوتیک های خوراکی مثل نئومایسین  بسیار موثر است معمولا به مدت 3 روز روزی 2 عدد تجویز می شود.

استفاده از آنتی بیوتیک تزریقی مثل انروفلوکسازین یا اکس تتراسایکلین به مدت 3 تا 5 روز .

گاهی اگر حالت اسهال بسیار شدید باشد یک چیزی حدود 13 گرم بی کربنات سدیم یا همان جوش شیرین به سرم قندی نمکی اضافه می کنیم.حتی می توانیم تا 15 گرم به گوساله خوراند.

علاوه بر دارو های بالا و کار های فوق شیر گوساله را 24 ساعت قطع کنید و از پودر های اسکور استاپ که معمولا 1 ساشه را در 3 لیتر آب مخلوط کرده و در  وعده به گوساله خورانده شود.یا از پودر های او.ار.اس به همان روش فوق می توانیم استفاده کنیم.

یک درمان حمایتی نیز انجام می دهیم و به مدت 3 روز روزی 5 سی سی آ.د.3.ای تجویز می نمایم.

انجام درمان های بالا و مراعات مسائل دیگر به بهبود دام بسیار کمک خواهد کرد.

فارماکولوژی داروهای بیحس کننده موضعی و انواع آنها

فارماکولوژی داروهای بیحس کننده موضعی و انواع آنها

 

خواص عمومی داروهای بیحس کننده موضعی:

ین داروها علاوه بر اثر وقفه ای روی جریان عصبی در اکسون های عصبی،روی سیستم عصبی مرکزی،عقده های سیستم اعصاب خودمختار ، محل اتصال عصب به عضله و فیبرهای عضلانی اثر می نماید.این دارو ها روی سیستم اعصاب مرکزی سبب تحریک شده و به دنبال آن ضعف مراکز حاصل گشته که ممکن است در اثر ضعف تنفسی مرگ به وقوع بپیوندد.محرک های بصل النخاعی در درمان این نوع ضعف تنفسی بی اثرند زیرا که مواد بیحس کننده موضعی خود محرک های مرکزی می باشند و تضعیف آنها در اثر تحریک مداوم توسط این داروها حاصل گشته و احتمالا از خستگی زیاد این مراکز منتج می شود.داروهای بیحس کننده موضعی دارای اثرات شبیه کینیدینی روی قلب می باشند.این اثرات مشابه به اثر آنها روی سلولهای عصبی یعنی از طرق تثبیت کردن پتانسیل غشاء ایجاد می شوند.آنها گاهی اوقات بدین منظور در درمان شناسی بکار می روند.

انواع داروهای بیحس کننده موضعی:

1.کوکائین:

این ماده،قدیمی ترین ماده بیحس کننده موضعی بوده که از برگهای گیاهی بنام اریتروگزیلون کوکا در امریکای جنوبی به دست می آید.این ماده در اثر جوشاندن به مدت طولانی از بین می رود.جذب آن از غشاء های مخاطی صورت گرفته ولی از پوست سالم جذب نمی شود.پس از جذب، قسمتی از آن توسط کبد منهدم گشته و قسمتی از طریق ادرار دفع می شود.کوکائین ماده بیحس کننده موضعی موثری است که بدون تحریک اولیه سبب فلج شدن تنه های عصبی و انتهای عصب حسی می شود.این ماده سبب تقویت اثر آدرنالین شده و لذا دارای اثر قبض عروق می باشد. کوکائین سبب اتساع مردمک گشته، اما رفلکس نوری برخلاف میدریاز حاصل از آتروپین باقی می ماند.این ماده دارای اثرات خطرناکی بوده که ممکن است با مقادیر کمتر از مقدار ضروری برای ایجاد بیحسی موضعی،بروز نماید.این دارو ابتدا تحریک سیستم اعصاب مرکزی، سپس تضعیف آن، که زا مراکز بالا شروع گشته،موجب می شود.مفادیر زیاد آن سبب تشنج شده و مقادیر کم آن از طریق تحریک مرکز واگ سبب کندی عمل قلب می شود.مقادیر متوسط آن از طریق تحریک عصب سمپاتیک محیطی و مرکزی ، افزایش ضربان قلب را سبب می شود.این دارو مشمول مقرارت داروهای کنترل شده است..از آنجائیکه کوکائین برای مصرف ف ماده بسیار سمی است لذا در صورتی که جانشین ان یافت شود مصرف آن مناسبتر است.کوکائین و بوتوکائین هیچ یک بهتر است تزریق نشوند.

2. پروکائین:

این ماده فقط 25/0 سمیت کوکائین را دارا می باشد، در آب محلولی پایدار تولید نموده و منتهی به اعتیاد نمی گردد.لیکن دارای قدرت نفوذ ضعیف بوده و لذا برای بیحس نمودن مخاط مناسب نبوده و عمدتا به عنوان تزریقی مصرف می شود.از نظر ساختمان شیمیایی ، اغلب داروهای بیحس کننده موضعی املاح آلی بوده و به وسیله هیدرولیز شدن متابولیزه می گردند.این عمل در کبد و پلاسما صورت گرفته و احتمالا آنزیم مسئول هیدرولیز پلاسمائی ، کولین استراز پلاسمائی است.در حقیقت کولین استراز پلاسمائی ممکن است قسمت عمده متابولیسم مواد بیحس کننده موضعی خاصی را عهده دار باشد.که در دامپزشکی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده زیرا که میزان کولین استراز پلاسمائی در گونه های مختلف متفاوت بوده است.

داروهای بیحس کننده موضعی غالبا با آدرنالین مخلئط گشته و موجب محدود شدن جذب آنها شده . به عنوان یک ماده خون بند موضعی نیز عمل می کنند.اگر چه اثر اخیر همیشه مزیت آن محسوب نشده بلکه ممکن است خونریزی را پنهان نمایید که بهتر است از طریق بستن مناطق خونریزی اقدام شود.  

3.بوتوکائین:

داروی بیحس کننده خوبی برای غشاء های مخاطی بوده ولی برای تزریق بسیار سمی است.

4.آمتوکائین:

برای تزریق و غشاء های مخاطی مناسب است.

5و 6. اورتوکائین و بنزوکائین:

هر دو پودرهای بیحس کننده  موضعی غیر محلول بوده که تنها به عنوان مواد پانسمان کننده جهت زخم های سطحی دردناک بکار می رود.

7.سینکوکائین:

بسیار موثر تر از پروکائین بوده ولی سمی تر نیز هست.این ماده جهت بی حسی مناسب بوده و اثر طولانی ایجاد می کند.ممکن است سبب بروز واکنش های التهابی در محل گردد بدین منظور دیگر مصرف نمی گردد.

8.لیدوکائین:

داروی بیحس کننده موضعی جدید و متداول در تمرینات دامپزشکی بوده که بیحسی را هم از طریق تزریق و هم متعاقب کاربرد موضعی آن ظاهر می سازد.این دارو بنام لینوکائین نیز مرسوم است.ماده غیر استری بوده و در کبد متابولیزه گشته  ولی توسط کولین استراز متابولیزه نمی گردد.این مسئله ممکن است بخشی از طولانی اثر بودن لیدوکائین را توجیه کند.

9.پریلوکائین:

هم از نظر ساختمان شیمیائی و هم از نظر فارماکولوژیک مشابه لیدوکائین است.این دارو آهسته تر اثر کرده ولی دوام اش طولانی تر بوه..

10.پروکسی متاکائین:

برای ایجاد بیحسی قرنیه بکار رفته و اهمیت آن در عدم ایجاد اتساع مردمک است.

اعمال و تكنيك هاي جراحي در گاو :

اعمال و تكنيك هاي جراحي در گاو :

 

 

بي هوشي: مي توانيم از كتامين 2 ميلي گرم به ازاي هر كيلو از وزن بدن + زايلازين

 

1) شاخ بري:

 در گوساله ها : در 4 هفتگي از پماد شاخ سوز استفاده مي كنيم.ابتدا محل را تراشيده و دور آن را وازلين مي زنيم و بعد پماد را در محل استفاده مي كنيم. يا از ميله هاي شاخ سوز استفاده مي كنيم كه حداقل 10 ثانيه و حداكثر 20 ثانيه در محل نگه مي داريم.

در گاو : ابتدا در ناحيه گودي بالاي چشم  در محل عصب 10 سي سي ليدوكائين براي يك شاخ تزريق مي كنيم و مو هاي اطراف را مي تراشيم و بعد از 10 دقيقه بي حسي ايجاد مي شود با سيم شاخ بر . محل مناسبي را شروع به بريدن مي كنيم.

بعد با هويه خونبندي انجام مي شود و حفره هاي شاخ را بايد با گاز تامپون آغشته به بتادين پر كرد.

شاخ بري زيبائي: تمامي مراحل بالا تا بي حسي را انجام مي دهيم سپس با اسكالپر پوست اطراف شاخ را به فاصله 1 سانتي برش مي دهيم  و شاخ را از انتها برش مي زنيم طوريكه دو سر پوست به هم برسد.و دو سر پوست را به هم بخيه مي زنيم و در روي محل يك گاز تامپون با بخيه وصل مي شود و بعد از 2 تا 3 هفته بخيه ها كشيده مي شود.گاز را بايد 48 ساعت بعد برداشت.

 

2) حلقه گذاري:

ابتدا دو پنبه را آغشته به (هر كدام را به 5 سي سي) ليدوكائين مي كنيم . و به مدت 5 تا 10 دقيقه در بيني قرار مي دهيم و بعد حلقه را به وسيله پنس در مخل قرار مي دهيم و يا به وسيله تروكار محل را سوراخ مي كنيم و حلقه را عبور مي دهيم.

 

3) اخته كردن گوساله:

بايد به چند نكته قبل از عمل دقت كرد: اول اين كه گوساله حتما به وزن 150 كيلو رسيده باشد و به دام قطع جيره غذائي داده شود.

ابتدا به دام يك آرامبخش تزريق مي كنيم و سپس بي حسي ناحيه اي مي دهيم به اينگونه كه به اندازه 2 تا 3بند انگشت بالاي بيضه به صورت زيرجلدي 5 سي سي در هر طرف ليدوكائين تزريق مي كنيم و سپس در همان ناحيه تزريق مي كنيم اما اين بار سوزن را بيشتر وارد مي كنيم اين بار نيز 5 سي سي .

سپس پوست بيضه را به سمت پائين مي كشيم و برش مي زنيم و بعد پوست واتصالات بيضه را جدا مي كنيم تا بيضه آشكار شود.

بعد بند بيضه را به وسيله پنس بورديزو له مي كنيم. بخيه نمي زنيم . زدن آنتي بيوتيك اهميت دارد و موثر است.

 

4) قطع دم:

ابتدا تورنيكت مي زنيم. بايد بي حسي اپي دورال به دام داده شود و سپس يك برش دايره اي در محل مي دهيم و دم را از ناحيه مهره اي توسط اسكالپر برش مي دهيم.در ناحيه 2 تا 3 بخيه تك مي زنيم.

 

 

 به روش جراحي:Milking Sucker 5) درمان

الف:

ابتدا غذاي دام را قطع مي كنيم . بعد يك آرامبخش به دام مي زنيم 2% تا 1% ميلي گرم به ازاي هر كيلو از وزن بدن تزريق مي كنيم.دام را ترجيحا به سمت راست مي خوابانيم و سپس بي حسي ناحيه اي مي دهيم به اين شكل كه در دو انتهاي كناري زبان در هر طرف 10 سي سي ليدوكائين تزريق مي كنيم. سپس تورنيكت مي بنديم.در سطح پشتي زبان و 1 سانتي متر عقب تر از نوك زبان تا ترمز زبان يك برش خربزه اي مي زنيم اين برش عمقي نيست و مخاطات را بر مي داريم و سپس يك بخيه ساده تك در وسط مي زنيم و بعد شروع به بخيه زدن مي كنيم.از نخ كات گوت استفاده مي كنيم. بخيه كشيده نمي شود .

 و فنيل بوتازون موثر خواهد بود.Vit AD3E تزريق ويتامين

 

ب: نوع دوم جراحي:

تمام مراحل عمل بالا را انجام مي دهيم اما در اين در اين نوع عمل ابتدا از نوك زبان به اندازه 5 سانت در طول برش مي دهيم و برش بعدي در عرض داده مي شود و اين بار برش ها عمقي است.سپس بخيه ساده تك مي زنيم. بخيه ها اين بار نيز كشيده نمي شوند.

 

6)عمل قطع انگشت :

ابتدا بالاي مچ را تورنيكت مي بنديم و سپس يك بي حسي وريدي در وريد محل مي دهيم و گاهي بي حسي خطي نيز مي دهيم.سپس پوست دور سم مورد نظر را برش مي دهيم و كاملا جدا مي كنيمو مفصل را پيدا مي كنيم و به وسيله سيم شاخ بر يا همان سيم مامائي از مفصل قطع مي كنيم. نبايد برش با سرعت زياد اتفاق بايفتاد و بايد تمام چربي ها جدا شود و شريان محل نيز ليگاتور شود.وبعد دو سر پوست را به هم رسانده و به هم بخيه مي زنيم و بعد باند داژ مي نمائيم . 10 تا 14 روز بعد بخيه ها را مي كشيم.

 

7) اعمال روي سرپستانك:

برداشتن سر پستانك اضافي:

در سنين پائين بايد  صورت گيرد . در سنين پائين زياد مشكل زا نخواهد بود. اما ابتدا در قائده سرپستان يك بي حسي دايره اي مي دهيم و سپس س پستان را كشيده و با قيچي قطع مي كنيم در صورت نياز 1 تا 2 بخيه ساده تك در محل مي زنيم.

مسدود شدن سر پستان اصلي:

از پنس هوند سوند استفاده خواهيم كرد با عبور دادن از مجرا مي توان مجرا را باز كرد.

ترميم سر پستانك:

بي حسي در قائده سر پستانك به شكل دايره اي بسيار متداول است و مقداري از دارو را نيز داخل خود سر پستانك تزريق مي كنيم و سپس تورنيكت مي بنديم و بخيه كوشينگ مي زنيم و در پايان لوله سرپستانك به مدت 1 هفته قرار مي دهيم.

 

8) جا زدن پرلاپس هاي رحمي :

لوازم:سوزن دور مهبلي گرلاش يا بوهنرونوار دور مهبلي به پهناي 1 سانت

ابتدا بي حسي اپي دورال مي دهيم. مياندوراه و بفتهاي پرولاپس شده را تمييز مي كنيم و با ضدعفوني كننده ها ضدعفوني مي كنيم و براي خوابيدن تورم بافتها از آب قند غليظ استفاده مي شود و مالش نيز مي دهيم.پرولاپس را توزده و يك برش 1سانت بالاي فرج زده و 1 سانت پائين و از اين شكاف ها سوزن گرلاش را عبور داده و نوك سوزن نوار را عبور داده و سوزن را بيرون مي كشيم دوباره نوار را آزاد كرده و سوزن را از شكاف ها عبور داده و آن سر نخ را وارد سوزن كرده و دوباره سوزن را به سمت پلئين مي كشيم و دو سر نوار را به هم گره مي زنيم.و براي كاستن احتمال عفونت دور واژن را بخيه مي زنند.

 

9) تخليه كوره چشم:

ابتدا بي حسي ناحيه اي  مي دهيم در 4 نقطه دور كاسه چشم تزريق صورت مي گيرد 40 ميل ماده بي حس كننده تزريق مي شود.

سپس موهاي اطراف موضع تراشيده مي شود و با فاصله 1 سانتي از دور پلك برش مي دهيم . و چشم تخليه مي شود و عروق له مي شوند و از بخيه ساده سرتاسري استفاده مي كنيم.

 

 

10) آبسه:

تشخيص آبسه: از سرما( ادم(تجمع سرم خون) وسلوليت وهماتوم

در ملامسه: درجه حرارت آبسه پائين تر از دماي بدن است در حالي كه هماتوم گرمتر از دماي بدن است. اما در سلوليت و ادم نيز دماي ناحيه پائين تر از دماي بدن است.

در ادم و سلوليت مسكلات قلبي عروقي و كبدي نيز مشاهده مي شود.

كار ديگر در تشخيص فشار دادن ناحيه است: اگر سلوليت يا ادم باشد در اثر فشار ما اثر آن باقي خواهد ماند ر حالي كه در آبسه اينگونه نخواهد شد.

كار ديگر اسپيره كردن است كه با سوزن شماره 18 اين كار انجام مي شود كه بايد در اسپيره كردن چرك خارج شود اكر خون خارج شد هماتوم است و نبايد باز كرد. براي اين كار نرم ترين محل انتخاب مي شود.

 

طريقه برخورد با آبسه:

بعد از مشخص شدن آبسه . در ناحيه هيچ گونه بي حسي داده نمي شود.زماني آبسه را برش مي دهيم كه رسيده باشد اگر هنوز زمان آن نشده باشد مي توانيم از پماد اكتيول استفاده كنيم . بعد از رسيدن برش دهيم به اين گونه كه مي توانيم منتهي اليه پائيني را برش دهيم نسبت به خط افق با به صورت صليبي برش دهيم و يا يك برش سرتاسري در امتداد كيسه آبسه داده شود.سپس كيسه آبسه را بايد بر داريم بوسيله گاز تامپون و بتادين داخل كيسه را شستشو مي دهيم. در پايان نيازي به زدن بخيه نيست.

 

نكاتي در مورد برخورد با زخم:

نبايد زخم را با آب و آب مقطر شستشو دهيم چرا كه تورم سلولي ايجاد مي كند و بايد از سرم فيزيولوژي استفاده كنيم.

در هنگام بخيه زدن نبايد در لبه هاي زخم بي حسي موضعي دهيم چرا كه ممكن است عفونت اطراف را به داخل منتقل كند.

نبايد زخم را كورتاژ كنيم.

زمان طلائي رسيدن يه زخم و درمان  به طور مينگين 7 ساعت بعد از ايجاد آن است.

 

نكاتي در مورد گچ گيري:

قبل از گچ گرفتن موضع بايد محل را ثابت كنيم و بانداژ كنيم كه به اين باند ويبريل مي گويند كه 2 تا 3 سانت بلند تر از گچ گرفته مي شود.

روي باند ويبريل گچ گرفته مي شود.

اگر جراحي صورت گرفته باشد در محل جراحي روي گچ پنجره ايجاد مي شود.

معمولا 5 تا 10 دقيقه بعد از گچ گيري دام نبايد حركت كند و دام را بي هوش مي كنند.

در گچ گيري هاي سرتاسري  سر يا نوك انگشتان را گچ نمي گيرند .

معمولا يك مفصل بالا و يك مقصل پائين شكستگي را گچ مي گيرند.

گچ حداقل 20 و حداكثر 120 روز نگه داري مي شود.

اخته کردن در تک سمیان: (( اسب))

اخته کردن در تک سمیان: (( اسب))

روش اخته کردن به صورت جراحی:

اخته کردن در اسب باید از 18 ماهگی به بعد صورت گیرد.

در این روش به حیوان 12 تا 24 ساعت(( معمولا 16 ساعت)) پرهیز غذائی می دهیم.

در مورد این نوع جراحی یک پیش بیهوشی داریم یک بی هوشی ، به این روش که:

ابتدا از دیازپام استفاده می کنیم (به ازای هر کیلو از وزن دام 2/0 میلی گرم) داخل رگ تزریق می کنیم..(( معمولا 50 میلی گرم))

سپس به مدت 20 دقیق صبر می کنیم.

در مرحله دوم از زایلازین یا رامپون استفاده می کنیم به میزان 1/1 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم از وزن بدن دام تزریق می کنیم..به شکل وریدی..

سپس 5 دقیق صبر می کنیم.

در مرحله سوم از داروی هیدروکلراید(کتامین) به میزان 2/2 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن،استفاده می کنیم.که برای بیهوشی است.بعد از 5 تا 20 دقیقه دام کاملا بیهوش می شود.

به ترکیب این 3 دارو کوکتیل می گویند که در تک سمی ها باید تمام این مراحل انجام شود.

TunicaVaginalis بعد از بیهوشی کامل دام...باید ابتدا دو برش روی لایه خارجی بیضه یا

داده شود.این برش ها باید روی بیضه گونه ای زده شود که از خط میانی کیسه بیضه 2 سانتی متر فاصله داشته باشند و طول برش ها حداکثر 10 سانتی متر باشد.بعد از برش ،لایه های روی بیضه ها و بیضه را با اسکالپر برش میزنیم و در نهایت با یک گاز تامپون اتصالات بیضه را جدا می کنیم و دورتوس را نیز جدا می کنیم تا بیضه کاملا مشاهده شود(بیضه هر سمت را به صورت جداگانه این اعمال صورت می گیرد.).مرحله بعد استفاده از پنس های مخصوص اخته کردن می باشد است.در اینجا از دو پنس مخصوص

 استفاده می شود.Sand , Emosculator

 کار گذاشته می شود طوری که حتما پیچ آن به سمت SAND بدین گونه که ابتدا پنس

شکم قرار گیرد.

 استفاده می کنیم که لبه برنده اش به سمت بیضه هاEMOSCULATOR سپس از پنس

و لبه له کننده اش به سمت شکم قرار گیرد.دو پنس بلافاصله بعد هم به کار می روند.

این 2 پنس باید به مدت دو دقیقه در محل قرار گیرند و خود پنس ها خونگیری نیز انجام می دهند.بنابر احتیاط برای انجام خونگیری کامل بیش از 2 دقیقه پنس ها را یک کم بیش از 2 دقیقه در محل قرار دهید.

در پایان هیچ گونه بخیه ای زده نمی شود.باید از آنتی بیوتیک های وسیع الطیف استفاده کرد.گاهی بخیه زده می شود و در لابه لای بخیه ها را زه کشی می نمایند برای تخلیه خون وآب محل..باید دام تحت مراقبت قرار گیرد و هر روز کنترل شود.

انواع تزريقات:

 

 تزريق داخل عضلاني:IM

   اينگونه تزريقات در گاو عمدتا درعضلات كپل و ران و كمتر نيز در گردن انجام مي شود. اما بايد به اين نكته توجه داشت كه       در گوساله ها در عضلات ران و پشت ران تزريق مي شود.

 تزريق وريدي:IV

  بيشتر تزريقات وريدي در وريد گردن و گاهي نيز در وريد پستان صورت مي گيرد. تنها بايد دقت كرد كه چند دارو با هم به       يكباره تزريق نشود يعني اختلالات داروئي بسيار اندك باشد.

 تزريق زير جلدي:SC

   اين نوع تزريقات  يك كف دست بالاي شانه  و روي دنده هاي سينه  صورت مي گيرد.

 اپي دورال:Epidural

 در اين نوع تزريق ما سوزن را با زاويه 45 درجه بين مهره آخرين مهره ساكروم و اولين مهره دمي يا بين مهره اول و دوم دمي  وارد مي كنيم و ما ظرف 10 درقيقه يك بي حسي خوب در ناحيه پرينه خواهيم داشت.

اعمال و تكنيك هاي جراحي در گاو :

اعمال و تكنيك هاي جراحي در گاو :

 

 

بي هوشي: مي توانيم از كتامين 2 ميلي گرم به ازاي هر كيلو از وزن بدن + زايلازين

 

1) شاخ بري:

 در گوساله ها : در 4 هفتگي از پماد شاخ سوز استفاده مي كنيم.ابتدا محل را تراشيده و دور آن را وازلين مي زنيم و بعد پماد را در محل استفاده مي كنيم. يا از ميله هاي شاخ سوز استفاده مي كنيم كه حداقل 10 ثانيه و حداكثر 20 ثانيه در محل نگه مي داريم.

در گاو : ابتدا در ناحيه گودي بالاي چشم  در محل عصب 10 سي سي ليدوكائين براي يك شاخ تزريق مي كنيم و مو هاي اطراف را مي تراشيم و بعد از 10 دقيقه بي حسي ايجاد مي شود با سيم شاخ بر . محل مناسبي را شروع به بريدن مي كنيم.

بعد با هويه خونبندي انجام مي شود و حفره هاي شاخ را بايد با گاز تامپون آغشته به بتادين پر كرد.

شاخ بري زيبائي: تمامي مراحل بالا تا بي حسي را انجام مي دهيم سپس با اسكالپر پوست اطراف شاخ را به فاصله 1 سانتي برش مي دهيم  و شاخ را از انتها برش مي زنيم طوريكه دو سر پوست به هم برسد.و دو سر پوست را به هم بخيه مي زنيم و در روي محل يك گاز تامپون با بخيه وصل مي شود و بعد از 2 تا 3 هفته بخيه ها كشيده مي شود.گاز را بايد 48 ساعت بعد برداشت.

 

2) حلقه گذاري:

ابتدا دو پنبه را آغشته به (هر كدام را به 5 سي سي) ليدوكائين مي كنيم . و به مدت 5 تا 10 دقيقه در بيني قرار مي دهيم و بعد حلقه را به وسيله پنس در مخل قرار مي دهيم و يا به وسيله تروكار محل را سوراخ مي كنيم و حلقه را عبور مي دهيم.

 

3) اخته كردن گوساله:

بايد به چند نكته قبل از عمل دقت كرد: اول اين كه گوساله حتما به وزن 150 كيلو رسيده باشد و به دام قطع جيره غذائي داده شود.

ابتدا به دام يك آرامبخش تزريق مي كنيم و سپس بي حسي ناحيه اي مي دهيم به اينگونه كه به اندازه 2 تا 3بند انگشت بالاي بيضه به صورت زيرجلدي 5 سي سي در هر طرف ليدوكائين تزريق مي كنيم و سپس در همان ناحيه تزريق مي كنيم اما اين بار سوزن را بيشتر وارد مي كنيم اين بار نيز 5 سي سي .

سپس پوست بيضه را به سمت پائين مي كشيم و برش مي زنيم و بعد پوست واتصالات بيضه را جدا مي كنيم تا بيضه آشكار شود.

بعد بند بيضه را به وسيله پنس بورديزو له مي كنيم. بخيه نمي زنيم . زدن آنتي بيوتيك اهميت دارد و موثر است.

 

4) قطع دم:

ابتدا تورنيكت مي زنيم. بايد بي حسي اپي دورال به دام داده شود و سپس يك برش دايره اي در محل مي دهيم و دم را از ناحيه مهره اي توسط اسكالپر برش مي دهيم.در ناحيه 2 تا 3 بخيه تك مي زنيم.

 

 

 به روش جراحي:Milking Sucker 5) درمان

الف:

ابتدا غذاي دام را قطع مي كنيم . بعد يك آرامبخش به دام مي زنيم 2% تا 1% ميلي گرم به ازاي هر كيلو از وزن بدن تزريق مي كنيم.دام را ترجيحا به سمت راست مي خوابانيم و سپس بي حسي ناحيه اي مي دهيم به اين شكل كه در دو انتهاي كناري زبان در هر طرف 10 سي سي ليدوكائين تزريق مي كنيم. سپس تورنيكت مي بنديم.در سطح پشتي زبان و 1 سانتي متر عقب تر از نوك زبان تا ترمز زبان يك برش خربزه اي مي زنيم اين برش عمقي نيست و مخاطات را بر مي داريم و سپس يك بخيه ساده تك در وسط مي زنيم و بعد شروع به بخيه زدن مي كنيم.از نخ كات گوت استفاده مي كنيم. بخيه كشيده نمي شود .

 و فنيل بوتازون موثر خواهد بود.Vit AD3E تزريق ويتامين

 

ب: نوع دوم جراحي:

تمام مراحل عمل بالا را انجام مي دهيم اما در اين در اين نوع عمل ابتدا از نوك زبان به اندازه 5 سانت در طول برش مي دهيم و برش بعدي در عرض داده مي شود و اين بار برش ها عمقي است.سپس بخيه ساده تك مي زنيم. بخيه ها اين بار نيز كشيده نمي شوند.

 

6)عمل قطع انگشت :

ابتدا بالاي مچ را تورنيكت مي بنديم و سپس يك بي حسي وريدي در وريد محل مي دهيم و گاهي بي حسي خطي نيز مي دهيم.سپس پوست دور سم مورد نظر را برش مي دهيم و كاملا جدا مي كنيمو مفصل را پيدا مي كنيم و به وسيله سيم شاخ بر يا همان سيم مامائي از مفصل قطع مي كنيم. نبايد برش با سرعت زياد اتفاق بايفتاد و بايد تمام چربي ها جدا شود و شريان محل نيز ليگاتور شود.وبعد دو سر پوست را به هم رسانده و به هم بخيه مي زنيم و بعد باند داژ مي نمائيم . 10 تا 14 روز بعد بخيه ها را مي كشيم.

 

7) اعمال روي سرپستانك:

برداشتن سر پستانك اضافي:

در سنين پائين بايد  صورت گيرد . در سنين پائين زياد مشكل زا نخواهد بود. اما ابتدا در قائده سرپستان يك بي حسي دايره اي مي دهيم و سپس س پستان را كشيده و با قيچي قطع مي كنيم در صورت نياز 1 تا 2 بخيه ساده تك در محل مي زنيم.

مسدود شدن سر پستان اصلي:

از پنس هوند سوند استفاده خواهيم كرد با عبور دادن از مجرا مي توان مجرا را باز كرد.

ترميم سر پستانك:

بي حسي در قائده سر پستانك به شكل دايره اي بسيار متداول است و مقداري از دارو را نيز داخل خود سر پستانك تزريق مي كنيم و سپس تورنيكت مي بنديم و بخيه كوشينگ مي زنيم و در پايان لوله سرپستانك به مدت 1 هفته قرار مي دهيم.

 

8) جا زدن پرلاپس هاي رحمي :

لوازم:سوزن دور مهبلي گرلاش يا بوهنرونوار دور مهبلي به پهناي 1 سانت

ابتدا بي حسي اپي دورال مي دهيم. مياندوراه و بفتهاي پرولاپس شده را تمييز مي كنيم و با ضدعفوني كننده ها ضدعفوني مي كنيم و براي خوابيدن تورم بافتها از آب قند غليظ استفاده مي شود و مالش نيز مي دهيم.پرولاپس را توزده و يك برش 1سانت بالاي فرج زده و 1 سانت پائين و از اين شكاف ها سوزن گرلاش را عبور داده و نوك سوزن نوار را عبور داده و سوزن را بيرون مي كشيم دوباره نوار را آزاد كرده و سوزن را از شكاف ها عبور داده و آن سر نخ را وارد سوزن كرده و دوباره سوزن را به سمت پلئين مي كشيم و دو سر نوار را به هم گره مي زنيم.و براي كاستن احتمال عفونت دور واژن را بخيه مي زنند.

 

9) تخليه كوره چشم:

ابتدا بي حسي ناحيه اي  مي دهيم در 4 نقطه دور كاسه چشم تزريق صورت مي گيرد 40 ميل ماده بي حس كننده تزريق مي شود.

سپس موهاي اطراف موضع تراشيده مي شود و با فاصله 1 سانتي از دور پلك برش مي دهيم . و چشم تخليه مي شود و عروق له مي شوند و از بخيه ساده سرتاسري استفاده مي كنيم.

 

 

10) آبسه:

تشخيص آبسه: از سرما( ادم(تجمع سرم خون) وسلوليت وهماتوم

در ملامسه: درجه حرارت آبسه پائين تر از دماي بدن است در حالي كه هماتوم گرمتر از دماي بدن است. اما در سلوليت و ادم نيز دماي ناحيه پائين تر از دماي بدن است.

در ادم و سلوليت مسكلات قلبي عروقي و كبدي نيز مشاهده مي شود.

كار ديگر در تشخيص فشار دادن ناحيه است: اگر سلوليت يا ادم باشد در اثر فشار ما اثر آن باقي خواهد ماند ر حالي كه در آبسه اينگونه نخواهد شد.

كار ديگر اسپيره كردن است كه با سوزن شماره 18 اين كار انجام مي شود كه بايد در اسپيره كردن چرك خارج شود اكر خون خارج شد هماتوم است و نبايد باز كرد. براي اين كار نرم ترين محل انتخاب مي شود.

 

طريقه برخورد با آبسه:

بعد از مشخص شدن آبسه . در ناحيه هيچ گونه بي حسي داده نمي شود.زماني آبسه را برش مي دهيم كه رسيده باشد اگر هنوز زمان آن نشده باشد مي توانيم از پماد اكتيول استفاده كنيم . بعد از رسيدن برش دهيم به اين گونه كه مي توانيم منتهي اليه پائيني را برش دهيم نسبت به خط افق با به صورت صليبي برش دهيم و يا يك برش سرتاسري در امتداد كيسه آبسه داده شود.سپس كيسه آبسه را بايد بر داريم بوسيله گاز تامپون و بتادين داخل كيسه را شستشو مي دهيم. در پايان نيازي به زدن بخيه نيست.

 

نكاتي در مورد برخورد با زخم:

نبايد زخم را با آب و آب مقطر شستشو دهيم چرا كه تورم سلولي ايجاد مي كند و بايد از سرم فيزيولوژي استفاده كنيم.

در هنگام بخيه زدن نبايد در لبه هاي زخم بي حسي موضعي دهيم چرا كه ممكن است عفونت اطراف را به داخل منتقل كند.

نبايد زخم را كورتاژ كنيم.

زمان طلائي رسيدن يه زخم و درمان  به طور مينگين 7 ساعت بعد از ايجاد آن است.

 

نكاتي در مورد گچ گيري:

قبل از گچ گرفتن موضع بايد محل را ثابت كنيم و بانداژ كنيم كه به اين باند ويبريل مي گويند كه 2 تا 3 سانت بلند تر از گچ گرفته مي شود.

روي باند ويبريل گچ گرفته مي شود.

اگر جراحي صورت گرفته باشد در محل جراحي روي گچ پنجره ايجاد مي شود.

معمولا 5 تا 10 دقيقه بعد از گچ گيري دام نبايد حركت كند و دام را بي هوش مي كنند.

در گچ گيري هاي سرتاسري  سر يا نوك انگشتان را گچ نمي گيرند .

معمولا يك مفصل بالا و يك مقصل پائين شكستگي را گچ مي گيرند.

گچ حداقل 20 و حداكثر 120 روز نگه داري مي شود.

اعمالي كه بايد در معاينه دقيق دام انجام دهيم:

اعمالي كه بايد در معاينه دقيق دام انجام دهيم:

 

1) اخذ درجه حرارت بدن:

 

     دماسنج بايد به مدت 2 دقيقه داخل ركتوم قرار گيرد ودماي نهائي قرائت شود.

    دماي طبيعي در:

    گاو ماده: 6/38           گاو نر:6/38            گوسفند و بز: 1/39          اسب ماده: 8/37                       اسب نر:6/37

 

 

2) بازرسي پوست:

 

   بايد قائده گوشها و شاخ ها و جدوگاه و گردن و شانه و بيضه ها و بين پاها و پشت دستها ومقعدو واژن به دقت بازرسي شود. از لحاظ رنگ و شفافيت و كنه ها و شپشها و ضايعات جلدي .....

 

 

 

3) معاينه دستگاه تنقسي:

  

   محل مناسب براي معاينه دستگاه تنفس: اگر يك خط فرضي عمود  از شانه رسم كنيم و يك خط موازي ستون مهرها تا تهيگاه ..و اگر اين دو خط را به هم وصل كنيم محل مناسبي براي معاينه ريه ها و گوش دادن به حركات ريه است. مي توان گوشي را روي خود ناي قرار دهيم و صدا را گوش دهيم.

 تعداد حركات تنفسي:

 در گاو :  26 تا 50 بار در دقيقه             در اسب: 10 تا 14 بار در دقيقه                 در گوسفند وبز: 16تا36 بار در دقيقه

 

    Tacky  Pnea- اگر تعداد حركات تنفسي بيش از حد معمول باشد:

Brady  Pnea- اگر تعداد حركات تنفسي كمتر از حد معمول باشد:

A  Pnea- اگر تعداد حركات تنفسي اصلا نداشته باشيم:

 

 

 

4) معاينه ( قلب):

 

   محل معاينه: در سمت چپ دام ودرست پشت ارنج دست . از دنده 3 تا 6 در پائين قفسه صدري.

 تعداد ضربان قلب:

 در گاو:48 تا 84 بار در دقيقه        در اسب:70 تا 80 بار در دقيقه            در گوسفند وبز:28 تا 40 بار در دقيقه

 Tacky Cardia- اگر افزايش ضربان قلب داشته باشيم:

 Brady Cardia- اگركاهش  ضربان قلب داشته باشيم:

 Muffle- اگر صداي قلب گنگ باشد و به سختي شنيده شود:

 A Rtemy- اگر ريتم قلب منظم نباشد:

مي گويند.. Dyastolic وصداي دوم قلب را ….  Cystolic- صداي اول قلب را

- در گاو تعداد ضربان قلب 60 بار در حالت نرمال است.. در اين صورت 50 به پائين برايدي كاردي و 80 به بالا را تاكي كاردي مي ناميم و در گوساله 100 به بالا را تاكي كاردي ميناميم..

- گرفتن نبض از طريق سياهرگ دمي و گردن و خود ضربان قلب صورت مي گيرد.

 

 

5) معاينه دستگاه گوارش:

 

الف)معاينه شكمبه:

 محل معاينه شكمبه در تهيگاه چپ است.

اولين كاري كه در رابطه با معاينه شكمبه صورت مي گيرد ملا مسه است كه با دست بر روي تهيگاه چپ فشاروارد كرده و با اين كار قوام شكمبه لمس مي شود كه در حالت طبيعي شكمبه داراي قوام خميري است وبازگشت  محل فرورفته به حالت اول نيز بررسي مي شود.

كاري بعدي كه در معاينه شكمبه صورت مي گيرد سمع شكمبه است كه گوش دادن به حركات شكمبه در ناحيه تهيگاه چپ تا دنده 13ام صورت مي گريد. تعداد حركات شكمبه در حالت نرمال در مدت 2 تا 3 دقيقه 2 الي 3 بار مي باشد.

گوش ميرسد. اما اگر صداي زير به گوش رسيد دليل بر تجمع گاز . Tympany  كار ديگر دقه كردن شكمبه است: در دقه صداي.

و نفخ در شكمبه است.

  است. كه از سوزني به طول 10 سانت استفاده مي كنيم.سوزن را به طور Puncsion  كار بعدي در معاينه شكمبه بزل شكمبه يا

  محتويات را اندازه گيري ميكنيم كه  PH كامل وارد تهيگاه چپ مي كنيم كه با اينكار از محتويات شكمبه نمونه گيري ميكنيم وبعد

در شكمبه حدود 5/6 الي 7 است.

 مي باشد. از شلنگي به قطر 5/2 الي 3 استفاده     Stamuck Tube آخرين كار در مورد معاينه شكمبه استفاده از لوله معدي يا

مي كنيم از طريق دهان دام اين كار صورت مي گيرد.

نكته:

Atony- اگر شكمبه فاقد حركت باشد به اين حالت:

Hypomoltility- اگر تعداد حركات شكمبه كاهش يافته باشد:

Hypermoltility- اگر تعداد حركات شكمبه افزايش يافته باشد:

 

ب) معاينه نگاري:

 محل نگاري:  از دنده 6 الي 8 و در مثلث پائيني دندها ودر سمت چپ بدن و يك كف دست پشت آرنج قرار گرفته است.

در رابطه با نگاري معاينه دقيق و يا سمع وجود ندارد. تنها يك سري تست هاي درد براي معاينه نگاري وجود دارد

- تست هاي درد:

 تست اول درد: دقه دردناك. كه در اين نوع تست با مشت يا زانو محكم و به يكباره به محل دكر شده ضربه وارد مي كنيم و بايدواكنش دام را مشاهده كنيم و بررسي نمائم.

كردن است كه بايد پوست ناحيه جدوگاه را به يك باره به سمت بالا بكشيم و واكنش دام را Backgripتست دوم درد: بك گريپ

در اثر اين كار بررسي نمائيم.

 است. كه يك ميله 2 متري را از زير دو دست رد كرده و به يكباره ميله را به سمت بالاPole Test تست سوم درد: تيت ميله يا

ميكشيم باز نيز بايد واكنش دام را بررسي نمائيم.

: ‎‎‏كشيدن ناگهاني پوست شانه يا كتف دام‚ به علت اينكه عصب دهي مشترك با ناحيه مد نظر دارد.Zone Test تست

 

 

ج) معاينه هزارلا:

  محل هزارلا: در سمت راست دام از دنده 7 الي 9 ام در حفرة پائيني بطني قرار دارد.

در اين عضو نيز معاينه خاصي صورت نمي گيرد.

 است.Puncsion تنها كاري كه در ارتباط با معانيه هزارلا صورت مي گيرد استفاده از تست سوزن يا بزل

در اين كار ما از سوزني به اندازه 15 تا 20 سانت استفاده مي كنيم و سوزن را در فاصله بين دندهاي 8 الي 9 ام و در راستاي مفصل شانه در سمت راست وارد مي كنيم.در اينجا نمونه گيري نمي كنيم بلكه تنها به حركات سوزن دقت مي كنيم اگر هزارلا سالم باشد ودرست كار نمايد سوزن در محل خود داراي حركات دواراني مي باشد در غير اينصورت هزارلا دچار انباشتگي است.

 

 

د)معاينه شيردان:

 محل: در گوساله از ناحيه جناغ تا انتهاي لگن و در زير شكم ومتمايل به راست قرار دارد. و در گاو بالغ از ناحيه جناغ تا خط زير شكم و در حدود دنده 10 و 11 به سمت بالا حركت مي كند.

 مكشيم كه همان نده 13 ام است و در اين راستا معاينه صورتPunch براي معاينه شيردان يك خط فرضي از شانه به برجستگي

مي گيرد.

مهمترين كاري كه در ارتباط با معاينه شيردان صورت مي گيرد دقه + سمع شيردان است.

اين كار را در روي خط فرضي انجام مي دهيم به صورتي كه دفه بر روي دنده ها و گوشي را ما بين دنده ها قرار مي دهيم.

Ping Sound صداي سمع شده در اثر دقه كردن يك صدايي مانند صداي حاصله از ضربه زدن به ته شيشه ميباشد كه به اصطلاح

مي گويند.

كار بعدي در ارتباط با معاينه شيردان‚ بزل شيردان است: كه با استفاده از يك سوزن 10 سانتي اين كار صورت مي گيرد. سوزن محتويات در حدود 5/5 است.در غير اين صورت PH را حد فاصل دنده 9 و 10 وارد نموده و از محتويات آن نمونه مي گيريم كه

نمونه اخذ شده مربوط به شيردان نمي باشد.

 

 

6) معاينه كبد:

محل : از دنده 6 الي 13 ام در سمت راست بدن.

بايد توجه داشت كه بازرسي كبد زماني صورت مي گيرد كه 3/2 ان از كار افتاده باشد.

 است: در فواصل بين دنده اي 11 الي 12 اين كار صورت مي گيرد.Puncsion كار اصلي در بازرسي كبد

 

نكته : معاينه پلك سوم در چشم و رنگ و پر خوني و كم خوني و گودافتادگي بايد بازرسي شود

نكاتي  پيرامون جراحي دام:

نكاتي  پيرامون جراحي دام:

 

Off Food : قطع كردن آب و ‎غذاي دام قبل از عمل.در گاو 24 ساعت قبل غذا و 12 ساعت قبل آب را قطع مي كنيم.

مراحل آماده سازي دام قبل از عمل:

تراشيدن محل- ضد عفوني كردن محل- بي حسي يا بيهوشي- شان گذاري- برش.

 

انواع بي حسي:

 

1) بي حسي خطي: ابتدا در همان محل جراحي تزيق ميكنيم و 2 دقيقه بعد 2 تا 3 سانت پائين تر روي خط برش مجدد تزريق ميكنيم. اين كار را تا جاي لازم تكرار مي كنيم.

 

 Converted L(2

 بيحسي به صورت ال بر عكس: اين تزريقات در ناحيه عصب سينه اي 13 و مهره اي 1و 2 و كمري 1و2)

صورت مي گيرد.در واقع عصب نخاعي كه ستون فقرات را ترك واز ما بين مهره ها خارج شده و پوست ناحيه تهيگاه را عصب دهي ميكنند بي حس مي كنيم. با يك سوزن بلند .سر سوزن را در زير جلد كرده و با فاصله 2 تا 3سانت دور تر دوباره سوزن را وارد مي كنيم و كل نقاطي كه تزريق كردهيم در پايان به هم متصل كنيم به شكل ال بر عكس در مي آيد.

 

 Epidural(3

 اپي دورال: در فواصل بين مهره اي ساكروم و مهره اول دمي يا بين مهره اول يا دوم دمي صورت مي گيرد.

 ما مي توانيم با تكان دادن دم اين فواصل را پيدا كنيم . سوزن را با زاويه 45 تا 65 درجه وارد مي كنيم . اين تزريق براي بي حس كردن دم تا دو تا سر پستانك هاي عقبي مفيد است.

به ازاي هر 50 كيلو از وزن بدن 1 سي سي ليدوكائين تزريق مي كنيم.نهايتا 45 تا 60 سي سي تزريق مي كنيم.

به مدت 1 تا 2 ساعت بي حسي در ناحيه وجود دارد.

 

4) بي حسي عصبي: مثل بيحسي عصب شاخي دز شاخ بري. گوشه خارجي چشم را در نظر مي كيريم و تا قائده شاخ يك خط فرضي رسم مي كنيم وسط اين خط را در نظر مي گيريم و 1 سانت بالا تر از وسط خط تزريق را انجام مي دهيم. ميزان تزريق 10 سي سي مي باشد. و 10 دقيقه بعد بي حسي مناسبي براي شاخ بري داريم.

در بز.عصب ديگري به شاخ نيز عصب دهي مي كند به نام فوق قرقره اي كه در وسط حدقه استخواني چشم اوربيت وجود دارد كه ما به اندازه يك بند انگشت با لا تر از محا سوزن را وارد كرده و 5 سي سي ليدوكائين تزريق مي كنيم.

 

5) بي حسي وريدي: اين بي حسي كمتر مصرف دارد . يكي از موارد مصرف در قطع انگشت است.بالاي پا را تورنيكت بسته و بعد در وريد محل كه بر اثر بستن تورنيكت مسدود شده و باد كرده ماده بي حسي را تزريق مي كنيم ميزان تزريق 10 تا 20 سي سي است و تا زماني كه تورنيكت در محل است بي حسي وجود دارد.

 

 

6) بي حسي پاراورتبرال: بين مهره هاي سينه اي 13 و كمري 1 و 2 تزريق صورت مي گرد. سر

سوزن را در محل دو شاخه شدن عصب وارد مي كنيم مقدار داروي مصرفي حداكثر 30 سي سي است. بايد دارو را دور از ناحيه جراحي تزريق كرد. پيدا كردن محل تزريق بسيار مشكل است .

 

8) بيحسي مخاطي:  اين نوع نيز تنها در مواردي كاربرد دارد. مثلا در حلقه گذاري. پنبه را آغشته به 5 سي سي ليدوكائين كرده و در محل ( بيني ) قرار مي دهيم. به مدت 5 تا 10 دقيقه. 

 

9) بي حسي سرپستانك:ابتدا سر پستان تورنيكت بسته و سپس مقداري از دارو را به داخل پستان انفوزيون كرده و سپس به صورت 8 در روي پستان داروي بي حسي را تزريق مي كنيم.

کلینیک دکتر ستارزاده

گروه شماره یک در تاریخ۲۶/۷/۸۶ در ساعت ۱۰ صبح در کلینیکدامپزشکی دکتر ستارزاده حاضر باشند.چکمه گوشی و روپوش فراموش نشود

 

انواع خونریزی(در حد تعریف)

انواع خونريزي:

با توجه به نوع عروق آسيب ديده، خونريزيها به سه دسته تقسيم مي شوند:

       1) خونريزي سرخرگي: اين نوع خونريزي به دليل سرعت زياد جريان خون به صورت جهنده و با فشار زياد است.رنگ خون به دليل محتواي اكسيژن بالا قرمز روشن است.

     اين نوع خونريزي به آساني مهار نميشود. درموارد قطع عضو به دليل ضربه ممكن است سرخرگ به طور كامل و شديد منقبض شده و خونريزي قطع گردد.

       2 ) خونريزي سياهگي: سياهرگها شامل خون تيره بوده و جريان خون در آن آرام است و در نتيجه اين نوع خونريزي بدون جهت و فشار بوده و آسانتر از خونريزي سرخرگي مهار ميشود. يك خطر جدي خونريزي سياهرگي، ورود هوا (مكش هوا ) به درون خون و بروز مرگ ناگهاني است. اين موضوع خصوصا در مورد خونريزي از سياهرگهاي بزرگ گردني صادق است. گر چه خون از درون سياهرگهاي آسيب ديده بدون جهش خارج مي شود و ميتوان با فشار ملايم آنرا مهار كرد، ولي در موارد آسيب به سياهرگهاي بزرگ امكان وقوع خونريزي شديد و غير قابل مهار وجود دارد.

      3 ) خونريزي مويرگي: خون موجود در مويرگ ها مخلوطي از خون سرخرگي و سياهرگي است. خون معمولا از زخم نشت مي كند و مقدار خون از دست رفته نيز كم است. معمولا فشار روي زخم براي مهار خونريزي كفايت مي كند و در بسياري مواقع حتي بدون درمان، روي زخم خودبه خود لخته مي بندد و خونريزي مهار ميشود. در اين نوع خونريزي خطر عفوني شدن زخم بيشتر از خطر از دست رفتن خون مطرح است.

باتوجه به كانون خونريزي، خونريزيها به دو دسته تقسيم مي شوند:

       1) خونريزي داخلي:در خونريزي داخلي،خون از درون عروق خارج شده، ولي داخل بدن باقي ميماند.يعني خون به درون حفرات بدن مثل شكم، قفسه سينه، جمجمه و مي ريزد. اين نوع خونريزي را

 با چشم نمي توان ديد و تشخيص آن مشكل است.

       2) خونريزي خارجي: در خونريزي خارجي، خون از بدن خارج شده و بيرون مي ريزد و غالبا نتيجه ي بريدگي، جراحت جنگي و شكستگيهاي باز استخوان ها ايجاد مي شود.

علل خونريزي ها:

از علل خونريزي خارجي مي توان آسيبهاي ناشي از تصادفات، ضربه ها، بريدگي با آلات برنده و صدمات جنگي در اثر گلوله و تركش و را نام برد.

از علل خونريزي داخلي مي توان آسيب و ضربه در اثر تصادفات، ضربه ها، وارد شدن گلوله به درون احشاء ، برخي بيماريهاي خاص مثل خونريزي گوارشي و اختلالات انعقادي اكتسابي و ارثي را نام برد.

 

 

نگاهی کوتاه به اناتومی پوست و انواع سوختگی در دامها

 

تهیه وتنظیم :میر محسن هاشمی

 

 

سوختگی نوعی جراحت پوست یا غشاهای مخاطی ( مثل پوشش دهان ، معده ، ملتحمه و مجاری هوایی) است که در اثر گرمای بیش از حد ، سرمای بیش از حد ، مواد شیمیایی و جریان الکتریکی ایجاد می‌شود. جراحت سوختگی می‌تواند از این فراتر رود و ساختمانهای زیر پوست مثل ماهیچه‌ها ، استخوانها ، اعصاب و رگهای خونی را نیز گرفتار کند.

 

 پوست :وسيع ترين ويکي از مهمترين اعضاي بدن مي باشد. وظايف پوست عبارت است از تنظيم مايعات والکتروليتهاي نسوج زيرين ومحافظت بدن در مقابل ميکروبها و مواد سمي و اشعه هاي مضر است.

پوست از سه لايه تشکيل شده است شکل شماره يک که ذيلا به طور مختصر به توضيح انها مي پردازيم.

اپيدرم:اپيدرم يا روپوست ازغشايي به نام پرده بازال وپنج طبقه از

سلولهاي  مطبق  سنگفرشي  تشکيل  شده  است

اين طبقات از عمق به سطح عبارت است از :

طبقه بازال طبقه خاردار طبقه دانه دار طبقه شفاف طبقه شاخي مانند شکل 2

طبقه بازال

 شامل عمقيترين لايه اپيدرم بوده ومسئول توليد سلولهايي است که روي ان قرار دارند غالب سلولهاي اين لايه سلولهاي حاوي کراتين هستند که با تقسيمات مداوم سلولهايي نظير خود توليد کرده وبا راندن انها به طرف بالا وسطح بدن به تدريج جانشين سلولهايي ميشوند که پوسته پوسته شده مي افتند.

سلولهاي موجود در اين لايه سلولهاي حاوي رنگ دانه ملانين هستند که توليد ملانين ميکنند.شايان ذکر است که ملانين رنگ پوست ومورا تامين ميکند .

طبقه شاخي :تماما از سلولهاي کراتين مرده تشکيل شده است که به موازات يکديگر به سطح بدن در حال حرکت بوده وپيوسته به شکل پوسته هايي از سطح بدن جدا مي شوندضخامت

اين لايه متغيير است اين لايه در بعضي از قسمتهاي پوست مانند سطح داخلي ران نازک ودر بعضي نواحي ديگر نظير زانو ضخيم ميباشد اين لايه به عنوان منطقه مرزي قسمتهاي زيرين پوست را از عوامل محرک تهاجم ميکروبي و ساير عوامل مضر وهمچنين از اتلاف اب والکتروليتها محافظت ميکند.

درم:درم را ميتوان به دو لايه استطاله اي که زير اپيدرم قرار گرفته ولايه مشبک که زير لايه استطاله اي که به نسوج زير جلدي امتداد مي يابد تقسيم نمود.

درم غني از عروق خوني مجاري لنفاوي و پايانه هاي حساس عصبي است .

هيپودرم:هيپودرم ادامه درم به داخل لايه هاي زيرين است اين لايه حاوي قشر ضخيمي از چربي است که عمل محافظتي را بر عهده دارد

 

سوختگيها :

 

سوختگيها معمولا توسط حرارت مواد خورنده و مخرب اسيدها وقلياها ايجاد شده ودر نتيجه سبب انعقاد پروتئين هاي بافتي ميشود.سرما زدگي شديد را هم مي توان نعي از سوختگي به حساب اورد.

طبقه‌بندی و ارزیابی سوختگیها

جهت بررسی یک مصدوم دچار سوختگی ابتدا جراحت سوختگی وی را طبقه بندی کرده و سپس به ارزیابی آن مشغول می‌شویم. برای ارزیابی شدت یک سوختگی و ارائه درمان موثر لازم است که علت سوختگی را بدانیم و با عوارض و عواقب شاخص هر نوع سوختگی آشنا باشیم. سوختگیها را می‌توان به سه روش طبقه بندی و ارزیابی کرد:

بر اساس عامل و منبع ایجاد سوختگی

بر اساس درجه سوختگی

بر اساس شدت سوختگی


هر سه مورد بالا در تعیین میزان فوریت‌دار بودن درمان سوختگی و نوع مراقبتهای اورژانسی که یک فرد سوخته نیاز دارد، اهمیت دارند.

عامل و منبع ایجاد سوختگی

سوختگیها را می‌توان بر اساس عامل ایجاد کننده آن ( مثلاً شیمیایی ، الکتریکی ، حرارتی ، نورانی و تشعشعی) طبقه‌بندی کرد. در نظر گرفتن منبع ایجاد سوختگی (مثلا ً اسید کلریدریک ، جریان برق متناوب و ...) طبقه‌بندی را اختصاصی‌تر می‌کند.

سوختگی ناشی از آتش

در سوختگی با آتش نکته مهم سوختگی مسیر تنفسی و مسمومیت با منو اکسید کربن باید مورد توجه قرار گیرد.

سوختگی شیمیایی

تماس با برخی مواد شیمیایی مانند اسیدها ، بازها یا قلیاهایی همچون سود سوزآور یا مواد سفید کنند قوی ، حلالها و مواد رنگبر قوی سبب سوزش و صدمه به پوست می‌شود. سوختگی با مواد قلیایی از اسیدها خطرناکتر است چون در پوست بیشتر نفوذ می‌کند و مدت طولانیتری فعال باقی می‌مانند. در اینجا مهمترین کار این است که فورا محل سوخته را زیر شیر آب بگیرید.

سوختگی با مایعات جوش

در این موارد آسیبهای بافتی به سرعت روی می‌دهد. سریعترین کاری که در این موارد باید انجام داد کاهش درجه حرارت است. سرد کردن ممکن است شدت ضایعه را بسیار کم کند و به سرعت سبب کاهش درد می‌شود. نکته مورد توجه این است که در سوختگی با قیر ، هرگز قیر را بر ندارید و فقط محل سوختگی را بلافاصله با آب سرد خنک کنید.

سوختگی الکتریکی

در این نوع سوختگی اگر چه ممکن است اثر سوختگی بر روی پوست به صورت یک ناحیه کوچک باشد ولی آسیب وارد بر بافتهای زیر پوست می‌تواند بسیار وسیع باشد.

سوختگی ناشی از اشعه

توسط دو نوع اشعه خورشید و تشعشات اتمی سوختگی ایجاد می‌گردد. در مورد تشعشات اتمی ابتدا محافظت خود امدادگر از خطر تشعشات و ثانیا رفع آلودگی مصدوم مد نظر قرار می‌گیرد.

درجه سوختگی

سوختگیهای پوست را می‌توان به دو دسته با ضخامت نسبی و تمام ضخامت نیز طبقه‌بندی کرد. در سوختگیهای با ضخامت نسبی اپیدرم ، یا اپیدرم و قسمت فوقانی درم درگیر می‌شوند، و به بافتهای زیرین آسیبی وارد نمی‌شود. سوختگیهای تمام ضخامت علاوه بر درم و اپیدرم به لایه‌های زیر پوستی نیز آسیب می‌رسانند. هر دو این سوختگیها را می‌توان با سیستم دیگری که درجه نامیده می‌شود به انواع درجه یک ، درجه دو و درجه سه تقسیم بندی کرد که خفیفترین نوع آن سوختگی درجه یک است. سوختگیهای درجه یک و دو از نوع با ضخامت نسبی و درجه سه از نوع تمام ضخامت هستند.

سوختگی درجه یک

سوختگی سطحی خفیفترین نوع سوختگی است که فقط لایه خارجی پوست یعنی اپیدرم را درگیر می‌کند. علل آن سوختگی ناشی از شعله ملایم است. در اين نوع سوختگي لايه هاي سطحي بافت پوششي از بين رفته و ناحيه زير ان ماتهب مي شود در نتيجه سرخي ناپايدار و به دنبال ان پوسته پوسته شدن رخ مي دهد.

سوختگی درجه دو

سوختگی با شدت متوسط است که فقط اپیدرم و قسمتی از درم  اما نه همه درم  را مبتلا می‌کند و به بافتهای زیرین آسیبی نمی‌رساند. این نوع سوختگی مانند سوختگی درجه یک با ضخامت نسبی است. در اين نوع سوختگي لايه هاي سطحي بافت پوششي از بين رفته و ناحيه زير ان ملتهبمي شود در نتيجه سرخي نا پايدار و به دنبال ان پوسته پوسته شدن رخ ميدهد.

سوختگی درجه سه سوختگی تمام ضخامت

در سوختگی درجه سه تمام ضخامت پوست ، یعنی اپیدرم و درم ، تخریب می‌شود و حتی ممکن است آسیب عمیق‌تر شده و بافتهای زیر پوستی چربی ، ماهیچه و استخوان را نیز درگیر کند. گاهاً تمایز سوختگی درجه سه از سوختگی درجه دو مشکل می‌باشد؛ با این وجود ناحیه سوختگی در نوع درجه سه معمولاً سیاه رنگ و یا خشک و سفید است اما در نوع درجه دو قرمز و مرطوب بوده و ظاهر عرق فرق  کرده دارد.

 

در سوختگي ها به علت از دست دادن اب بدن امکان بروز شوک در حيوان وجود دارد. مساله اصلي در سوختگيها عفونتهاي بعدي است و علت شايع مرگ در حيواناتي که سوختگي وسيعي را پشت سر گذاشته اند ذات الريه مي باشد

مسموميت در دام ونحوه برخورد با دام مسموم

 تهیه و تنظیم:میر محسن هاشمی

مسموميت در دام ونحوه برخورد با دام مسموم

مسموميت چيست؟

(سم) به ماده اي گفته مي شود كه پس از ورود مقادير نسبتا كمي از آن به بدن ، باعث اختلال در عملكرد طبيعي بدن شده يا باعث تخريب بافتهاي بدن مي گرددوايجاد مسموميت ميکند. 

ادامه نوشته