تهیه و تنظیم:میر محسن هاشمی

 

 

 

ساركوسپوريديوز

 

 

 

به نمونه ساکوسیستیوز در زبان گاو (درتصویر بالا)جمع آوری شده از کشتارگاه صنعتی ارومیه توجه فرمایید(به دانه های برنجی شکل در عمق عضله زبان دقت فرمایید)

 

 

يك بيماري اسپوروزايي تحت باليني گاو ، خوك، گوسفند ، بز ، اسب ، پرندگان ، سگ ، گربه ، انسان و گوشتخواران وحشي ، جوندگان و خزندگان است كه اساسا توسط تهاجم كيستي در بيشتر بافتهاي بدن ( عمدتا در ماهيچه هاي اسكلتي و بافت عصبي ) مشخص مي شود اما بعضي مواقع با نشانه هاي شديد باليني و مرگ همراه مي گردد .

ساركوسيتوز ( Sarcocytosis   )               

مقدمه :

يك بيماري اسپوروزايي تحت باليني گاو ، خوك، گوسفند ، بز ، اسب ، پرندگان ، سگ ، گربه ، انسان و گوشتخواران وحشي ، جوندگان و خزندگان است كه اساسا توسط تهاجم كيستي در بيشتر بافتهاي بدن ( عمدتا در ماهيچه هاي اسكلتي و بافت عصبي ) مشخص مي شود اما بعضي مواقع با نشانه هاي شديد باليني و مرگ همراه مي گردد . احتمالا گسترش جهاني دارد ، بيشترين گزارشات ساركوسپوريديوز از كانادا ، ايالاتمتحده آمريكا ، انگلستان ، ايسلند ، نروژ و استراليا ميباشد . 

        

نمونه سارکوسیست موجود در عضله قلب گاو(تصوير بالا) موسوم به  Sarcocystis cruzi    

     

انگلهاي اسپور زايي جنس ساركوسيستيس در بيش از 50 گونه پستانداران و پرندگان ( همه ميزبان اختصاصي دارند ) گزارش شده است . گونه هاي ساركو سيستيس انگلي دو ميزباني است . ميزبان قطعي يا نهايي ( شكار كننده ) سگ ، گربه و گوشتخواران وحشي ( روباه ، گرگ ، راكن ، كويوت و ... ) مي باشند در حاليكه دامهاي مزرعه اي ميزبانان واسط يا شكار شوندهاند . انگل به ندرت در ميزبانان شكار كننده سبب بيماري مي شود ، تنها ميزبانان شكار شونده دچار آسيب مي گردند . برخي از گونه هاي ساركو سيستيس كه معمولا در دامهاي مزرعه اي رخ مي دهند به شرح زير مي باشند :                         

گاو :  

ساركوسيستيس كروزي يا ساركو سيستيس بووي كانيس ( گاو - سگ ، روباه و .. ) 

ساركوسيستيس هيروستا يا ساركوسيستيس بووي فليس ( گاو – گربه )

ساركو سيستيس امي نيس يا ساركوسيستيس بووي امي نيس ( گاو – انسان )

گوسفند :

ساركو سيستيس تنلا ( گوسفند - سگ ، روباه و ... )

ساركو سيستيس اريتي كانيس ( گوسفند - سگ ، روباه و ... )

ساركو سيستيس ژيگانتيا ( گوسفند - گربه )

ساركوسيستيس مدوزيفورميس ( گوسفند - گربه )

 

- 1 -

 

بز :

ساركوسيستيس كاپرا كانيس ( بز – سگ )

ساركوسيستيس هيرسي كانيس ( بز – سگ )

ساركو سيستيس مولئي ( بز - گربه )

خوك :

ساركو سيستيس ميز شريانا ( خوك – سگ ، روباه و ... )

ساركو سيستيس سوئي امي نيس ( خوك – انسان )

ساركو سيستيس پورسي فليس ( خوك – گربه )  

 

تك سمي ها

ساركوسيستيس برترامي ( اسب – سگ )

 

....

 

 

 

 

ساركوسپوريديوز

انواع ساركو سيست در دامها

 

 

نوع كيست ( اندازه )

بيماريزايي در دام ها

ميزبان نهايي

ميزان واسط

گونه هاي ساركوسيستيس 

ميكروسكوپيك         

بيماريزا              

سگ      

گاو     

ساركوسيستيس كروزي   

ماكروسكوپيك         

بيماريزايي ملايم       

گربه      

گاو      

ساركوسيستيس هيروستا    

ميكروسكوپي           

بيماريزايي ملايم       

انسان     

گاو     

ساركوسيستيس امي نيس 

ميكروسكوپيك         

بيماريزا              

سگ       

گوسفند  

ساركوسيستيس تنلا          

ميكروسكوپيك         

بيماريزا              

سگ      

گوسفند  

ساركوسيستيس اريتي كانيس     

ماكروسكوپيك         

بيماريزايي ملايم       

گربه     

گوسفند  

ساركوسيستيس ژيگانتا         

ماكروسكوپيك          

احتمالا غير بيماريزا     

گربه      

گوسفند  

ساركوسيستيس مدوزيفورميس  

ميكروسكوپيك         

بيماريزا              

سگ     

بز      

ساركوسيستيس كاپراكانيس       

ميكروسكوپيك ( اما در ازاي كيستها

ممكن است تا 5/2 ميلي متر برسد )  

احتمالا بيماريزا        

سگ     

بز     

ساركوسيستيس هيرسي كانيس  

ماكروسكوپيك         

احتمالا غير بيماريزا     

گربه     

بز       

ساركوسيستيس مولئي       

ميكروسكوپيك         

بيماريزا              

سگ     

خوك    

ساركوسيستيس ميز شريانا     

ميكروسكوپيك         

بيماريزا              

انسان     

خوك  

ساركوسيستيس سوئي امي نيس 

ماكروسكوپيك         

بيماريزا              

گربه     

 خوك  

ساركوسيستيس پورسي فليس 

- 2 -

 

سير تكاملي :

ميزبان شكار كننده   PRIDATOR يا لاشه خوار ( آشغال خوار ) از طريق خوردن گوشت حاوي ساركوسيتها ي عفونت زا آلوده ميشود كه بعد از يك هفته اسپوروسيتها يا اووسيتهاي اسپوروله در مدفوع منتشر ني شود .

در دستگاهگوارش ميزبانهاي نهايي سگ ، گربه يا انسان ، تكثير جنسي به شكل كوكسيد يايي انگل وجود دارد كه در روده ماكرو گامت و ميكرو گامتها يا گامتهاي ماده و نر با هم تلفيق شده و اووسيتها را ايجاد مي كنند كه در داخل آن دو اسپورسيت و هر كدام واجد چهار اسپورزوئيت هستند . 

ميزبان واسط يا شكار شونده  prey  اين اسپوروسيتها در خوراك و آب آلوده شده را بلع نموده و در روده كوچك آنها اسپوروزوئيتها با عمل آنزيمهاي گوارشي و صفرا آزاد مي شوند .

اسپوروزوئيتها در مخاط رودهاي نفوذ نموده و وارد مويرگها در ديواره و عقده هاي لنفاوي مي شوند . هر اسپوروزئيت سپس ازطريق شكستن متعدد تقسيم شده ، تكثير غير جنسي ( به شكل شيزوگوني ) و اولين نسل شيزونت شكل مي گيرد . مروزوئيتهاي بي شماري از هر شيزونت رها شده وارد جريان خونگرديده و در آندوتليوم مويرگي سراسر بدن دام شيزونت نسل دوم شكل مي گيرد . مروزوئيتهاي رها شده از شيزونتهاي نسل دوم در جريان خون در سلولهاي تك هسته اي يا خارج سلولي منتشر مي شوند. مروزوئيتهاي نسلهاي دوم و سوم در سلولهاي عضلاني ، نرونها و سلولهاي گليال در مغز ، جايي كه آنها كيست دار مي گردند نفوذ مي نمايند . در گاوميش شيزونتهاي نسل چهارم نيز شكل مي گيرند كه تعداد مروزوئيتها اندك است . اين كيستهاي بافتي حاوي يك يا دو شكل انگل (  METROCITES  ) بوده كه هر كدام از آنها تقسيم شده بعد از 2 يا 3 ماه از بلع اوليه به كيست عفونت زا تبديل مي شوند .

هر چند بسياري از اسپوروسيتها كوچك هستند ( اندازه متوسط ساركوسيت كروزي 8/10* 3/16 ميكرومتر ) ، برخي به اندازاي بزرگ هستند كه در بازرسي گوشت تشخيص داده مي شوند ( اندازه متوسط ساركوسيست هيروستا 1 * 8 ميلي متر )

دامها با خوردن خوراك و علوفه مراتع آلوده به اسپوروسيتهاي سگ ، گربه ، روباه و غيره كه از طريق خوردن گوشت و ضمائم لاشه آلوده شده اند ، آلوده مي گردند . ميكرو كيستهاي ساركوسيستيس امي نيس و ساركو سيستيس تنلا به صورت ميكروسكوپي قابل تشخيص هستند .

  هر چند كه در گذشته ساركوسيستها بيماريزا تلقي نمي گرديدند ، تجارب اخير نشان داده است كه آنها مي توانند ايجاد بيماري نمايند و اهميت آنها رو به افزايش است . به عنوان مثال بيماري مزمن  DALMENY  كه در آن لاغري ، ادم زير فكي واگزوفتالمي به ساركوسپوريدوز نسبت داده مي شود . هر چند در بيشتر موارد ساركوسپوريدوز به حالت تحت باليني است ، زيرا دامها معمولا تعداد زيادي از اسپوروسيتها را در يك بار نمي خورند . گونه هاي ساركوسيستيس در شدت بيماري تعيين كننده است . در گاوبه شدت مبتلا ، تب ، بي اشتهايي ، كاهش وزن و كاهش شير ، اسپاسم عضلاني ، اسهال ، ضعف ، كمخوني و گاهي اوقات مرگ مشاهده مي گردد . سقط جنين در برخي موارد رخ مي دهد .

به برادی زوئیت های آزاد(تصویر بالا) Sarcocystis cruzi         دقت فرمایید

 

- 3 -

 

ساير انواع دامها علائم مشابهي را نشان مي دهند ، ساركوسپوريدوز در گوسفند هر چند غالبا به صورت انسفالوميليت با ضعف ، لرزش و ضعف عضلاني مشاهده شده است ، مواردي از لمفادنوپاتي ، پنومنوني و آنسفاليت همچنين گزارش شده است .

ميزان بروز ساركوسپوريدوز در دامهاي مسن تر و در گاوهاي پرواري و خوكهايي كه از آشغال تغذيه مي كنند بالاتر است . انسان به عنوان ميزبان واسط مي تواند عمل كند و با ساركوسيستيس سوئي امي نيس از طريق خوردن گوشت خوك نپختهوبا ساركوسيستيس بووي امي نيس ازطريق خوردن گوشت گاو نپخته و ساركوسيستيس ليندماني ( سير تكاملي ناشناخته است ) آلوده مي شود . علائم در انسان شامل تهوع زود گذر ، اسهال و درد شكمي مي گردند .  

آلودگي انسانبا ساركو سيستيس بههر دو شكل رودهاي و عضلاني رخ مي دهد ولي تعداد موارد ابتلا نادر است . به عبارت ديگر انسان براي اين انگل هم ميزبان نهايي و هم ميزبان واحد مي باشد . اسپوروسيتهاي دفع شده از انسان پس از بلعيده شدن توسط گاو يا خوك موجب ابتلاي عضلات آنها شده انسان با تغذيه از گوشت نپخته آلوده ، آلوده مي گردد . آلودگي انسان از طريق بلع اتفاقي اسپوروسيتهاي موجود در مدفوع حيوانات گوشتخوار تير امكان دارد كه در اين صورت منجر به ابتلاي عضلات مي گردد . فرم عضلاني بيماري در انسان از نظر باليني به صورت آماس دردناك زير جلد و عضلات بروز مي كند .

شيزونتها در سراسر بدن در سلولهاي آندوتليال به خصوص در عضلات مخطط ، قلب ، مغز ، كبد و ريه ها و كليه ها پراكنده مي گردد . در عضلات كيستها در درون يا بين رشته هاي عضلاني قرار مي گيرند و داراي مشخصه سيگاري شكل كه به عنوان اجسام ميشري ف كيسه ها يا لوله هاي كوچك ( 35/0 * 5/4 ميكرومتر ) شناخته مي شوند . كيستهاي بزرگتر ممكن است به صورت آزاد در بافت پيوندي پري مزيوم عضله قرار گيرند و به شكل كروي ، بيضي يا لوبيايي شكل باشند .

هر چند اندازه كيست با سن آن و نوع ميزبان مشخص مي شود ، ساختمان اصلي آن به عنوان يك سلول مشابه باقي ميماند كه ممكن است مخطط و حاوي ساركولما ، يك حفره كه ممكن است . توسط ديواره (  SEPTA  ) تقسيم شده باشد يا نشده باشد و محتويات آن لزج يا ژلاتيني است و كدر تا سفيد شيري يا زرد رنگ مي باشد . در گاو كيستها عمدتا در عضلات فعال از قبيل زبان ، ماهيچه ي جوشي ، قلب و ديافراگم يافت مي گردند . آلودگيهاي خفيف مشاهده شده در ماهيچه هاي جوشي پس از كشتار طي نگهداري در سردخانه تمايل به ناپديد شدن دارند . در زمانهاييكه جراحات عضلاني به صورت كانوني متمركز هستند ممكن است از3 يا 4 نقطه تا يك ناحيه يكپارچه متمايل به رنگ سبز به قطر 10 سانتي متر تغيير كنند . از انگل سمي به نام ساركوسيستيس ترشح مي شود كه در حيوانات مبتلا روي ارگانهايي نظير اعصاب ، قلب ، جدار روده ، غدد فوق كليوي اثر مساعد دارد . تزريق مقدار كم اين سم به خرگوش باعث ايجاد تب و تزريق مقدار زياد موجب اسهال شديد و مرگ مي شود ، تزريق 60 – 20 ميكروگرم اين سم يك موش را در 10 دقيقه مي كشد . سم نسبت به حرارت فوق العاده حساس بوده و از بين مي رود .

 

- 4 -

ضايعات نعشي :

تنها كيستهاي بزرگتر با چشم غير مسلح قابل رويت بوده ظاهري شبيه لكه هاي خاكستري روشن در مقطع عرضي و دوكي شكل در مقطع طولي دارند . كيستهاي كوچك تنها هنگامي كه دژنره شده و آهكي مي گردند قابل رويت هستند .

جراحات موضعي ميوزيس ائوزينوفيليك ( التهاب عضلاني با تجمع ائوزينوفيلها در اطراف آنها ) با نواحي دوكي شكل سبز رنگ مشخص مي شود كه ممكن است با هم يكي شده و تشكيل جراحاتي با چند سانتي متر قطر را بدهد كه مي تواند از طريق دژنره شدن يا متلاشي شدن ساركوسيستها ايجاد شده اما جراحات مشابه بدون هر گونه ارتباط ظاهري با ساركوسيستها نيز رخ مي دهد و دو حالت ممكن است با همديگر وجود داشته باشند . نشان داده شده است كه ساير ارگانيسمهاي انگلي و واكنشهاي آلرژيك متمركز شده روي عضلات ممكن است به التهاب ائوزينوفيليك عضلاني منجر شوند . بنابراين ارتباط بين ساركوسيستوز و ميوزيس ائوزينوفيليك به اثبات نرسيده است .

تغيير زيادي در يافته هاي آسيب شناسي ساركوسيستوز از جراحات بزرگ معدود مجزا از نواحي متعدد كمرنگ در عضله به شدت آلوده تا خونريزيهاي پشتي واكيموز و هپاتيت ، گلومروليت و رتينيت در مورد آنسفالوميليت در گوسفند وجود دارد . اروزيونها و اولسرها در دهان و مري در گاو شرح داده شده است .

در خوك عضلات ديواره شكمي ، ديفراگم و جوشي و اسكلتي اغلب موثر مي شوند .

 جراحات نسبت داده شده به ساركوسيستها گاهي اوقات در عضله شانه در دادن برش در بازرسي روتين لاشه هاي گاو در آفريقا مشاهده شده است ، اين جراحات رنگ قوس قزحي سبز روشن يا نواحي خاكستري – سفيد در طول رشته هاي عضلاني را شكل مي دهند . گاهي اوقات جراحات به طور وسيعي در سراسر عضلات لاشه بدون شواهدي از ساركوسپوريديوز پراكنده شده اند . جراحت اساسا يك التهاب ائوزينو فيليك عضلاني موضعي است و ممكن است يك بروز آلرژيك در اثر يك انگل نا مشخص باشد .

 

تشخيص:

از نظر باليني به دو شكل رودهاي و عضلاني بروز مي كند . ساركوسيستيس در بدن ميزبان نهايي انگل لوله گوارشو در بدن ميزبان واسطه به صورت انگل عضلات مي باشد .

تشخيص به يك ارزيابي دقيق در گله و ارتباط آن با سگها و گربه ها با نشانه هاي باليني ، رد يابي آنتي باديهاي هومورال و معاينات هيستو پاتولوژيكي ارگانها از جمله كليه ها ، كبد ، طحال ، عضلات ، طناب نخاعي و عقده هاي لنفاوي قرار دارد .

چنانچه ميزبان نهايي ساركوسيستيس سگ باشد كيستهاي ايجاد شده در عضلات ميزبان واسط يا شكار شونده كمتر از 500 ميكرون ( ميكرو كيست ) و قابل رويت با چشم نمي باشد . چنانچه ميز بان نهايي گربه سانان باشند كيستهاي ايجاد شده در عضلات ميزبان واسط بيش از 500 ميكرون ( ماكرو كيست ) و با چشم قابل رويت مي باشد .

 

- 5 -

روشهاي تشخيصي :

 

1 – روش ميكروسكوپي :

در كيست دو جداره وجود دارد يكي ديواره اوليه  PRIMERY CYST WALL  كه همان جداره سلول عضلاني است كه اجرام در داخل آن رشد كرده اند ، ديگري ديواره ثانويه  SECONDERY CIST WALL  است كه در حقيقت واكنش حفاظتي ميزبان در مقابل كيست است . از ميكروسكوپ نوري براي مشاهده ثانويه و از ميكروسكوپ الكتروني براي مشاهده ديواره اوليه ( براي تشخيص گونه ) استفاده مي گردد . 

 

2 - استفاده از ايزو آنزيم :      

با گرفتن عصاره كيست و بردن آن به روي ژل الكتروفورز و مقايسه با شاهد مي تولن گونه ساركو سيستيس را مشخص نمود .

3 – روش هضمي :         

امروزه به اين روش بهائ كافي داده نمي شود .   

 

4 – روش گسترش بافتي    DABSMEAR :

از بافت مظنون به اندازه يك نخود را بين يك پنس قرار داده مقطع آنرا بريده مثل مهر زدن روي لام فشار داده مي شود . در هر بار فشار دادن يك دايره نازكي ازبافت روي سطح لام مي چسبد كه در صورت آلودگي بافت با پاره نمودن جداره آن مروزوئيتها در اين مقاطع رها شده و به لام مي چسبند كه سپس با رنگ آميزي گيسما ميتوان آلودگي ساركوسيستي را مشخص نمود . براي نمونه برداري عضلات مري ، ديافراگم ، بين دنده اي و قلب بهترين نواحي براي نمونه برداري است .

 

قضاوت : 

دليلي كه مصرف گوشت آلوده به ساركوسيستيس منجر به ساركوسپوريدزدر انسان شود وجود ندارد و احتمالا انسان يك ميزبان نا مناسب براي انگل مي باشد . آلودگي غذا با فضولات حيوانات گوشتخوار براي آلودگي انسان متحمل تر مي باشد. روشهاي بازرسي عملي را براي شناسايي شكلهاي ميكروسكوپي ساركوسيستيس نمي توان به اجرا گذاشت . قضاوت بر اساس مشاهده ماكروسكوپي كيستها صورت مي گيرد . در صورت آلودگي شديد و گسترده كيستهاي قابل رويت كل لاشه ضبط مي گردد . در آلودگي متوسط به طرف خفيف پس از برداشت و ضبط جراحات و بافتهاي آلوده به لاشه اجازه مصرف داده مي شود .

 

- 6 -

 در واقع تعيين مناسب بودن براي مصرف انساني ، نا مناسب بودن براي مصرف انساني يا درمان حرارتي يا ضبط جزئي لاشه و احشاء بستگي به درجه آلودگي و شرايط لاشه دارد . برش عضلات مختلف براي تعيين حد و شدت آلودگي ضروريست كه در صورت آلودگي عمومي ضبط كامل صورت بگيرد .

در مورد التهاب ائوزينوفيليك عضلاني نيز روش مشابه بازرسي و قضاوت بايستي اعمال گردد .

در واقع نحوه قضاوت بستگي به زيبا شناسي و سليقه مردم دارد .

 

كنترل:

سير تكاملي ساركوسيست بستگي به رابطه شكار شونده _ شكار كننده داشته كه بين ميزبانهاي نهايي و واسط وجود دارد . چنانچه گوشت خورده شده توسط ميزبان نهايي پخته شده باشد سيكل انتقال شكسته مي شود . هر چند برودت گوشت به مدت طولاني الزاما ساركوسيست را نمي كشد و در نتيجه به عنوان يك وسيله براي قطع انتقال كمتر موثر مي باشد .

براي كنترل موثر آلودگي ساركوسيست روي لاشه هاي دام هاي مزرعه اي تلف شده بايستي دفن شده يا سوزانيده شود . از ورود گوشتخواراني كه گوشت خام دامهاي اهلي را مي خورند به دامداري ها جايي كه مدفوع آنها مي تواند آب آشاميدني ، خوراك يا بستر دامها را آلوده نمايد جلوگيري به عمل آيد .

دامها از طريق تجويز خوراكي اسپوروسيت هاي زنده مي توانند ايمن گردند . اما ميزان دوز ايمن كننده ساركوسيتها مهم است . حتي نتايج ايمني زايي در انواع دامها قطعي نبوده ، مقاومت در برابر گونه ساركوسيستس همولوگ ايجاد مي شود . در حال حاضر واكسني براي ايمن نمودن دامها عليه ساركوسيستيس وجود ندارد .

آمپروليوم هم به عنوان ضد ساركوسيستيس به عنوان پيشگيري كننده در بره ها موثر بوده است . براي شيمي درماني تنها هالوفوگينون با موفقيت در دامها به كار رفته است . اما دارو سمي است و دقت در دوز مصرفي الزامي است (  ./66 mg /Kg.B.W   ) ، يك بار يا بيشتر در بز يا گوسفند موثر بوده است .