تهیه و تنظیم: میر محسن هاشمی
عامل بيماري : کورينه باکتريوم يا پسودوتوبرکلوزيس
بيماري مزمني است که به وسيله تشکيل دمل در عقده هاي لنفاوي مشخص مي شود در منطقه اي که اگر گوشفند زياد باشد اين بيماري به طور فراوان ديده مي شود وتا 70%گله ممکن است به اين بيماري مبتلا شوند.
بیش از هفده سال از تاریخی که سازمان جهانی بهداشت رسما اعلام داشت برای نخستین بار یک بیماری عفونی (آبله) از سطح کره زمین ریشهکن شده است، میگذرد. دیگر احتیاجی به بیمارستانهای مخصوص برای درمان مبتلایان به آبله نیست و واکسناسیون علیه آن در همه جا متوقف شده است. پولی که با ریشهکن شدن آبله در جهان پسانداز میشود، هر سال بالغ بر یک میلیارد دلار است. یعنی رقمی بیش از سه برابر آنچه برای اجرای برنامه ریشهکنسازی هزینه شد. به دنبال آن در اجلاس مجمع جهانی بهداشت در سال 1988، آن سازمان برنامه آینده خود را برای ریشهکن ساختن فلج اطفال تا سال 2000 میلادی اعلام داشت.
جنر واکسن خود را در پی کار طولانی و طاقت فرسا در آزمایشگاه کشف نکرد. در 19 سالگی شیردوشی به او گفته بود که هرگز به آبله مبتلا نخواهد شد، چون قبلاً به آبله گاوی مبتلا شده بود. بعدها وقتی جنر پزشک شد و به بیفایده بودن تلاشهایش برای درمان این بیماری پی برد، جمله آن شیردوش را به خاطر آورد. اوتحقیق کرد و دریافت شیردوشان تقریباً هرگز، حتی وقتی از مبتلایان به آبله پرستاری میکنند، دچار آبله نمیشوند. به نظرش رسید که آبله گاوی را به افراد تلقیح کند، تا آنها را از ابتلا به بیماری مرگبارتر آبله مصون سازد. این بخت یاری حقیقی بود. بدون اینکه زحمتی بکشد، دریافت که آبله گاوی باعث ایمنی در برابر آبله میشود. قوه تشخیص او به اندازهای بود که توانست به ارزش این حقیقت پی ببرد و از آن استفاده کند.
جنر در سال 1775 در زمینه عقاید روستاییان گلاسترشر درباره آبله به تحقیق پرداخت و دریافت که دو نوع آبله گاوی وجود دارد و فقط یکی از آنها از آبله پیشگیری میکند. همچنین تعیین کرد که نوع موثر آبله گاوی تنها وقتی اثر محافظتی دارد که در مرحله خاصی از بیماری منتقل شود. او برای آزمودن نظریهاش مقداری از مایع درون تاولهای دست شیرفروشی را که به آبله گاوی مبتلا بود بیرون کشید و آن را به لندن برد و با دقت مایع آبله را به پسرکی تلقیح کرد و همانطور که جنر پیشبینی کرده بود پسرک به آبله دچار نشد. جنر از واژه واکسیناسیون استفاده نکرد، بلکه به جایش لفظ مایهکوبی یا « واریوله واکسینه» را به کار برد معنای لغوی اصطلاح لاتینی اخیر « تاولهای ریز گاو » است. تا حدود یک قرن بعد، مایه کوبی جنری آبله گاوی، تنها روش ایمنسازی علیه بیماری بود.
در سال 1880 لویی پاستور برای ایمنسازی مرغان علیه وبا، که در یک همهگیری ،10% طیور فرانسه را از بین برده بود، روشی ابداع کرد. او باکتری ایجاد کننده این بیماری را جداسازی کرد و با کشت شکل ضعیف شده و تلقیح آن به مرغان، آنها را نسبت به حمله مرگبار بیماری ایمن ساخت. اصول کلی روش پاستور با روشی که جنر برای مایهکوبی با آبله گاوی ابداع کرد یکی بود. قبل از آنکه ویروس آبله به شکل آبله گاوی به شیردوش منتقل شود، در بدن گاو ضعیف شده بود. در سال 1881، پاستور با روی آوردن به سیاه زخم، که از بیماریهای گاو و گوسفند است، باسیل آنرا جدا کرد. او این باکتری را در دمایی بالاتر از دمای بدن حیوان کشت داد تا مایعی برای تلقیح تهیه کند که موجب حمله خفیف سیاه زخم در جانور شود و حیوان را برای روزی که دچار حمله شدید بیماری میشود، ایمن سازد.
همانطور که خود پاستور گفت، او برای ارج نهادن به شایستگی و خدمات مهم یکی از بزرگان انگلیسیها ، یعنی جنر واژه واکسیناسیون را بطور کلی برای روش مایهکوبی پیشگیری کننده، وضع کرد. چهار سال بعد پاستور واکسنی برای بیماریی که در حیوانات هاری و گاه در انسان آبگریزی خوانده میشود، ابداع کرد.
پژوهشهای پیشگامانه پاستور، که بر کشف بختیارانه جنر مبتنی بود، ایمنسازی را به دانش بسیار کارآمد تبدیل کرد و زمینه را برای وقوع انقلابی در مهار بیماریهای عفونی آماده ساخت. شاید گذشته از کشف آنتی بیوتیکها، هیچ اکتشافی چنین تاثیر عمیقی بر سلامت انسان نگذاشته باشد. به نوشته ورکلارک در پایههای تجربی ایمنی شناسی معاصر (1986) گل سر سبد موفقیتها در فرایند ایمن سازی ریشه کنی کامل آبله بوده است. در نیمه نخست این قرن ، سالانه حدود 2 تا 3 میلیون مورد جدید گزارش میشد. در سال 1949 آخرین مورد آبله در ایالات متحده و در سال 1977 آخرین مورد تایید شده سراسر جهان در سومالی گزارش شد.
آبله و فلج اطفال از جهات مختلفی با یکدیگر تفاوت دارند، همانطور که واکسن آنها کاملا باهم فرق دارد، خط مشیء مبارزه با آنها نیز کاملا جدا از یکدیگر است. از سوی دیگر ریشهکنی فلج اطفال آسانتر از آبله است ولی مسائل فنی آن مشکلاتی دارد که در راس آنها مساله بیماریابی و تشخیص موارد و نیز کیفیت واکسن بیماری است. در سالهای گذشته آبله بخصوص در آسیا و آفریقا، چندین برابر بیشتر قربانی و مرگ و میر داشت ولی مبتلایان به آبله اگر بهبود مییافتند، به زندگی عادی و اولیه خود بر میگشتند، در حالی که اکثر قربانیان فلج اطفال، تمام عمر دچار فلج بوده و احتیاج به کمک دیگران دارند.
از طرف دیگر در مورد آبله این مساله وجود داشت که تابلو بیماری و بخصوص دانههای پوستی با دانههای جلدی سایر بیماریها اشتباه شود به همین دلیل برای تشخیص بیماری بررسی و تایید آزمایشگاهی چندان ضرورتی نداشت. هر مورد از آبله که مشاهده میشد، بلافاصله از سایر افراد جدا میگشت و حتی اگر بیش از نیمی از جمعیت محل هم واکسینه نشده بودند، این عمل سدی در مقابل انتشار بیماری ایجاد میکرد، ولی در مورد فلج اطفال، شناسایی فرد بیمار بسیار مهم است. در فلج اطفال از هر صد کودکی که به ویروس بیماری مبتلا میشود یک (و شاید کمتر) عارضه فلج را بروز میدهد و از این جهت وجود یک فرد بیمار در جامعه میتواند نشان دهنده وجود عفونت در منطقه باشد. از سوی دیگر پارهای از بیماریهای فلج دهنده هستند که به ویروس پولیو (فلج اطفال) ربطی ندارند و نباید آنها را با هم اشتباه کرد و مطمئنترین راه جداسازی ویروس از مدفوع فرد بیمار است.
مزیت دیگری که در مورد واکسن خشک آبله وجود داشت، مقاومت آن نسبت به گرما در منطقه گرمسیری بود و تلقیح آن تاولی روی بازو ایجاد میکرد که پس از مدتی تنها جای زخم کوچکی از آن باقی میماند. به علاوه تنها یک بار تلقیح موفق واکسن آبله، مصونیت نسبتا کاملی به وجود میآورد که لااقل بین 5 تا 10 سال دوام داشت. ولی در مورد پولیو، واکسن خوراکی به سرعت در حرارت بالا فاسد و بیاثر میشود و باید در مناطق گرم، در یخچال نگهداری شود. مصونیت کامل پس از 4 الی 5 نوبت واکسیناسیون حاصل شده و ویروسهای دیگری که در رودهها رشد میکنند ممکن است از رشد ویروس پولیو جلوگیری کنند و نکته آخر آن است که نمیدانیم که آیا کودک کاملا مصون شده است یا خیر؟
موجود زنده ، مانند بدن انسان به خودي خود نيروي مقاومت و غلبه يافتن بر ميكروبها را دارد . اين حالت را « مصونيت » مي نامند. اما در برخي از موارد بايد بدن را از خارج كمك كرد ، تا چنين مصونيتي را پيداكند . در بسياري از بيماري هايي كه از ويروس پديد مي آيند ، اگر انسان يكبار آن بيماري را بگيرد و خوب بشود ديگر در برابر آن مصونيت پيدا مي كند . مثلاً آبله ، سرخك و آبله مرغان از بيماري هايي هستند كه اگر يك بار انسان آنها را بگيرد ، براي هميشه از آنها مصونيت پيدا مي كند . يعني ديگر آنها را هرگز نخواهد گرفت .
اما بيماري هاي ديگري مانند آنفولانزا ممكن است چند بار به سراغ به سراغ انسان بيايند .پس براي رهايي از چنگ انها مي آيند و به طور مصنوعي در انسان مصونيت ايجاد مي كنند .
بدين طريق كه ويروس ضعيف شده آن بيماري را به بدن تزريق كرده ، انسان را دچار يك حالت خفيفي از آن بيماري مي نمايند. ولي چون اين بسيار ضعيف است، انسان به زودي بهبودي مي يابد و پس از بهبودي كامل براي يك مدت طولاني در برابر آن مرض ، مصونيت مي يابد .
واكسن زدن يعني تزريق ويروس ضعيف يك بيماري به بدن.
واكسن داراي ميكرب بيماري است كه البته آنرا ضعيف و بي آزار ساخته اند واكسن از پي تزريق در بدن انسان « پادزهر » درست مي كند كه با ويروس بيماري وارد نبرد مي شوند و آنها را خنثي ميكنند .
طرز ساختن واكسن چگونه است ؟
واكسن را اينگونه ميسازند : نخست حيواني را عمداً دچار بيماري مورد نظر مي كنند . سپس ويروس آن بيماري را از بدن حيوان مزبور جدا مي سازند .
مجدداً اين ويروس را به حيواني ديگر تزريق مي كنند و پس از بيمار شدنش ، باز ويروس را از بدنش جدا مي سازند . آنقدر اين عمل را تكرار مي كنند تا به قدري ويروس ضعيف گردد كه اگر آنرا به بدن انساني تزريق كنند نه تنها او را بيمار نكند، بلكه برايش مصونيت هم پديد آورد .
راه ديگر واكسن سازي اين است كه آن را از ويروسهاي مرده يا بي فعاليت به دست مي آورند .
با تزريق اين نوع واكسن بدن مشغول ساختن پادزهر مي شود و خود را آماده دفاع در برابر ميكر وب اصلي مي كند .براي بيماري خواب و آنفولانزا از اين روش استفاده مي كنند . و بالاخرهگاهي هم خود ويروس را بي آنكه ضعيفش گردانند از راه پوست به بدن تزريق مي نمايند . آنگاه چون ويروس از راه غير طبيعي وارد بدن گرديده ، باز در آن ايجاد مصونيت ميكند
هرگونه اقدامي كه به منظور جلوگيري از بروز عفونت و يا تخفيف شكل طبيعي بيماري در فردي با تجويز آنتيبادي يا آنتيژن بعمل آيد ايمنسازي گفته مي شود.
با تزريق عضلاني يا وريدي آنتي بادي ايمني غيرفعال يا انتقالي ايجاد ميگردد. دوام اين نوع ايمني كوتاه است و بستگي به نيمه عمر آنتيبادي در بدن فرد دريافت كننده دارد و اين مدت درحدود 3 تا 4 هفته ميباشد.
درصورت تجويز آنتيژن كه شامل ميكرو ارگانيسم ضعيف شده ، كشته شده ويا اجزاء آن ميشود دستگاه ايمني فرد دريافت كننده تحريك و بطور فعال آنتيبادي توليد ميكند.ايمني بدست آمده دراين حالت را ايمني فعال گويند. دوام اين نوع ايمني ، طولاني تر از نوع غيرفعال است .
ايمن سازي فعال يا واكسيناسيون
واكسيناسيون اقدام بسيارمهم و با ارزشي است كه بوسيله آن با هزينه كم ميتوان از ابتلاء به بيماريهاي عفوني جلوگيري كرد. با اجراي برنامه واكسيناسيون همگاني در جهان، شيوع بسياري از بيماريهاي خطرناك دربين شيرخواران، كودكان و بالغين كاهش بارزي پيدا كرده است بطوريكه اكنون شيوع بيماريهاي خطيري چون ديفتري، كزاز، سياه سرفه، سرخك و فلج كودكان با واكسيناسيون همگاني با موفقيت كنترل و در بسياري از كشورها عملا به حداقل ميزان خود رسيده است ، يا بيماري آبله كه با واكسيناسيون همگاني و پيگيري جهاني ريشه كن شده است.
براي بيش از 20بيماري انسان، اكنون واكسن تهيه شده است كه تعدادي ازآنها بطور همگاني و بقيه در شرايط خاصي، مورد استفاده قرار ميگيرند.
تصميم براي تهيه و استفاده از واكسن، جهت يك بيماري براساس نتيجه موازنه دو موضوع، يكي ميزان احتياج به واكسن و ديگري خطرات و عوارض ناشي از آن گرفته ميشود.
ميزان اثر پيشگيري كننده واكسن يك بيماري، از مقايسه تعداد مبتلايان دو گروه افراد واكسينه شده و نشدهاي كه بطور تصادفي در معرض بيماري قرار ميگيرند بدست ميآيد.
موثرترين واكسن ها آنهائي هستند كه مكانيسم پيشگيري حاصل از مرحله بهبودي در شكل طبيعي بيماري را تقليد كنند.
رابطه بين نوع واكسن با ايمني حاصل
واكسن هاي با اجرام زنده كه ازقدرت بيماريزايي آنها كاسته شده است، معمولاً با دوز واحد ميتوانند ايمني موثر و طولاني نسبت به واكسنهاي كشته شده ايجاد كنند. اين واكسنها علاوه برسيستم ايمني هومورال، سيستم ايمني سلولي را نيز تحريك مينمايند، اين نوع واكسنها تمايل دارند واكنشهاي مشابه شكل طبيعي بيماري به خصوص درافراد با نقص ايمني را ايجاد كنند.
براي اينكه با واكسنهاي كشته شده ايمني كافي و بمدت طولاني بدست آيد، بايستي اين واكسنها ابتدا درچند نوبت تزريق گردند و براي جلوگيري از كاهش سطح آنتيبادي و ادامه ايمني اغلب لازم است كه تزريق واكسن در آينده يادآوري شود.