تبليغاتX
دانشجویان دامپزشکی علمی کاربردی ارومیه85

شوک

شوک يکي از عوارض بعد از عمل مي باشد شوک مي تواند قبل از عمل در حول حوش عمل يا به علت برخي بيماري ها حاصل شود.تعريف شوک مشکل است زيرا سندرمي است که از برخي اختلالات بدن ايجاد ميشودوبا هرگونه رنجش شديدي ميتوانداغاز گردد. ممکن است به صورت کاهش بحراني و مداوم در انتشار بافتي که باعث کمبود اکسيژن در سلولها ونکروز ثانويه احتمالي در اندامهاي در اندامهاي به خصوصي مي شودتعريف گردد.هيپوتانسيون شديد خصوصيت ويژه شوک نيست.شوک وضعيتي ديناميک بوده نه استاتيک بنابراين اعمالي را که فورا در جهت تصحيح شرايط انجام مي دهيم بيشترين اهميت را دارندعلي رغم متون فراواني که در اين زمينه نوشته شده ولي قسمت زيادي از ان ناشناخته باقي مانده و جراحان در رويارويي با ان کمترين درک را تا به امروز داشته انداگر چه به شوک در جراحي دامهاي کوچک و اسب توجه مي شود اما اصطلاح شوک هنوز به صورت مبهمي جراحي نشخوار کنندگان استفاده مي شود و به عنوان ناکامي مناسب براي شرايطي است که جراحان نتوانند ان را بفهمند يا توضيح دهند .از انجايي که مکانيسم ان تا حد خيلي کمي شناخته شده بنابراين درمان شوک نيز به صورت تجربي ان باقي مانده است با وجود اين يک جراح بايد پاتوفيزيولوژي اساسي بروز شوک را بداند  تا در صورت رخداد اين وضعيت بهترين اعمال ممکنه را جهت نجات حيوان انجام دهد.

تقسيم بندي شوک :شوک را ميتوان به چند دسته تقسيم بندي کرد:

Hypovolaemic

Endotoxicياseptic

Anaphylactic

Cadiogenic

Neuogenicياvasogenic.

مهمترين انواع شوک در نشخوار کنندگان عبارتند از :

Hypovolaemic_endotoxic

شوک کارديوژنيک نادر است .انافيلاکسي مي تواند به علت واکنش پادتن _پادگن ايجاد شود که باعث ازاد سازي هيستامين مي شود.در شوک وازوژنيک يا نوروژنيک انقباض يا اتساع شديد عروق علت ان است.بيهوشي يا اسيب نخاعي مي تواند باعث اتساع شديد عروق کردد . در حالي که درد يا جابجايي و کشيدن شديد مي تواند به انقباض شديد عروقي منتهي شود .هر عاملي که باعث از دست رفتن قابل ملاحضه اي خون  يا مايعات شود مي تواند به شوک هيپو ولميک منجر گرددمانند در اثر ضربه شديد خونريزي  سوختگي ها اسهال اختناق روده و ... شوک اندو توکسيک يا سپتيک ماحصل عفونت وسيع مي باشد .اندو توکسين ها ليپو پلي ساکاريدهاي ازاد شود از ديواره ميکروبهاي گرم منفي مي باشد ليست بزرگي از بيماري ها وجود دارد که کي تواند باعث شوک سپتيکال يا اندو توکسيکها در نشخور کنندگان شود. مانند ابسه هاي بزرگ يا چند تايي پريکارديتها پريتونيتها متريت ها ماستيت ها ارتريت هاي عفوني استئوميليت و .....

پاتوفيزيولوژي:با وجود اينکه طبيعت رنجش ممکن است متفاوت باشد اما اساس پاتوفيزيولوژي و نتيجه نهايي در تمام اشکال شوک مي باشد بوده و ان عبار ت است از :نارسايي  در ميکروسيرکولاسيون که باعث هيپوکسي سلولي مي شود .در شوک هيپوولميک  کاهش حجم موثر در گردش وقايعي را اغاز مي کند که اسيب سلولي را به دنبال دارد .علت بروز شوک اندوتوکسيک عبارت است از:تونوس نا مناسب عروقي و اسيب اوليه سلولي.شوک کارديوژنيک در نتيجه کاهش برون ده قلبي به علت نارسايي ميو کاردي ايجاد مي شود .تمتم عوامل اغازگر  نهايتا مسير مشترکي را طي کرده وباعث نارسايي در سيستم گردش خون ويک سري تغييرات  اندو کريني و هورموني مي شوند  که روي هموستاز تاثير گذاشته باعث هيپوکسي سلولي و مرگ مي گردند.

در مرحله ابتدايي بدن با مکانيسم پس نورد منفي به شرايط بد پاسخ مي دهد که به عنوان عملي دفاعي در جهت بقاء بوده و فوايدي دارد .کاهش حجم موثر در گردشرسپتورهاي مکانيکي واقع در قوس ائورت و اجسام کاتروتيد را تحريک مي کنند اپي نفرين ازاد شده از بخش مرکزي غده فوق کليه نوراپي نفرين ازاد شدهاز رشته هاي پس عقده اي سمپاتيک باعث انقباض ونول هاي بعد از مويرگي و ارتريول هاي قبل از ان در ساختمان احشايي _جلدي  مي شوند.انقباض عروقي در ساختمانهاي احشايي جلدي  به علت رسپتورهاي الفا است .به علت وجود رسپتورهاي بتا در قلب قدرت انقباضي ماهخيچه هاي قلبي و تعداد ضربان افزايش مي يابد. به طور همزمان ازاد سازي هورمون ضد ادراري فعاليت سيستم رنين انژيوتانسين و ازاد سازي الدسترون صورت مي گيرد ازاد سازي هورمون ضدادراري و الدسترون به حفظ اب از کليه ها کمک مي کنند.انقباض شديد عروقي واحتباس اب حجم موثر در گردش را بالا مي برند .در طي انقباض پيش از مويرگي و پس از ان فشار مويرگي سقوط مي کند که اين عمل ورود مجدد مايعات بينا بيني را به گردش خون بالا مي برد که در واقع يک انتقال دروني است.اين عمل حجم موثر در گردش را بالا ميبرد .انقباض وريدها نيز مقدار زيادي از خون را به گردش فعال اضافه مي کند تا حجم موثر در گردش بالا برود منابع انرژي مثل گلوکز  نيز به وسيله بدن بسيج مي گردند تاثير نهايي تمام اين وقايع کمک به سازگاري در يک موقعيت اضطراري مي باشد .به طوري که اندامهاي حياتي بدن  واعمالشان در سطح محدودي از حيات حفظ مي شود که در اين راستا تقدم با قلب و مغز است.اما اگر وضعيت اضطراري و شديد باشد يا حمايت خارجي به موقع وجود نداشته باشد مکانيسم پس نورد منفي به مثبت تبديل شده و در ان صورت هر واقعه اي به يک واقعه  مضرتبديل شده باعث اسيب بيشتري در بدن مي شود .سپس وضعيتي شکل مي گيرد که جايگزيني مايع حتي بيش ازمقدار از دست رفته ممکن است اختلالات را تصحيح نکند.

در اينجا بايد ذکر کنيم که تبديل فيد بک منفي به مثبت در شوک اندوتوکسيک از شوک هيپوولميک يا کارديوژنيک سزيع تر است و همين مسئله علت مرگ خيلي سريع را در عفونت وسيع ژاسخ گو است.زيرا اندوتوکسين ها خودشان روي عناصر خوني وديگر شلولهل عمل کرده و باعث تشکيل مواد سمپاتوميمتيک قوي و ازاد سازي هيستامين سروتونين  برادي کنين  (.....)و ديگر مواد فعال کننده عروقي مي شوند.بنابراين شدت انقباض عروقي بيشتر مي شود وقتي که شراي ايسکمي ادمه يابد به علت انقباض شديد عروقي دسترسي به اکسيژن کاهش يافته و هيپوکسي بافتي حاصل مي شود و در نتيجه متابوليتهاي اسيدي تجمع مي يابند .از انجايي کخ اسفنکتر وريدي پس مويرگي نسبت به ... هاي پايين تر مقاوم تر است اين وضعيت باعث ادامه انقباض مي شود اما اسفنکترهاي شرياني پيش مويرگي نسبت به متابوليتهاي اسيدي سازگاري نيافته و بنابراين تونوس خود را از دست داده و نسبت به کاته کولامين ها واکنش نشان ميدهند در نتيجه خون بيشتري وارد مويرگها شده اما کمي از ان وارد شبکه سياه رگي مشود نتيجتا تجمع خون در مويرکها انفاق مي افتد اين رکورد خون فشار مويرگي را افزليش داده و باعث خروج خون از عروق و ورود ان به فضاي بيسنا بيني مي شود به عنوان نتيجه اي از ان  حجم موثر در گردش بيشتر کاهش يافته و ازاد سازي زياد کاتهکولامين ها انقباض عروقي را در کانال وريدي پس مويرکي شديدتر مي کند خروج مايعات از عروق و ويسکوزيته خون را بالا برده و مانعي بر سر راه جريان خون ايجاد مي کند تمام اين تغييرات انتشار ضعيف بافتي و هيپوکسي را بد تر مي کند.اين مکانسيم پس نورد مثبت چرخه معيوب باعث اسيب وسيع سلولي و مرگ بافتي مي شود.علاوه بر تغييرات فوق شانت شرياني وريدي پاتولوژيک ممکن است به علت مقاوت بالاي پس  مويرگي باز گردد بنابراينم اين راه فرعي خون در اندامهاي بخصوصي باعث اسيب وسيع عروقي مي شود .وقتي که اين شانت ها باز گردند شوک بسيار فعالي ممکن است مشاهده شود(......)در چنين حالتي برون ده قلبي ممکن است طبيعي يا افزايش يافته باشد اما در اين واقييت امر اسيب وسيع عروقي ادامه دارد .بنابراين خصوصيت ويژه شوک وخامت اوضاع هموديناميکي نبوده بلکه نارسايي در ميکروسيرکولاسيون مي باشد مطالعات عمدهاي پيرامون شوک در نشخوار کنندگان وجود ندارد اما نتايج حاثصل از مطالعات تجربي تغييراتي را همانند انچه که پيشتر شرح داده شده بيان مي کند اسداد اختناقي روده در گوساله گاو وگاوميش ايجاد شوک  اندوتوکسيک و هيپولميک مي کند اکثر حيوانات حالت هيپوديناميکي را نشان مي دهد اما در موارد کمي  حالت هيپرديناميکي نيز ايجاد مي شود بنابراي احتمال شانت شرياني وريدي و به دنبال استفاده از اندو توکسين ها در گوساله هاي گاو و گاوميش مشاهده نشده است.کاهش فشار خون وريد مرکزي يافته ثابتي بوده و تجمع خون را پيشنهاد مي کند پس از خونريزي وسيع در گاوميش ها غلظت پلاسمايي کاته کولامين ها چندين برابر مي شود اما تزريق کاته کولامين هاي اگزوژن باعث افزايش برون ده قلبي نمي شود. در اکثر گاوها صرف نظر از اينکه شوک هيپو لميک باشد يا اندو توکسيک نارسايي تنفسي بر توفف قلبي پيشي گرفته و اين نشان دهندهع حساسيت گردش خون ريوي در گاو است .در نکروسپي بيشترين تغييرات در ريه ها اتفاق افتاده و بارزترين تغيير ادم است.

بر عکس سگها روده محل اصلي تغييرات نيست .اما اسيب قابل توجهي در کبد اتفاق مي افتد .

مراقبت:

بعد از مروري بر پاتو فيزيولوژي اساسي تغييرات مشخص مي شود که پيش گيري از شوک بيشترين اهمميت را دارد . بنابراين مراقبت کافي از بيمار در طي دوره پيش از جراحي  حول حوش جراحي و همچنين تکنيک خوب جراحي را بايد در درجه اول اهمييت قرار داد.موضوع اصلي اين است که به محض شکل گيري کمبود ها انهارا تصحيح کنيم  هميشه مراقبت از برون ده قلبي فشار خون و فشار وريد مرکزي جهت رسيدن به نتيجه لازم نيست اما مشاهده دقيق علايم باليني  و اسشتفاده از برخي تست هاي ساده شناسه هاي سودمندي را در دسترس قرار

 مي دهد .

بيماري که در شوک به سر مي برد داراي علايم زير است  نبض سريع و ضعيف است مردمک هاي نتسع غشا هاي مخاطي رنگ پريده و سيانوز انتهايي بدن سرد هيپر تميک در (مراحل اوليه شوک سپتيک ممکن است تب مشاهده شود) کاهش دفع ادرار افزايش  سي ار تي (زمان پخش خون در مويرگها پس از فشار مخاطي )کاهش فشار وريد مرکزي . گوش دادن به قفسه صدري وجود يا عدم وجود ادم ريوي را مشخص مي کند.سي ار تي را مي توان با فشار دادن انگشت روي راس شکمي زبان و بعد گرفتن آن تعيين کرد.

به طور معمول مويرگها بلافاصله پر مي شوند در حالت شوک هيپو ديناميکي پر شدن مويرگها بيش از دو ثانيه وقت مي گيرد در حالت هيپوولمي معمولا بالا رفتن تعداد تنفس و برگشت به حالت عادي علامت خوبي است. در صورت وجود امکانات اناليز گاز خون وسيله کمک تشخيصي مهمي است در حالت هاي کم شدن جريان خون به علت طولاني شدن زمان عبور خون  اکسيژن بيشتري از طرف وريدي اخذ مي شود بنابراين کمتر بودن فشار اکسيژن وريدي  نشان دهنده  جريان خون کم مي باشد .

مديريت (کنترل پيشگيري درمان)

درمان شوک عمداتا شامل:اکسيژن گيري کافي حفظ حجم موثر در گردش و کنترلذ عفونت است.به هر حال علتش را بايد رفع کرد براي مثال در حالت صدمه وسيع عروق خونريزي دهنده را بايد ليگاتور زد ابسه هاي بزرگ يا چند تايي را بايد تخليه کرد و غيره .چند طرح درماني در انسان و دامهاي کوچک ارزيابي شده  است.درماني بر اساس خطوط مشابه با اينها در نشخوار کنندگان  ميسر نيست گاهي اوقات به خاطر مقرون به صرفه بودن  زياد  جراح حيواني را که گمان شوک در ان مي رود را واقعا درمان مي کند .

در اولين قدم براي مايع درماني کافي بايد انفوزيون قطره اي مايع در وريد را اغاز مي کنيم .بهترين مايعات محلول بالانس شده با چند الکتروليت است .محلول هاي کلو ئيدي (دکستران ها ) مي توانند يک قسمت از مايع مورد استفاده باشد اما گران هستند .مزيت استفاده از محلولهاي کلوئيدي اين است که چنين مايعات در پلاسما احتباس مي يابند در حالي که کريستالوئيدها در سراسر بدن به حالت تعادل در مي ايند جهت اجتناب از ازدياد بيش از حد حجم مايع و ادم ريوي مي توانيم از فشار وريد مرکزي اطلاع حاصل کنيم .امادرصحنه واقعي جراحي نشخوار کنندگان  شانس  افزايش بيش از حد حجم مايع خيلي کم است . زيرا حيوانات سنگين وزن به علت عامل اقتصادي و نياز بالاي اين گونه ها در حالت شوک حتي نمي توانند مقدار کافي مايع دريافت کنند. از مواد قليايي کننده تنها در صورت وجود اسيدوز بايد استفاده کرد کاتتد موجود در حفره بيني به يک سيلند اکسيژن متصل بوده با يک تنظيم کننده جريان تنظيم مي سشود که مي تواند به اندازه کافي حيوان را اکسيژن دهي کند .حيوان را بايد در اتاقي گرم و يا تهويه خوب نگهداري نمود اما نبايد از گرماي مستقيم استفاده کرد .نشان دادند که در شوک هيپو لميک استفاده از انتي بيوتيک هاي وسيع اطيف تا در حد زيادي از عفونت ثانويه ناشي از اسيب تورينه درون پوششي جلوگيري خواهد کر. معمولا از کورتيکوستروئيدها با دوزهاي مختلف جهت درمان شوک در نشخوار کنندگان استفاده مي شود .استفاده از کورتيکوستروئيدها در حالت شوک در انسان و دامهاي کوچک نيز مورد بحث است. اثرات منفي ان به دنبال استفاده از دوزهاي بالاي  گلو کو تيکوئيدها  دگزا متازون پردنيزولون و مايع درماني کافي در انسان و دامهاي کوچک به خصوص به دنبال شوک  سپتيک گزارش شده است. دزهاي بالاي کورتيکوستروئيدها فعاليت  سمپاتيکي  عقده پس گانگليوني را مهار کرده تا اتساع عروقي ايجاد شود بجز اين مورد غشائ ليزوزومي و ديگر غشاءهاي سلولي نيز تثبيت مي شود و تنفس ميتو کندري و قدرت انقباضي قلب نيز بهتر مي گردد. اگر از کورتيکو ستروئيدها به عنوان يک عامل پيشگيري کننده استفاده شود(حتي با نصف دزهاي که بيشتر ذکر شده به خصوص گلوکو کو ريتکوئيدها مفيد خواهند بود اما بح4ث در رابطه با استفاده از دارو ها بعد از شروع چرخه معيوب شوک هنوز حل نشده است .به علاوه اگر يا هزينه اقتصادي بالا از دزهاي بالاي يکورتيکوستروئيدهادر نشخوار کنندگان استفاده ميکنيم از انجايي که علت اساسي شوک انقباض عروقي استفاده شده اما مطالعه روي نشخوار کنندگان صورت نگرفته است جراح بايد به خاطر داشته باشد که استفاده ازاتساع دهنده هاي عروقي ..... به علت اتساع عمومي عروق مي تواند باعث کاهش شديدي در برگشت خون وريدي شود معمولا جهت درمان شوک در نشخوارکنندگان نيازي به انتقال خون نيست اما اگر خونريزي شديد اتفاق افتدو VCP به  کمتر از 20% برسد انتقال خون کامل را در نظر ميگيرند.

تعريف شوک :به اختلال دستگاه گردش خون براي خون رساني کافي به سلولها شوک گويند

به عبارت ديگر هرگونه اختلال در نظام گردش خون يک فرد که منجر به اختلال در عملکرد ارگانهاي حياتي بدن مي گردد را شوک مي ناميم

نتيجه:عدم خونرساني کافي عامل اغاز کننده شوک مي باشد.

به اختلال شديد در انتقال مواد و عملکرد عروق و بافتهاي بدن شوک مي گوييم .بارها شده فردي در اثر تصادف يا سکته قلبي  با مسائل روحي و عصبي وارد شده شوک شده است و خطر مرگ او را تهديد مي کند.

علل شوک :خونريزي داخلي_خارجي ناشي از ضربه و بيماري هاي داخلي اسهال استفراغ سوختگي هاي شديد مرض قند سکته قلبي اختلالات عروقي عفونتها الرژي داروها مانند ژنيسلين  ضايعات نخاعي و فوق کليوي و تيروئيدي گزش حشرات و حيوانات انسداد گردش خون.

انواع شوک :کاهش حجم خون و مايعات بدن به علت خونريزي  اسهال و استفراغ شديد  سوختگي هاي شديد و تعريق فراوان

2_اختلال در توزيع خون به علت استرس شديد و ناگهاني رواني و عصبي عفونت شديد و منتشر بدن و حساسيت به دارو گزش حشرات و حيوانات و....(شوک انافيلاکتيک)

3_شوک قلبي اختلال در عملکرد قلب به علت سکته قلبي و انسداد گردش خون مي باشد.

علايم باليني:رنگ پريدگي شديد:تپش قلب بيقراري هوشياري يا رواني کاهش فشار خون نبض ضعيف و تندسردي بدن کاهش شديد دفع ادرار  اظطراب تهوع استفراغ احساس تشنگي مفرط تنفس تند کم عمق و مشکل رنگ پريدگي پوست ضعف شديد گشادگي مردمک هاي چشم بي قراري

در شوک انافلاکتيک  کهير گرفتگي صدا تورم دور چشم تندي ضزبان قلب خارش بدن

در شوک ناشي از خونريزي:علايم خونريزي داخلي و خارجي ديده مي شود در شوک سوختگي علايم سوختگي

اقدامات اوليه در شوک:مصدوم را به پشت خوابانيده  پاي وي را بالاتر از سطح بدن قرار مي دهند . وضعيت تنفس  و قلب و گردش خون را کنترل کرده و راههاي هوايي باز و در ضورت نياز عمليات احياي قلب ريوي را شروع مي کنيم اگر مصدوم دچار خونريزي است خونريزي را کنترل مي کنيم

استخوان هاي شکسته را اتل بندي مي کنيم

مراحل شوک:

مرحله اول جبران پزيري در اين مرحله واکنش هاي دفاعي اغاز مي شود و با افزايش نبض سبس مي شود فشار خون افت پيدا نکند و خون کافي به قلب و مغز برسد. در عوض به اعضايي چون کليه کبدو پوست خون کمتري مي رسد در اين مرحله بي قراري اضطراب تحريک پذيري پوست رنگ پريده وسرد(در شوک عفوني پوست گرم مي شود) افزايش نبض تنفس کاهش درجه حرارت بدن مشاهده مي شود

2_ مرحله پيش رونده يا غير قابل جبران: خون اکسيژن تامين نمي شود و افت هوشياري فشار خون اتفاق مي افتد

علايم ان:گيجي منگي اشکال در تکلم افزايش تعداد نبض و تنفس کاهش فشار خون پوست سرد و کبودتنفس تند افت شديد دماي بدن  و مردمک هاي چشم که گشاده شده

3_مرحله برگشت نا پذيري =مرگ

کمبود خون =اسيب به کليه و کبد= مرگ مغز و قلب=علايم قلبي با شدت زياد =مرگ

درمان :اول بايد علت يابي شود

1_اگر شوک در اثر خن ريزي از يک شوک باشد با جراحي و يا اقدامات پانسمان به طور اورژانسي رگ مربوط را بسته  در صورت نياز چند واحد خون به بيمار تزريق کرد

2_ اگر علت شوک عفونت خون باشد به استفاده از انتي بيوتيک تراپي قوي به درمان پرداخت

3_اگر علت در اسهال استفراغ باشد با سرم درماني و داروهاي مورد نيازآنرا درمان کرد

4_شوک ناشي از پني سيلين (انافيلاکتيک)سريعا به بيمار ادرنالين يا اپي نفرين و هيدروکورتيزون و پرومتازين وريدي يا عضلاني تزريق کرده و اقديميت اکسيژن درماني  و اورژانسهاي مورد نياز سريعا انجام شود

عوارض:فلج اعضاي بدن _ نارساي قلبي تنفسي _اختلالات متابوليکي =مرگ

پيشگيري:درمان بموقع بيماريهاي موجود _پيشگيري از اسهال و استفراغ_در صورت وجود سابقه حساسيت شديد به يک ماده بايد از مصرف آن جدا خودداري نمود.                 

نوشته شده توسط میر محسن هاشمی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 |

 

تهيه و تنظيم از : مير محسن هاشمي

داخل عروق مزانتريك گوسفند، بز، گاو، شتر، انواع equ و گربه‌ها گزارش شده است. نر mm5 ، بدن كرم قوسي يا كماني است. بيضه‌ها 70-60 عدد است. ماده mm5/3 تخمدان در  قدامي است و داخل رحم تنها يك تخم منفرد ديده مي‌شود تخمها اكثراً بيضي‌اند و در يكي از قطب‌هاي تخم يك زائده آپانديس مانند ديده مي‌شود و در قطب مخالف يك خار ديده مي‌شود.

 

 

·                                سير تكاملي: ميراسيديوم اين كرم در داخل تخم تشكيل مي‌شود. وارد بدن حلزون‌هاي
ميزبان واسط مي‌شود كه حلزون‌هاي واسط براي اين گونه از نوع Lymnea gedrosiana (ليمنه‌آ ژدروزيانا) است كه داخل بدن حلزون‌ها مراحل اسپروسيست وردي طي مي‌شود و بالاخره سركر از بدن حلزون‌ خارج شده و از راه پوست وارد بدن انسان مي‌ شود و چون انسان ميزبان مناسبي براي كرم نمي‌باشد در محل ورود سركر به پوست راكسيون‌هاي متعدد ايجاد مي‌شود كه بصورت ماكول، پاپول، سوزش و خارش و تورم پوست ديده مي‌شود (درماتيت سركري) چون سركرها يك Pr بيگانه محسوب مي‌شوند سيستم ايمني ميزبان وارد عمل شده و ضايعات وسيع‌تر پوستي ايجاد مي‌كند. در حيوانات به علت تحريكات روده‌اي ضعف و لاغري ايجاد مي‌شود و شدت ضايعات وارده به روده‌ها زياد است و تمام قسمتهاي روده سوراخ مي‌شود اين روده‌ها هيچ گونه ارزش اقتصادي نخواهند داشت.

 

2) sp.  : Ornithobilharzia bomfordi

در گاو و گاوميش گزارش شده و داخل عروق مزانتريك زندگي مي‌كند. نر cm1 و ماده cm7/0 است. تعداد بيضه‌ها 60 عدد است و در گاو ضايعات روده‌اي ايجاد مي‌كند.

 

 

3) Genus:  Gygantobilharzia

اين جنس انواع مختلفي دارد كه در پرندگان اهلي و وحشي بصورت انگلي زندگي مي‌كنند ولي ضايعات وسيعي نمي‌دهند.

 

4) Genus: Trichobilharzia

گونه‌هاي مختلف اين جنس به شكل نخي و به شكل كرم‌هاي نازك و كركي هستند داخل عروق خوني داخل بيني و منقار پرندگان زندگي مي‌كنند و در عروق مزانتريك هم يافت مي‌شوند. هم جداسازي و هم مشاهدة آنها مشكل است.

 

Specics :  Trichobilharzia ocellata

شايعترين گونة اين جنس است. كه در پرندگان مختلف گزارش شده. طول cm5/2-5/1 است و معمولاً نر و ماده هم اندازه ديده مي‌شوند. در پرندگان ضايعات عروقي و خونريزي ايجاد مي‌كنند. ولي در انسان بويژه در برنج‌كاران و شناگران بويژه در مناطق شمالي در فصل‌هاي برنج كاري در كارگران برنج كار درماتيت سركري مي‌دهند.

معمولاً تخم بوسيلة مدفوع پرنده به بيرون دفع مي‌شود. ميراسيديوم وارد بدن حلزون‌هاي ميزبان واسط كه معمولاً از نوع آبزي هستند مي‌شوند كه شروع به سركر گذاري مي‌كنند.

درمان: تاكنون براي درمان ترماتودهاي داخل عروق پرندگان تركيب و داروي مناسبي گزارش نشده است. و تنها راه، كنترل حلزون‌هاي ميزبان واسط است.

Family :  Paramphistomidae

شامل ترماتودهايي است كه از لحاظ طبقه‌بندي جزو گروه Amphistoma محسوب مي‌شوند يعني بادكش شكمي در اين گروه‌ از ترماتودها بجاي اينكه در  قدامي باشد در انتهاي خلفي ديده مي‌شود. داراي چهار جنس مهم است.

1) Genus  :  Paramphistomum

1) Species :  Paramphistomum cervi

بنام ترماتود مخروطي شكل يا Conical fluke معروف است. كرمي است با بدني مخروطي شكل با رنگ قرمز روشن،‌ اندازه طول mm13-5 ، عرض mm5-2 است. شبيه دانة انار ديده مي‌شود از نظر فرمول تناسلي  است هر سه گناد لوبوله هستند و دستگاه گوارش ساده يا ناقص است.

تخمها بيضي شكل و خاكستري رنگند با اندازه 176-114 . داخل شكمبه و نگاري Rum مختلف مانند گاو، گوسفند و بز كه در ايران بوفور يافت مي‌شود. تخم خيلي شبيه تخم فاسيولاست. تقسيمات داخلي تخم در اينها معمولاً بزرگند حلزون‌هاي ميزبان واسط از نوع Bulinus و Planorbis مي‌باشند.

 

 

 

سير تكاملي: شبيه فاسيولاست اما بعد از خوردن متاسركرها توسط Rum كرمهاي بالغ داخل رودة باريك تشكيل شده و سپس از رودة باريك وارد شكمبه و نگاري مي‌شوند.

علائم بيماري: نقش بيماري زائي مهمي ندارند و تنها در آلودگي‌هاي شديد سبب التهاب شديد شكمبه و نگاري و نفخ شكمبه مي‌شود. (از خون تغذيه نمي‌كنند) اين كرمها خونخوار نيستند و تنها از تك ياخته‌ها و بقاياي غذايي پيش معده‌ها تغذيه مي‌كنند ممكن است سبب لاغري Rum شود و حتي در آلودگيهاي شديد مي تواند كاشكسي ايجاد كند .

 

2) Species : Paramphistomum  microbothrium

از لحاظ ساختماني خيلي شبيه Cervi است اما كوچكتر بوده و تنها در خوزستان گزارش شده است.

2) Genus  :  Cotylophoron

Species : Cotylophoron Cotylophorum

داخل شكمبه و نگاري Rum است. از لحاظ ساختماني خيلي شبيه  Paramphistomum cervi  است اما كوچكتر است. طول mm8 و عرض mm3 است از لحاظ آزمايشگاهي وجود بادكش سومي بنام Genital Sucker در اطراف منفذ تناسلي ديده مي‏شود در ايران است. سركر در قسمت سر خودش داراي دو لكة چشمي است.بيشتر در كشور هاي آفريقاي جنوبي شايع است ، حلزونهاي ميزبان واسط از نوع Bulinus است و اندازه تخم 125-135 ميكرون است.

 

 

علائم بيماري: باعث تحريكات موضعي در مخاطات گوارشي مي‌شود كه در نهايت بصورت اسهال، لاغري و رنگ پريدگي مخاطات بعلت آنمي ديده مي‌شود.

 

 

3) Genus  :  Gastrothylax

Species : Gastrothylax crumenifer

داخل شكمبه و نگاري Rum، يكي از مشخصات آن داشتن يك شكاف  يا جيب بطني در سطح شكمي است. فرمول تناسلي  است. اكثراً در هندوستان گزارش ميشود و مواردي از اين در آذزبايجان شرقي و استانهاي شمالي گزارش شده. طول mm18ـ9 عرض mm5، اندازة تخم 135-115 ميباشد.

چندان بيماريزا نبوده و ضايعات چنداني ايجاد نميكند.

 

Cestoda or Tape worms or Segmented worms

سستودها يا كرمهاي نواري يا كرمهاي بندبند :

سستودها يا كرمهاي نواري شكل كرمهايي‌اند كه بدنشان در جهت dorsoventral پهن شده است و داراي يك بدن روباني يا نواري شكلند. رنگ طبيعي آنها غالباً سفيد مايل به كرم است در بعضي گونه‌ها قهوه‌اي كم رنگ تا پررنگ داريم. اندازة آنها از چند mm تا بيش از m20 مي‌رسد. بدن هر سستود سه قسمت دارد :

1) سر (head) و اختصاصاً به نام Scolex مي‌گويند.

2) گردن neck

3) بندها يا سگمنت‌ها يا Proglotids

 

سر: اسكولكس بسته به نوع كرمها ممكن است كروي، دوكي يا كشيده باشد در گروهي از سستودها بنام Cyclophylidea سر معمولاً كروي است در صورتيكه در گروه Pseudophylidea سر دوكي يا كشيده است. بر روي اسكولكس ضمائم مختلف ديده مي‌شود معمولاً در Cyclophylidea چهار عدد اندام مكنده يا بادكش روي آن ديده مي‌شود مثل بادكش تره‏ماتودها كه از جنس عضلات حلقوي اسفنگتري شكل تشكيل شده است و وسيله اتصالي كرم به بدن ميزبان است. اين اندامهاي مكنده بطور منظم با فواصل يكسان در محيط يا پيرامون اسكولكس حضور دارند. در Pseudophylidea بادكش‌ها تغيير شكل داده و به اندام Bothridia يا Bothria نام مي‌گيرند كه بر خلاف بادكش‌ها كشيده هستند و مانند اسكولكس دوكي شكل هستند.

بوتريا : شكاف‌هاي كم عمقي هستند در صورتيكه Bothridia ساختمان عضلاني قويتري دارند.

برروي اسكولكس در گروهي از سستودها خصوصاً در Cyclophylidea يك عضو ديگري است بنام خرطوم يا Rostellum كه از فواصل بادكش‌ها بيرون مي‌آيد و روي خرطوم يك يا دو و يا چند رديف خار يا قلاب Hoock ديده مي‌شود. در صورتيكه سستودها داراي خرطوم و خار باشند اين گروه را تحت عنوان سستودهاي مسلح يا خاردار Armed Tape Worm مي‌نامند.
در غير اينصورت به اينها سستودهاي غير مسلح
Non Armed Tape Worm مي‏گويند. تعداد خارها يك وسيلة تشخيصي در تعيين گونه سستودها مي‌باشد.

دستگاه عصبي مركزي غالب سستودها در ناحيه اسكولكس متمركز است.

گردن : قسمت كوتاه يا باريكي است كه باعث اتصال اسكولكس به بندهاي كرم مي‌شود.
و يك واحد زايا يا رويشي است كه مانند ريشة درخت بندها را توليد مي‌كند. گردن ارزش تشخيص ندارد ولي اسكولكس و بندها در تشخيص مهمند.

بندها : در بدن هر سستود بالغ سه نوع بند قابل تشخيص است :

1) بندهاي نارس يا نابالغ Im-mature proglotids

2) بندهاي رسيده يا بالغ mature proglotids

3) بندهاي بارور Gravid proglotids

بندهاي نارس معمولاً نزديك گردن سستود است و كلاً بندهايي‌اند كه از لحاظ تناسلي هنوز نارس هستند. از لحاظ اندازه معمولاً طولشان از عرضشان كمتر است. از لحاظ تشخيص اين بندها تقريباً بي‌ارزش هستند.

 

بندهاي رسيده بندهايي‌اند كه معمولاً طول و عرض يكسان دارند و مربعي شكلند و از لحاظ تناسلي كاملاً بالغ هستند.

 

بندهاي بارور بندهايي‌اند كه گنادها يا غدد جنسي تحليل رفته و آتروفيه شده ولي قسمت لوله‌اي دستگاه تناسلي ماده رشد بيش از حدي پيدا مي‌كند و بصورت انشعابات رحمي فرعي پر از تخم ديده مي‌شود. طولشان بيشتر از عرضشان است.

 

 

ديوارة‌ خارجي بدن سستودها از يك نوع بافت سنسشيال فعال بنام تگومنت ساخته شده است كه اتصالهاي gap junction دارند . به هنگام مطالعه با ميكروسكوپ الكتروني يكسري برجستگي هاي ريز بنام ميكرو تريكس روي تگومنت قابل تشخيص است . به مجموعه تكراري بندها در سستودها اصطلاحاً يك استروبيلا strobila  مي گويند.

دستگاه عصبي سستودها :‌ شامل يكسري عقده هاي عصبي است كه بصورت متمركز در قسمت اسكولكس اينها ديده مي‌شود. از اين عقدهاي عصبي يكسري رشته‌هاي عصبي در امتداد بدن سستودها بصورت انشعابات پشتي، شكمي و جانبي ديده مي‌شود كه باعث تعصيب اندام‌هاي كرم مي‌شود. عمده‌ترين واسطه‌هاي عصبي شامل استيل‌كولين، سروتونين، دوپامين، آدرنالين و ... است.

سيستم ترشحي يا دفعي : مانند ترماتودها از واحدهاي سازندة سلولهاي شعله‌اي Flame cell ساخته شده است. كه از اين سلول‌ها مجاري ترشحي منشاء مي‌گيرند و بصورت مجراي Lateral يا جانبي در سطح پشتي و شكمي در طول بدن سستود كشيده شده است. اين مجاري در بند ‌آخر بدن كرم ايجاد يك مثانة ترشحي (cyst) را مي‌كند كه توسط يك سوراخ ترشحي، ترشحات را بيرون مي‌ريزد.

 

 

دستگاه گوارش :‌ سستودها بدون دستگاه گوارش هستند و مواد غذايي مورد نياز خود را از سطح خارجي بدن به طريقة انتشار ساده يا انتقال فعال دريافت مي‌كنند و چربي‌هاي مورد نياز را از مواد غذايي هضم شده و نيمه هضم شدة بدن ميزبان خودشان اخذ مي‌كنند. ولي پروتئين‌ها و پپتيدها را از بافت‌هاي بدن ميزبان بوسيلة هضم آنزيمي دريافت مي‌كنند.تگومنت سستودها مانند مخاط روده پستانداران هست كه پشت و رو شده است . ( سطح بدن آنها بسيار فعال است و ميكرو ويلي مانند ويلي روده ها عمل مي كند ).

سستودهاـ بدون دستگاه تنفس و گردش خون هستند. ـ داراي متابوليسم بي‌هوازي مي‌باشند و غالب گونه‌هاي انگلي در داخل روده‌ها زندگي مي‌كنند.تنها يك سستود خارج از روده در مجاري صفراوي گوسفند زندگي ميكند بنام استلزيا هپاتيكا .

دستگاه تناسلي : مهمترين دستگاه سستودهاست. تقريباً تمامي سستودها از نظر دستگاه تناسلي هرمافروديت يا دو جنسي هستند و دستگاه تناسلي نر و ماده در داخل هر بند بالغ قابل شناسايي است.

در داخل هر بند بالغ يا رسيده دستگاه تناسلي نر اينها از تعداد زيادي بيضه (Testis) كه در تمامي پارانشيم يا بافت زمينه‌اي بند بالغ ديده مي‌شود تعداد بيضه‌ها زياد است. بيضه‌ها توسط مجاري آوران اسپرمي به مخزن مني (سمينال وزيكول) متصل مي‌شوند و مخزن مني هم توسط مجاري انزالي هدايت مي‌شود به سمت آلت تناسلي نر اينها كه اصطلاحاً سير يا سيروس (cirus) ناميده مي‌شود.

Cir از منفذ تناسلي مشترك نر و ماده كه معمولاً در كنارة جانبي بندهاي بالغ تعبيه شده ديده مي‌شود به بيرون باز مي‌شود. در بعضي از سستودها منفذ تناسلي مشترك ممكن است در سطح شكمي به بيرون باز شود.

دستگاه تناسلي ماده : قسمت عمده‌اش تخمدان است كه تخمدان لوبوله و كپسوله است
و ممكن است يك قسمتي يا چند قسمتي باشد. تخمدان به اويدوكت يا لولة تخمي متصل است. اويدوكت به محفظة تخمي يا اووتيپ و آنهم به لولة رحمي يا رحم متصل مي‌شود. در قسمت خلفي تخمدان در اكثر سستودها غدد وتيلوژن يا زرده‌اي بصورت لوبوله يا بخش‌بخش قرار گرفته و ترشحات خودش را توسط يكسري مجاري به داخل اووتيپ مي‌ريزد. از اووتيپ يك لوله يا مجراي ديگري كشيده شده كه بنام واژن است و به منفذ تناسلي مشترك نر و ماده متصل مي‌شود كه غالباً در كنارة جانبي بند يا سطح شكمي بند است. اووتيپ در سستودها همانند يك چهارراهي است كه به چهار سمت باز مي‌شود (واژن، وتيلوژن، اويدوكت، رحم). در غالب سستودها سوراخ رحمي وجود ندارد و تخمهاي تشكيل شده در داخل رحم بدين صورت از بدن كرم دفع مي‌شوند كه بندهاي بارور كه پر از تخم مي‌باشند و در قسمتهاي انتهايي بدن سستود قرار دارند از بدن كرم جدا شده و به روي زمين مي‌افتند و ديوارة بندهاي بارور ليز و تجزيه و ديوارة لولة رحمي باز مي‌شود و تخمها در طبيعت پراكنده مي‌شوند.اين واكنش را آپوليز يا بند زدايي يا
Apolytic  مي گويند .

البته برخي از سستودهاي متعلق به دستة Pseudophyllidea مانند Diphyllobothrium Latum داراي سوراخ رحمي و زهداني هستند و تخمها را از سوراخ رحمي به بيرون مي‌ريزند.

بندهاي بارور: لولة رحمي معمولاً رشد زيادي پيدا مي‌كند و انشعابات فرعي را ايجاد مي‌نمايد. تنة اصلي رحمي در امتداد طولي بندهاي بارور ديده مي‌شود و انشعابات رحمي در بندهاي بارور يك وسيلة تشخيص تفريقي سستودهاست. داخل لولة رحم پر از تخمهاي سستود است كه تخم اينها غالباً به شكل كروي مايل به بيضي است با ديواره‌‌اي دو لايه كه در فاصلة ‌اين 2 لايه يكسري خطوطي مشاهده مي‌شود كه اصطلاحاً بنام خطوط شعاعي Radial Lines مي‌نامند. در داخل تخم اكثراً يك جنيني است بنام Onchospher (كروي شكل) كه ممكن است
6 قلابي
(Hexa cantus) يا 10 قلابي باشد. رنگ و اندازة تخم متنوع است. در بعضي سستودها لولة رحمي پر از تخم در بندهاي بارور ممكن است قطعه‌قطعه شود و يكسري اندامهايي
را در داخل بندهاي بارور ايجاد كند كه اينها را كپسول‌‌هاي تخمي يا اندام‌هاي شبه رحمي يا
Par uterine organ گويند كه در Dipylidium caninum وجود دارد.

نحوة جفت‌گيري: غالباً به اينصورت است كه بندهاي مجاور در بدن با همديگر تبادل اسپرم مي‌كنند و در موارديكه چند عدد سستود كه همنوع مي‌باشند و در كنار هم زندگي مي‌كنند ممكن است بندهاي بالغ يك سستود با بندهاي بالغ سستود  ديگر تبادل اسپرمي يا لقاح متقاطع يا Cross fertilization كنند. ضمناً در اكثر سستودهاي انگلي خود باروري Self fertilization نيز يك امر شايع است.( چنانچه فقط يكعدد سستود وجود داشته باشد)

سير تكاملي سستودها: اكثريت سستودها داراي يك چرخة زندگي غير مستقيم (Indirect Life cycle) مي‌باشند و داراي حداقل يك يا دو ميزبان واسط هستند كه در گروه Cyclophylidea ها يك ميزبان واسط ولي در Pseudophylidea دو يا بيشتر ميزبان واسط وجود دارد. در سير تكاملي مراحل زير وجود دارد :

2) مرحلة جنين مژه‌دار بنام Coracidium

1) مرحلة تخمي (egg )

3) لارويا نوزاد Larva(9 صورت) يا Meta cestoda

4) مرحلة بالغ mature

حالت لاروي در سستودهاي مختلف به اشكال مختلف ممكن است ديده شود :

1) Procercoid: يك حالت لاروي از بعضي سستودها مي‌باشد كه داراي بدني شبيه به كرمهاي استوانه‌اي و كشيده بوده و پست‌ترين يا ناقص ترين حالت لاروي سستودها از لحاظ تكاملي مي‌باشند. در اطراف اين نوزاد يالارو هيچ پوشش ساكولار يا كيسه‌اي وجود ندارد. يكي از مراحل لاروي ديفيلوبوتريوم‌لاتوم به اين شكل است (در بدن ميزبان واسط اوليه)

 

 

2) Plerocercoid: در اين حالت لارو داراي بدني دوكي شكل و كشيده است و بخش‌بخش شدن بدن لارو بر خلاف (1) ظاهر مي‌شود. اطراف اينهم كيسة‌ انگلي نداريم. لارو ديفيلوبوتريوم‌لاتوم در بدن ميزبان واسط ثانويه (ماهيان)

 

3) Cysticercoid: يك حالت لاروي از سستودهاست كه داراي كيسة انگلي است و داخل كيسه هميشه يك نوزاد ديده مي‌شود و كيسه بدون مايع انگلي است.

در سستودهاي Hymenolepis nana(در بدن ميزبان نهايي

بوده و واسط ندارد)  و Hymenolepis diminuta (ميزبان

واسط اش از گروه حشرات  است و ميزبان نهايي موش است ) اين حالت لاروي در بدن ميزبان واسط تشكيل مي‌شود.

4) Cysticercus: يك حالت نوزادي از سستودهاست كه كيسه‌اي شكل است و داخل
 كيسه تنها يك نوزاد ديده مي‌شود و ضمناً داخل كيسه پر از مايع انگلي است لارو برخي از تنياها:
Taenia Saginata (در عضلة گاو بنام سيستي‌سركوس‏بويس مي‌گوئيم) و لارو Taenia solium (در عضلة خوك) به اين شكلند.

 

5) Coenure : يك حالت نوزادي است از سستودها كه كيسه‌اي شكل است و در داخل اين كيسه بيش از يك نوزاد يا لارو ديده مي‌شود. داخل كيسه پر از مايع انگلي است.

حالت لاروي Taenia multiceps كه در سيستم عصبي مركزي ميزبان واسط (انسان و علفخوار) است.

 

 

6) Hydatic cyst: يك كيستي است (مرحلة لاروي بعضي از سستودهاست) كه كيسه‌اي شكل است و داراي مايع انگلي مي‌باشد. بجاي اينكه در ديوارة داخلي كيست هيداتيك نوزادها يا لاروها بصورت منفرد ديده شوند يكسري كيسه‌هاي انگلي كوچكي بنام كيسه‌هاي پهن يا كپسول‌هاي پهن (Broad capsule) ديده مي‌شود كه در داخل اين كپسول‌ها تعداد زيادي لارو سستود است.

در داخل هر كپسول پهن ممكن است تعداد 3 الي 30 عدد سر نوزاد (Proto scolex) ديده شود.

در داخل كيست هيداتيك اصلي يا مادر ممكن است كيست‌ هاي دختري ديده شوند كه ساختماني دقيقاً مشابه كيست اصلي يا مادر را دارند. كيست هيداتيك به 3 صورت ديده مي‌شود :

1) كيست هيداتيك تك حفره‌اي Uni locular hydatic cyst

كيستي است كه معمولاً در قسمت داخلي خودش داراي يك حفره است.
مثال:
Echinococus granulosus (mm9-3 اندازة كرم در رودة‌ باريك سگ است و حالت لاروي از نوع تك حفره‌اي است و در بدن انسان و علفخوران تشكيل مي‌شود).

 

2) كيست هيداتيك حبابچه‌اي يا چند مكاني Alveolar hydatic cyst

نوع ديگري از كيست هيداتيك است كه در داخل كيست مادر تعداد زيادي حفره يا خانه قابل تشيخص است (multi chamber) مثال: Echinococus multi locularis كه حالت لاروي در بدن انسان و جوندگان است و كرم بالغ در رودة باريك روباه قرمز.

پروتواسكولكس منفرد و چسبيده به ديواره آلوئولها هستند.

ويسكوزيته اش نسبت به تك حفره اي غليظ تر و يا

ژلاتيني يا كلوئيدي است.

 

3) وزيكولار هيداتيك كيستVesicular H.C.

آبكي و كوچك هستند كه به تعداد بسيار زياد در كنار هم ديده مي‌شوند در اندام‌هاي بدن ميزبان واسط. مثال: Echinococus oligartrus(ميزبان نهايي JaguarEchinococus vogeli (ميزبان نهايي گربه هاي وحشي و سگهاي بوته زار است Bush-dog).

 

7) Tetrathyridium: يك حالت لاروي است كه نوزاد داراي يك بدن كشيده و ستبري است. اسكولكس حاوي بادكش اين لارو عميقاً به بدن خودش فرو مي‌رود و در قسمت‌هاي انتهايي بدن هيچ نوع كيسة انگلي حاوي مايع وجود ندارد كه به آن تتراتريديوم مي‌گويند. 
مثال: Mesocestoides lineatus

8) Strobilo cercus: اسكولكس حاوي بادكش در اين حالت لاروي به داخل بدن فرو نمي‌رود و بعد از اسكولكس يك ناحية گردن كوتاهي ديده مي‌شود و بعداً بندها يا سگمنت‌ها شروع مي‌شود و در قسمت انتهايي يك كيسه به شكل نامنظم و پر از مايع انگلي ديده مي‌شود.

مثال: در گربه‌سانان يك تنيا بنام Taenia taeniformis وجود دارد كه حالت لاروي آن در جوندگان و برخي بي‌مهرگان است.

 

Taxonomy of Cestoda

طبقه‌بندي سستودها :

سستودها را به دو زير رده sub class تقسيم مي‌كنيم :

1) Cestodaria (سستوداريا) يا Cotyloda (كوتيلودا)

2) Cestoda يا Eucestoda (سستودهاي حقيقي)

Sub Class: Cestodaria

شامل سستودهايي است كه بدون اسكولكس هستند. بدن اينها از يك بند ساخته شده و بندبند نيست و برخلاف سستودهاي حقيقي در داخل تخم اينها يك جنين 10 قلابي يا Deca Canthus ديده مي‌شود در صورتيكه در سستودهاي حقيقي يك جنين 6 قلابي يا Hexa Canthus ديده مي‌شود اين زير رده به دو راسته (order) تقسيم مي‌شوند :

order : Amphilinidea

اينها سستودهاي پستي‌اند كه اكثراً غير انگلي‌اند و آزاد زي‌اند اما در راستة (1) گونه‌اي هست بنام Amphilinidea foliacea كه در ناحية شكم ماهيان خاوياري زندگي مي‌كنند كه تنها اين گونه انگلي است. از راستة Gyrocotylidea يك گونة انگلي گزارش شده بنام Gyrocotyleura gyrocotyleura كه داخل رودة برخي از ماهيان استخواني زندگي مي‌كنند.

زير رده سستودهاي حقيقي به پنج راسته تقسيم مي‌شود كه عبارتند از:

Sub Class: Cestoda

1. order: Tetraphylidea

در اين راسته بر روي سر سستود 4 زائده زباني شكل ديده مي‌شود تحت عنوان Bothria كه در واقع اندامهاي مكنده يا چسباننده اين سستودها مي باشد. ضمناً غدد زرده‌اي (وتيلوژن) در اينها در دو رديف بصورت نوارهاي جانبي كشيده شده و vulva بصورت جانبي با تناوب نامنظم در اينها ديده مي‌شود. اينها جزو انگلهاي ماهيان خاوياري و غضروف ماهيان هستند.

 

2. order : Trypanorhynca

روي سر اينها 2 يا 4 عدد Bothridia است. داراي 4 خرطوم دراز هستند كه اينها معمولاً خاردار يا قلاب دارند و قابليت برگشت يا وارد شدن به سر كرم را دارند. در ماهيان غضروفي گزارش شده‌اند.

3. order : Pseudophylidea

سر كرم داراي 1 يا 2 ناودان شيار مانند است كه همان Bothria است. تخم در اينها از سوراخ زهداني به خارج دفع مي‌شوند و Vulva معمولاً در وسط سطح شكمي بندهاست. غدد زرده‌اي در سطح پشتي و شكمي بندهاست. در ماهيان استخواني و برخي مهره‌داران خشكي‌زي ديده مي‌شوند (حتي در انسان هم است). تنها سستودهايي هستند كه سوراخ زهداني دارند ، بقيه آپوليتيك هستند .

4. order : Proteocephala

بر روي سر اينها 4 بادكش فنجاني شكل است، Vulva جانبي است. غدد زرده‌اي بصورت نوارهاي جانبي است. رحم داراي شكافي است در وسط سطح شكمي بندها، و اينها هم انگل برخي ماهيان، دوزيستان و خزندگان هستند.

5. order : Cyclophylidea

مهمترين كرمهاي انگلي سستودهاي مهره‌داران متعلق به اين راسته بوده و روي سر اينها 4 عدد بادكش (Sucker) به شكل كروي ديده مي‌شود. بندها در تمام مراحل تكاملي در بدن اين كرمها ديده مي‌شوند (بندهاي نارس (نابالغ)، رسيده (بالغ)، بند بارور). بند بارور در قسمت انتهايي بدن كرم‌هاست و سوراخ رحمي در اينها وجود ندارد ولي Vulva معمولاً در كنارة‌جانبي بند با تناوب نامنظم ديده مي‌شود. غدد زرده‌اي در پشت تخمدان‌هاست و جزو انگلهاي پستانداران و پرندگان مختلف مي‌باشند. جنين، داخل تخم اينها تا زماني كه توسط ميزبان واسط اوليه خورده شود باقي مي‌ماند اين ميزبان ممكن است از بي‌مهرگان يا مهره‌داران باشد. در اينها در وسط بادكش‌ها يك زوج غدد ترشحي نفوذي penetrate glands وجود دارد كه توسط آنزيمهاي اين غدد سر اين سستودها به راحتي وارد بافتهاي بدن ميزبان مي‌شود.

مرحلة لاروي اينها به اشكال مختلفي ديده مي‌شود از قبيل: سيستي‌سركوئيد، سيستي‌سركوس، سنور، كيست هيداتيك از نوع وزيكولار، تك‌حفره‌اي يا چند حفره‌اي. اين راسته داراي 7 خانواده است :

1) Family : Taeniidae

اندازة متوسط يا بزرگ دارند (به استثناي Echinococcus granulosus كه كوچك است و mm9-3 مي‌باشد) اسكولكس اين‌ها گرد يا كروي است كه داراي 4 عدد بادكش و يك خرطوم با چند رديف قلاب خواهد بود. ممكن است برخي از گونه‌ها بدون خرطوم و خار باشند مانند كرم كدوي غير مسلح يا Taenia saginata. رحم در اين خانواده داراي يك تنة اصلي و تعدادي شاخه‌هاي جانبي است. Vulva جانبي با تناوب نامنظم است. تخمدان و غدد وتيلوژن در قسمت خلفي بندهاست. بيضه‌ها متعددند. غشاي تخم ضخيم و دولايه است با تعدادي خطوط شعاعي  = Radial lines) در امتداد شعاع تخم است) داراي سه جنس است :

a)Genus : Taenia                                                            حالت لاروي تنيا سيستي سركوس است

b)Genus : Echinococcus حالت لاروي اكينوكوكوس از نوع كيست هيداتيك است

c)Genus : Multiceps حالت لاروي مولتي سپس از نوع سنور است

 

2) Family : Hymenolepididae

كرم‌‌‌هايي با اندازة كوچك يا متوسط كه سر اينها داراي 4 عدد بادكش و يك رديف
قلاب (خار) است. تنها يك استثنا است كه بدون قلاب است كه كرم كدوي موش يا Hymenolepis diminuta مي‌باشد. رحم كيسه‌اي شكل دارند Vulva جانبي است و معمولاً‌در يكطرف بندها ديده مي‌شود. تعداد بيضه‌ها محدود بوده 4-1 عدد مي‌باشد. تخمدان و غدد وتيلوژن در نزديكي قسمت خلفي بندها هستند مهمترين جنس اين خانواده ، Hymenolepis ميباشد.

3) Family : Dilepididae

اندازة متوسط دارند. خرطوم بزرگ دارند. برروي خرطوم داراي 8-6 رديف قلاب يا خار دارند و برروي خرطوم منظره‌اي شبيه گل‌سرخ يا Roset ايجاد مي‌كنند. دستگاه تناسلي ماده زوج يا منفرد است (تعداد تخمدان). منفذ تناسلي در يك يا دو طرف بند  است. بيضه‌ها زيادند. رحم بصورت كيسة مورب داخل بندها ديده مي‌شود. در برخي از جنس‌هاي اين خانواده رحم تبديل به اندام شبه رحم يا كپسول تخميParuterine) يا (Egg – Capsule  مي‌شود. جنس مربوطه Diplydium با گونه caninum مي‌باشد.

 

4) Family : Davaineidae

اندازة متوسط يا كوچكند. سر داراي 2 رديف قلاب به شكل چكش برروي خرطوم است. در كنار بادكش اينها يكسري خارهايي ديده مي‌شود و باعث اتصال خوب (محكم) اينها به ميزبان مي‌شوند. تخمدان و غدد وتيلوژن در نزديكي وسط بندهاست مهمترين جنس‌هاي اينها دو مورد است كه در طيور مهمند:

Genus : Davainea

Genus : Raillietina

 

5) Family : Anoplocephalidae

اندازة متوسط يا بزرگ دارند. انگل‌ علفخوارنند، سر (scolx) غالباً غير مسلح است (بدون خرطوم و خار است) دستگاه تناسلي ماده ممكن است منفرد يا زوج باشد. بيضه‌ها زيادند، رحم بصورت كيسة مورب است، تخمها داراي يك زوج برجستگي در يكطرف ديوارة خودشان هستند. حالت لاروي اينها كه اكثراً از نوع سيستي‌سركوئيد است در بدن برخي از بندپايان بويژه جرب‌هاي خاكزي تشكيل مي‌شود (جرب‌ها از خانوادة  Oribatidae هستند) ، و علفخواران با خوردن جرب مبتلا مي شوند داراي 7 جنس مي‌باشد.

 

4) Helicometmetra

3) Stilesia

2) Thysanosoma

1) Anoplocephala

 

7) Bertiella

6) Avitellina

5) Moniezia

 

6) Family : Linstowidae

كرمهايي‌اند با اندازه كوچك يا متوسط غالباً انگل پرندگان حشره ‌خوارند. سر بدون قلاب است. بيضه‌ها زيادند، رحم داراي كپسول‌هاي تخمي (شبه رحم) است كه ممكن است
هر كپسول داراي چندين تخم باشد. حالت لاروي اينها كه از نوع Plerocercoid است در برخي از سوسك‌ها يا حشرات تشكيل مي‌شود. داراي دو جنس مهم است:  Oochoristica و Inermicapsipher  ( در روده جوندگان و خرگوشهاي كوهي و گاهاً انسان ديده مي شود .)

7) Family : Mesocestoididae

اندازة متوسط و بزرگ دارند. انگل پستانداران مختلف بويژه گوشتخواران مي‌باشند و در پرندگان گوشت‌خوار و ماهي‌خوار هم ديده شده است. سر بدون قلاب است. Vulva در وسط سطح شكمي‌بندهاست. رحم در برخي گونه‌ها ممكن است داراي شبه رحم باشد و در برخي نباشد. بيضه‌ها زيادند، تخمدان و غدد وتيلوژن در قسمت خلفي بندهاست. داراي دو جنس مهم مي‌باشد.

1)Genus : Mesocestoides               2) Genus : Mesogyna  spp.:hepatica در كبد روبا هها ديده مي شود

 

 

 

نوشته شده توسط میر محسن هاشمی در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 |

مقدمه

زیر شاخه عنکبوتیان یا کلیسرداران دارای تنوع و تعدد بسیاری بوده و گرچه پراکندگی گونه‌های آنها به پای سخت پوستان نمی‌رسد لیکن گروه کثیری از بندپایان را که شامل 65000 گونه می‌باشند به خود اختصاص می‌دهند. کلیسرداران به دو گروه عمده تقسیم میشوند. پیکنوگونیدها یا عنکبوتهای آبی و کلیسراتا که خود متشکل از خرچنگ نعلیان یا مروستوماتا ، عقربها (اسکورپیونها) و عنکبوتیان (آراکیندا) هستند. همه ما کم و بیش با کلیسرداران آشنا هستیم. به عنوان مثال اغلب ما با عنکبوتها ، عقربها و کنه‌ها برخورد داشته‌ایم. بسیاری از آنها ناقل عوامل بیماریزا بوده و خطرات بسیاری برای انسان و سایر حیوانات به همراه دارند.



تصویر

اختصاصات کلیسرداران

  • بدن از دو قطعه پروزوما و اپیستوزوما تشکیل شده است. زواید پروزومایی عبارتند از: کلیسرها ، پاهای آرواره‌ای و چهار جفت پای حرکتی ، کلیسرداران فاقد شاخک می‌باشند.

  • زواید چند مفصلی و یک شاخه‌اند.

  • تبادلات تنفسی به کمک آبششهای کتابی ، ششهای کتابی یا تراشه‌ها صورت می‌گیرند.

  • دفع از طریق غدد پیش رانی و لوله‌های مالپیگی انجام می‌گیرد.

  • دارای چشمهای ساده میانی و گاهی اوقات چشمهای مرکب جانبی می‌باشند.

  • سکومهای گوارشی به تعداد 2 تا 6 جفت هستند.

رده بندی کلیسرداران

رده گزیفوسوریده

مانند خرچنگهای نعل اسبی شکل که دریازی هستند. سر سینه دارای سپر پشتی است که به شکم جوش خورده لولا است. تنفس از راه آبششهای کتابی است. چشمهای مرکب دارند. رشد از طریق لارو است و دارای 5 گونه هستند.

رده پیکنوگونیدا

عنکبوتهای دریازی هستند. سر و سینه و پاهای باریک و دراز دارند. شکم تحلیل رفته است. فاقد چشمهای مرکب هستند و پاهای حامل تخم در هر دو جنس روی سر قرار دارند و دارای 500 گونه هستند.

رده عنکبوتیان

عقربها ، عنکبوتها ، کنه‌ها در این گروه قرار دارند و ساکن خشکی هستند و بعضی زندگی ثانویه‌ای در آب دارند. معمولا گوشتخوار و شکارچی هستند. فاقد چشمهای مرکب هستند. با ششهای کتابی یا نایی یا هر دو تنفس می‌کنند. حدود 3500 گونه دارند.



تصویر

عنکبوتها

عنکبوتها از شناخته شده‌ترین عنکبوتیان بوده و دارای پراکنش جهانی می‌باشند. عموما گوشتخوار بوده و در زیستگاههای مختلفی چون سطح سنگها ، روی درختها و گیاهان زندگی می‌کنند. برخی از آنها شکار خود را به دام می‌اندازند در حالی که گروهی دیگر به شکار حمله کرده و یا در کمین آن می‌نشینند.
عنکبوتها قادر به سوراخ نمودن پوست انسان نمی‌باشند اما گزش برخی از گونه ، برای انسان خطرناک است به عنوان مثل سم نوعی عنکبوت به نام بیوه سیاه سم عصبی بوده و موجب ایجاد جراحات دردناک ، تشنج عضلانی ، و نهایتا از کار افتادن دستگاه تنفس و مرگ می‌گردد.

جنسهای عنکبوتها

از این راسته می‌توان جنسهای تارانتولاها ، عنکبوتهای دریچه ساز ، فولکوس ، عنکبوت قهوه‌ای ، بیوه سیاه و عنکبوت گرگی را نام برد.

عنکبوت منزوی قهوه ای

در سالهای اخیر ، عنکبوت دیگری به نام عنکبوت منزوی قهوه‌ای مورد شناسایی قرار گرفته که گزش آن برای انسان ، بسیار خطرناک می‌باشد. در برخی از عنکبوتها گزش منجر به نکروز بافتی شده و درمان آن معمولا به آهستگی صورت می‌گیرد.

عادات عنکبوتها

یکی از مهمترین عوامل موثر در زندگی آنها ، توانایی تنیدن تار است. این ابریشم یا تار ، از جنس اسکلروپروتئین بوده و در اثر تماس با هوا ، سخت می‌گردد. این ابریشم در کارهای مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. بعضی از عنکبوتها پرده های کوچکی تنیده و اسپرمهای خود را روی آن قرار می‌دهند. همچنین بعضی از گونه‌ها از آن برای ساختن پیله استفاده می‌کنند و تخمهای خود را درون آن می‌گذارند. اما اکثر گونه‌ها از ابریشم برای ساختن رشته‌های تار عنکبوت استفاده می‌کنند.

میگالومورف

عنکبوتهایی با اندازه متوسط تا بزرگ بوده، سوراخهایی در داخل زمین ایجاد نموده و یا پرده‌هایی ورقه مانند یا قیفی شکل ایجاد می‌کنند. تارانتولاها و عنکبوتهای دریچه ساز که درهایی لولایی برای سوراخهای خود ایجاد می‌کنند نیز جزء میگامورفها محسوب می‌شوند.



تصویر

تنیدن تار

بعضی از عنکبوتها نظیر خانواده‌های دیکتینیده و آگلنیده پرده‌های نامنظمی می‌تنند. در حالی که پرده‌های تنیده شده در بعضی خانواده‌های دیگر بسیار منظم است. بعضی از عنکبوتها ، نظیر عنکبوتهای گرگی اصلا تار نمی‌تنند. سالتیسیده‌ها جهنده بوده و بر روی زمین گاه روی گیاهان به سر می‌برند. این گروه از عنکبوتها نیز تار نمی‌تنند بلکه آشیانه‌های خود را با ابریشم مفروش می‌سازند. توموسیده یا عنکبوتهای خرچنگ مانند تار نمی‌تنند.

کنه‌ها

بعضی از کنه‌هایی که خون می‌مکند ، چرخه کامل زندگی خود را در روی بدن یک میزبان می‌گذرانند و فقط در هنگام پوست اندازی موقتا ارتباط خود را با آنها قطع می‌کنند. اقسام دیگر با هر بار پوست اندازی از میزبان خود جدا می‌شوند و پس از پوست اندازی باید میزبانی تازه برای خود بیابند. نوزاد این جانواران با یک بار که خون بمکد می‌تواند ماهها زنده بماند و بالغها با یکبار تغذیه ، تا سالها ممکن است نیاز به غذا نداشته باشند. کنه‌های مختلف ناقل عوامل بیماریزا هستند که مهره داران را آلوده می‌کنند.

خرچنگهای نعل اسبی

چند گونه از خرچنگهای نعل اسبی که در فاصله 200 میلیون سال گذشته بدون تغییر مانده‌اند فسیلهای زنده‌ای هستند که در سواحل ماسه‌ای اقیانوس یافت می‌شوند و در آنجا با حفر ماسه‌ها زندگی نیمه منزوی را می‌گذرانند.
نوشته شده توسط میر محسن هاشمی در شنبه سوم آذر 1386 |
نام شاخه بند پایان (Arthropoda) از دو اصطلاح یونانی (arthros) به معنای بند و (podos) به معنای پا گرفته شده است. و بیانگر این می‌باشد که اعضای این شاخه دارای اجزای بند بند هستند. بعضی از بند پایان برای سلامت انسان مضر هستند.

دید کلی

اهمیت بند پایان و بیماریهای منتقله توسط آنها بر اهل فن پوشیده نیست. با وجود اجرای برنامه‌های کنترلی گسترده در نقاط مختلف جهان بر اساس آخرین آمار سازمان بهداشت جهانی (WHO) میزان مرگ و میر ناشی از مالاریا در جهان 2.7 - 1.5 میلیون نفر برآورد شده است. هر ساله بیماریهای منتقله توسط کنه‌ها خسارات فراوانی به صنعت دامپروری جهان وارد می‌سازند. مگس تسه تسه باعث شده است تا بسیاری از روستائیان ساکن برخی کشورهای آفریقایی به مناطق دیگر مهاجرت کنند. برخی بند پایان عادت دارند وارد بافتهای سایر موجودات شوند. و خسارات زیادی به صنعت چرم و پوست وارد کنند. کشور ما زیستگاه بسیاری از بند پایان بیماریزا می‌باشد.

رده بندی بند پایان

رده سخت پوستان (Crustacea)

این رده شامل خرچنگ آب شیرین و دریایی ، میگو و خر خاکی است. بیشتر این گونه‌ها آبزی هستند. این رده دارای دو زیر رده است که برخی از آنها به عنوان میزبانان واسط برخی انگلهای مهم هستند.

رده میریاپودا (Myriapoda)

گونه‌های مختلف صد پایان و هزار پایان در این رده جای دارند. بسیاری از این گونه‌ها آفات مهم غلات هستند و بعضی از آنها آفات مزارع را از بین می‌برند و برخی از صد پایان سمی هستند.

رده حشرات

این رده گروه بزرگی از بی‌مهره‌گان را شامل می‌شود، و بعضی از گونه‌های آن به عنوان ناقل بیماریزا عمل می‌کنند.

رده آراکیندا

در این رده عقربها ، عنکبوتیان ، کنه‌ها ، جربها و سایر بند پایان وابسته قرار دارند. این رده با سایر بندپایان تفاوت قابل توجهی دارند و در انتقال برخی از بیماریها دخالت دارند.

رده پنتاستومیدا

کرمهای زبانی در این رده جای می‌گیرند. در مورد طبقه بندی برخی از گونه‌های این رده در شاخه بندپایان اختلاف نظر وجود دارد.

سوسریها (Cockroaches)

سوسریها در بسیاری از کشورهای جهان یافت می‌شوند و به زیر رده بالداران از رده حشرات تعلق دارند. سوسریها ترجیحا در جاهای گرم زندگی می‌کنند. این حشرات از مواد نشاسته‌ای و قندی تغذیه می‌کنند. سوسریها ممکن است آفت دائم محلهای نگهداری حیوانات باشند. این حشرات انگل بشمار نمی‌روند ولی به سبب ویژگیهای خود قادر به انتقال بیماریها می‌باشند. این حشرات قادر به انتقال قارچها و تک یاخته‌های مختلف هستند. از آنجایی که سوسریها به سرعت تکثیر یاخته و آلودگیهای جدید ایجاد می‌کنند. لذا کنترل آنها مشکل است. موثرترین روش کنترل استفاده از حشره کشها است.

شپشها (Lices)

این بند پایان به زیر رده بالداران از رده حشرات تعلق دارند. شپشها میزبانهای متعددی دارند از جمله پرندگان و پستانداران از جمله انسان. عمده اثرات شپشها روی میزبانان آلوده ، تحریکی است که این حشرات ایجاد می‌کنند. شپشها بر روی پوست باعث ایجاد زخم و عفونت می‌شوند. و بیماری را از یک فرد به فرد دیگران منتقل می‌کنند. تعداد حشره کشهای موجود در حال افزایش است. عمده این مواد مصنوعی هستند. در مورد شپشهای انسان هگزاکلرو سیکلوهگزان (یک درصد) ممکن است به صورت موضعی استفاده شوند. مقاومت شپشهای انسان به حشره کشهای هیدروکربنی کلردار از نقاط مختلف جهان گزارش شده است.

ساسها

این بند پایان به زیر رده بالداران از رده حشرات تعلق دارند. تنها تعداد اندکی از گونه‌های موجود در این راسته به دلیل خونخواری از انسان در پزشکی اهمیت دارند. بعضی از گونه‌ها میزبان تریپانوزوم کروزی هستند. در آمریکای جنوبی این تک یاخته‌ها عامل ایجاد بیماری تریپانوزومیازیس می‌باشد. سازمان جهانی بهداشت استفاده از امولسیون یا محلول 5 درصد د.د.ت و استفاده از اسید هیدروکلریک را برای مقابله با این حشرات توصیه می‌کند.

کنه‌ها

کنه‌ها به رده عنکبوتیان تعلق دارند. بعضی از کنه‌هایی که خون می‌مکند، چرخه کامل زندگی خود را روی بدن یک میزبان می‌گذرانند و فقط در هنگام پوست اندازی موقتا ارتباط خود را با میزبان قطع می‌کنند. کنه‌های مختلف ناقل عوامل بیماریزای هستند که پستانداران و بویژه انسان را آلوده می‌کنند. مثلا این بند پایان ناقل منحصر به فرد انگلهای ریکتسیایی ویروس مانند هستند که بروز نوعی بیماری خاص به نام تب خالدار کوههای راکی را در افراد باعث می‌شوند.

عنکبوت های سمی

عنکبوت باغی diadematus Araneus و عنکوبت باغی جنس Tegenaria از عنکبوتهایی هستند که انسان را می‌گزند، اما گزش آنها پیامدی ندارد. عنکبوتهای ماده از جنس Latrodectus به نام بیوه شهرت دارند. و به نسبت وزن خود از سمی‌ترین جانوران هستند. احتمال مرگ در اثر نیش یک عنکبوت بیوه در حدود احتمال مرگ در اثر برق گرفتگی توسط رعد و برق است. وقتی که گزش اتفاق می‌افتد تاثیر آن چه در جانور و چه در انسان جدی است و در عرض چند دقیقه درد در اطراف زخم پیشرفت می‌کند و تا 30 دقیقه به حداکثر خود می‌رسد. از دیگر عنکبوتهای سمی می‌توان به گونه‌های Phoneutria و Loxosceles اشاره کرد.

پشه

پشه به رده حشرات تعلق دارد. پلاسمودیوم انگلی است که پشه ناقل آن ، میزبان محسوب می‌شود. پلاسمودیوم می‌تواند به طریق جنسی فقط در روده پشه آنوفل تولید مثل نماید. پلاسمودیوم از راه بزاق پشه به بدن انسان منتقل می‌شود. بزاق پشه نقش ماده ضد انعقاد را برای جاری شدن خون به عهده دارد. از بیماریهایی که که به این ترتیب منتقل می‌شود می‌توان به بیماری مالاریا اشاره کرد.
نوشته شده توسط میر محسن هاشمی در شنبه سوم آذر 1386 |

 

تهیه و تنظیم از :میر محسن هاشمی

مقدمه

خانواده فاسیولیده کرمهایی هستند پهن به شکل برگ درخت که انگل کبد یا مجرای صفراوی و روده پستانداران هستند. این انگل در اکثر نقاط دنیا مشاهده می‌شود بخصوص در کشورهایی که پرورش گوسفند رواج دارد آلودگی با نسبت بالا در بین دامها ملاحظه می‌شود. آلودگی انسان با این انگل در برخی نقاط مانند آمریکای جنوبی و کشورهای مدیترانه‌ای مانند ایران گزارش شده است.



تصویر


 

ویژگیهای کرم فاسیولا

کرم فاسیولا به شکل برگ به اندازه 5 - 3 سانتیمتر دارای دو بادکش دهانی و شکمی است. سطح بدن از کوتیکول خاردار پوشیده شده است. سیستم تناسلی هرمافرودیت با دو بیضه منشعب در قسمت عقب کرم و تخمدان منشعب و رحم پر پیچ و خم در قسمت جلو است که به سوراخ تناسلی ختم می‌شود. دستگاه گوارش ناقص و فاقد مخرج است، ولی دارای انشعابات زیاد سکوم (روده کور) می‌باشد.

چرخه زندگی فاسیولا

تخم انگل که پس از لقاح تخمک و اسپرم از یک کرم یا از دو کرم مختلف تولید می‌شود پس از آنکه از طریق مدفوع میزبان نهایی به آب شیرین محیط زیست افتاده پس از 2 - 1 هفته نوزاد مژه‌داری به نام میراسیدیوم از آن خارج شده و به بدن حلزون واسط به نام لیضه و لاروهای کاملتر به نام اسپروفیت ورودی و بالاخره سرکر تشکیل می‌شود. سرکر از حلزون خارج شده و در آب شناکنان به طرف گیاهان اطراف برکه یا جوی آب رفته، دور آن را لایه مقاومی می‌گیرد که از این پس به آن متاسرکر می‌گویند.

انسان یا حیوان گیاهخوار (میزبان نهایی) با خوردن متاسرکر به آن آلوده می‌شود. دیواره متاسرکر در معده متلاشی شده و سرکر آن آزاد می‌شود که دیواره معده یا روده را سوراخ کرده پس از ورود به محیط عمومی لایه خارجی کبد را سوراخ کرده و به کبد وارد شده و با تغذیه از سلولهای پارانشیم کبد به کرم بالغ تبدیل می‌شود.



تصویر


 

بیماریزایی

آسیبهای ناشی از بیماری فاسیولا ارتباط با تعداد کرم در بدن دارد. آسیبهای اولیه در اثر جابجایی در بافت کبد برای رسیدن به مجرای صفرا ایجاد می‌شود که در برخی اوقات مرده کرم سبب ایجاد نسج فیبری می‌شود. در انسان فقط تعداد کمی از کرمها به مجرای صفرا می‌رسند که در آنجا چند ماه تا چند سال زنده می‌مانند. کم خونی از عوارض اصلی بیماری است.

علت کم خونی تغذیه کرم از خون ، ایجاد خونریزی از مجاری صفراوی و کم شدن عمر گلبولهای قرمز خون می‌باشد. وجود کرم فاسیولا که گاهی وارد اعضای دیگر بدن می‌شود سبب ایجاد آسیب در آنها می‌شود مانند آسیبهای معدی ، لوزوالمعده و طحال و بافت زیر جلد و عروق خونی و ریه و مغز و عضلات و آپاندیس.

علایم بالینی

دوره کمون بستگی به تعداد کرم وارد شده به بدن دارد. در یک اپیدمی فرانسه علایم بیماری 6 هفته پس از خوردن سبزیهای آبزی آغاز شد و حداکثر علایم بین 2.5 - 2 ماه ظاهر گردید. علایم اولیه بیماری عبارتند از تعریق زیاد ، دردهای شکمی و کهیر. فاصله زمانی بین ورود تخم انگل به بدن و مشاهده تخم در مدفوع بستگی به تعداد کرم دارد که حد متوسط آن در انسان بین 3 تا 4 ماه محاسبه شده است.

تشخیص بیماری

آزمایش خون بالا رفتن لوکوسیتها را نشان می‌دهد که تعداد آن بین 10 تا 40 هزار در میلیمتر مکعب می‌شود و نسبت ائوزینوفیلی از 0.5 بیشتر است. کم خونی به صورت کاهش هموگلوبین مشاهده می‌شود. آزمونهای کبدی در دوره حاد بیماری متغیر است. بهترین وسیله تشخیص استفاده از آزمون انگل شناسی است که تخم فاسیولا را در مدفوع و مایع کشت شده از دوازدهه مشاهده می‌نماییم..



تصویر


 

درمان فاسیولازیس

از سالها قبل تعدادی دارو برای درمان بیماری بکار رفته است که 3 داروی مهم شامل بیتی نول ، تریکلابندازول و پرازیکوآنتل است.

پیشگیری

انسان باید از خوردن گیاهان و سیزیجات نشسته و آبهای آلوده اجتناب نماید. بهترین راه پیشگیری در حیوانات درمان آنها و نیز از بین بردن حلزونهای ناقل با استفاده از مواد شیمیایی و بهسازی محیط است.

انواع فاسیولا

فاسیولا انواع مختلف دارد که برای حیوانات گیاهخوار در اغلب نقاط دنیا آلوده کننده است. نام برخی از آنها عبارتند از: فاسیولا ژیگانیتکا ، فاسیولا ایندیکرم ، فاسیولا ماگنا ، فاسیولا امریکانا ، فاسیولا کالیفرنی ، فاسیولا نیانزه ، فاسیولا اجلافی و فاسیولای جکونی.

نوشته شده توسط میر محسن هاشمی در شنبه سوم آذر 1386 |

 

تهیه و تنظیم از :میر محسن هاشمی

بیماریهای انگلی عبارتست از ورود یک عامل خارجی به عنوان یک عامل بیماری‌زا که وارد بدن می‌شود از طریق غذا یا آب یا آلودگی از طریق یک فرد آلوده دیگر می‌باشد.

مقدمه

انگل یا پارازیت به موجودی اطلاق می‌شود که بر روی و یا در درون موجود زنده دیگری مستقر شده و برای رشد و تکثیر خود از محیط مناسب و مواد غذایی موجود میزبان استفاده می‌کند. لزومی هم ندارد که انگل به میزبان خود آسیب برساند گاهی هم به صورت مسالمت آمیز زندگی می‌کنند. به هر حال خاصیت انگلی این است که بیماریزایی داشته باشد و خاصیت میزبان هم دفاع از خود است. از جمله خاصیت انگل عبارت است از: عفونی کردن، تهاجم ، آسیب زایی و سم زایی. اگر انگل بتواند به میزبان خود آسیب کافی برساند تغییراتی در بدن میزبان بوجود خواهد آمد که تظاهرات آن به صورت بیماری خودنمایی می‌کند.



تصویر


 

آمیبیاز

آنتامباهیستولیتیکا یک پروتوزوا است که به صورت یک کیست از طریق غذای آلوده ، آب و تماس فرد به فرد (از طریق حوله ، آب دهان ، لیوان فرد آلوده و قاشق) منتقل می‌شود.

علایم بالینی

اغلب بدون علامت هستند. تب ، درد کرامپ شکم ، اسهال (حاوی خون یا موکوس) که ممکن است علائم روزها تا هفته‌ها به طول انجامد و دوباره عود کند.

درمان

مترانیدازول داروی انتخابی برای موارد علامت‌دار بیماری است. در حالی که دیلوکسانید ممکن است داروی انتخابی برای ارگانیسمهای داخل مجرایی باشد.

ژیاردیا

ژیاردیارلامبلیا پروتوزوئر تاژک‌دار است به صورت کیست از طریق تماس فرد به فرد از طریق دهانی ، خوراکی و یا از طریق آشامیدن آب آلوده منتقل می‌شود.

تروفوزوئیت :

 

تظاهرات بالینی

ممکن است بدون علامت باشد، در صورت بروز علایم به صورت اسهال حاد بسیار شدید توام با اتساع کرامپی شکم ، بی اشتهایی ، اسهال مزمن توام با کاهش وزن جذب می‌باشند.

درمان

فورازولیدون ، مترونیدازول و یا کیناکرین از جمله داروهای این بیماری است.

بیماری مالاریا

یک یا چند گونه از گونه‌های چهار گانه پلاسمودیوم (فلسی پاروم ، ویواکس ، اورال و مالاریه) بعد از منتقل شدن پشه آنوفل سبب ایجاد بیماری می‌شوند. از طریق جفت و یا فرآروده‌های خونی آلوده نیز بیماری کسب می‌شود.

گامتوسیت پلاسمودیوم فالسیپارم :

شیزونت در پلاسمودیوم فالسیپارم :

 

دابل کروماتین در فالسیپارم :

تظاهرات بالینی

پلاسمودیومها گلبولهای قرمز را مورد تهاجم قرار می‌دهند، در آنها تکثیر پیدا می‌کند و با پاره کردن سلولهای آلوده سبب ایجاد تب و کم خونی همولیتیک می‌شوند. علائم توام ممکن است شامل سردرد ، درد شکم و بزرگی طحال می‌باشد.

درمان

کلروکین ، درمان انتخابی مالاریا در مناطقی است که میزان مقاومت نسبت به کلروکین پایین می‌باشد. در مناطقی که در آنها میزان مقاومت به کلروکین بالا است تجویز کنین به اضافه تتراسیکلین یا پیری متامین سولفادوکسین اندیکاسیون دارد. با تجویز پریماکین که مرحله کبدی چرخه انگل را از بین می‌برد از عود (relapse) عفونت جلوگیری می‌شود (در اورال و ویواکس). پیشگیری در مسافران مصرف دوزهای هفتگی کلروکین و پیشگیری حشرات است.

توکسوپلاسموز

توکسوپلا اگوندئی یک پروتوزای داخل سلولی است که از طریق مدفوعی - دهانی از مدفوع گربه که حاوی اووسیتهای (تخم انگل) آلوده است منتقل می‌شود. انتقال ممکن است با خوردن گوشت پخته نشده ، از طریق انتقال خون یا پیوند اعضا نیز از طریق جفت در خلا عفونت حاد یک زن حامله اتفاق افتد.
این انگل انگل سیستم رتکولو اندو تریال بدن است .

تظاهرات بالینی

ممکن است بدون علامت باشد. فرم علامت دار تقریبا 7 روز بعد از مواجه رخ می دهد و با یک سندرم مونوکلئوز مانند هتروفیل منفی توام با لنفادنوپاتی (بیماری غدد لنفاوی) و اسپلنومگالی (بزرگی طحال) مشخص می‌شود. در بیماران دچار سرکوب ایمنی ممکن است عفونت منتشر با درگیری قلب ، ‌ریه‌ها و مغز قابل مشاهده باشد.


 

اواوسیست انگل :

 

 

درمان

پیری متامین و سولفادیازین در همراهی با اسید فولینیک را می‌توان در درمان توکسوپلاسمز بکار برد.



 


 

نماتودها

کرمهای استوانه‌ای یا حلقوی شکل هستند که دوره تکامل آنها بدون میزبان واسط است و پس از گذر از دستگاه گوارشی تخم در روده جایگزین شده و تخم همراه مدفوع خارج و موجب آلودگی آب می‌شود.

آسکاریس

تخم آسکاریس بوسیله آب و سبزیجات آلوده وارد معده و روده شده و سپس به صورت لارو وارد دستگاه گردش خون و از طریق گردش خون خود را به ریه رسانده و هنگام سرفه دوباره به معده رفته و در روده به تکامل رسیده و شروع به تخم گذاری می‌نماید و تخم همراه مدفوع بیرون آمده و اگر دفع مدفوع به صورت بهداشتی نباشد باعث آلودگی آبها و در نتیجه این انگل از طریق خوردن آب وارد بدن می‌شود.
از مشخصات تخم این انگل : دارای دو نوع تخم ۱ - بارور ۲ - غیر بارور بوده که اطراف آنها  را دارای روسوبات آلبومینوئیدی می باشد .

تخم بارور:

تخم غیر بارور:

 

کرم این انگل در راس خود دارای ۳ لب می باشد . در چرخه زندگی این انگل درون بدن سیر ریوی نیز مشاهده می شود . از نشانه های بیماری می توان به سندرم لوفلر و پریتونیت اشاره نمود .

کرم در دستگاه گوارش:

 

تصویر

 

اکسیور

این کرمها بسیار کوچک و در حدود چند میلیمتر که بالغ آن در روده بزرگ زندگی می‌کند در اطراف معقد دیده می‌شود که همراه با خارش شدید بخصوص در کودکان به هنگام خارش دست بچه‌های آلوده و بوسیله دست کودک این انگل وارد بدن می‌شود.
از مشخصات بارز این کرم می توان به وجود تخمی لارو دار و شبیه حرف دی انگلیسی - کرم نر دارای یک اسپیکول بوده و کرم دارای بولب مری می باشد

 

پیوک

این کرم به صورت بالغ و رشته‌ای بزرگ در طول 120سانتیمتر هستند که در پوست دست و پا زندگی می‌کنند و هنگام خارش لاروها در آب ریخته و در آب سیر تکاملی خود را طی می‌کنند و از طریق آب این انگل وارد بدن می‌شود.

ترماتودها

کرمهای مسطح و بیضی شکل و گاهی مخروطی هستند که اندازه آنها چند میلیمتر تا چند سانتیمتر است و تکامل آنها توسط میزبانی به نام حلزون می‌باشد. از ترماتودهایی که توسط آب منتقل می‌شوند، تینیااکی نوکوکوس است که تخم آن با مدفوع سگ و گربه وارد آب و سبزیجات می‌شود و از طریق خوردن آب یا سبزی آلوده در انسان ایجاد کیست هیداتیک می‌نماید که برای مداوای آن نیاز به جراحی خیلی دقیق می‌باشد چون در هنگام عمل جراحی امکان پاره شدن کیست وجود داشته و این کیستها ممکن است در شش، مغز و چشم دیده شود. این بیماریها در ایران بیشتر در مناطق کوهستانی که برای چوپانانی و کسانی که با سگ ارتباط دارند، شایع است از دیگر تینیاها می‌توان تینیاهمولیپس نانا ، تینیاساژینتا می‌باشد.

یکی دیگر از انگل هایی که با آب وارد بدن انسان شده و ایجاد بیماری می‌نماید شیستوزما است که با ایجاد
بیماری بیلارزیوس می‌نماید، تخم شیستوزما از راه ادرار و گاهی مدفوع وارد آب می‌شود و تخم در آب وارد شده و قسمتی از مرحله تکاملی خود را در آب و قسمتی در بدن حلزون به نام سرکر طی کرده و دوباره وارد آب شده و به صورت موهای سفید کوچکی در آب نمایان است و هرگاه تا 40 ساعت وارد بدن نشود از بین می‌رود و اگر آب آلوده خورده شود. این انگل از طریق خون ، خود را به مثانه رسانده و از جدار مثانه آویزان شده و باعث هماچوری (خون در ادرار) می‌شود.

درمان بیماریهای انگلی ناشی از کرمها

پیرانتل پوموات یا مبندازول به صورت یک دوز واحد ، برای درمان مورد استفاده قرار می‌گیرند. چون عفونت مجدد شایع است، تجویز یک دوز دوم در هفته بعد و یا درمان کل خانواده باید مد نظر باشد. یعنی اگر در یکی از افراد آلودگی به کرمها مشاهده شود باید کل خانواده از این داروها استفاده کنند، چون امکان سرایت به کل خانواده وجود دارد.

نوشته شده توسط میر محسن هاشمی در شنبه سوم آذر 1386 |