صاحب دامداری که عموی یاسین بود در مورد جایگاه دامداریش وهر چی در مورد دامداری خودش اطلاعات داشت رو در اختیار ما گذاشت بچه ها هم در مورد نحوه تغذیه و ...سوالاتی کردن اخر سر دکتر محمدزاده استادمون پرسید که ایا دام مریض ایجا دارین که ما از امپولاشو بزنیم گفتش چرا یه گوساله داریم که عفونت بند ناف داره گفتش که امپولاشو بیارید تا تزریقش کنیم بالاخره اوردن یدونه penecilin dyhedromaysen+vet e+selinyomتزريق کرديم البته سرنگارو من اماده کردم نحوه تزريق pineclinروعضلاني ياد داد , vet e+selinyom رو زير جلدي بالاخره بعد از پذيرايي اقاي عاشوري که اگور بودش خداحافظي کرديمو رفتيم .اين از دامداري اولمون بعدش به دامداري اقاي خان گلدي رفتيم جاتون خالي خيلي دامداري منظم ومرتبي داشت .همه گاواشون سر حال بودن در ضمن سالن شير دوشي داشت که هم زمان دوتا گاو دوشيده ميشدن البته دستي نه توسط دستگاه شيردوشي زايشگاهم داشت که در کنار بهار بند بودش راستي اينم تا يادم نرفته بگم که دامداريش فري استال بودش يعني نيمه باز.اونجا حال يکي از بچه ها هم که من خيلي دوسش دارم به هم خورد اخه هواخيلي سرد بودش داشتم ميرفتم که حالشو بپرسم پام رفت روي يه بسته از تفاله هاي گاو سوار برگشتني تو ميني بوس بوي پام همه جا رو برداشته بود. اون دامداري هم نگاه کرديم وبرگشتيم .سر راه يه گاوداري ديگه هم که بود يه نيم نگاهي کرديمو امديم اما تو دامداري اخري هم زمان 10 تا گاو دوشيده ميشدند. ساعت6030به در دانشگاه رسيديم که بسته بودش .من واقاي دکتر محمدزاده ويکي از بچه ها پياده شديم اما بقيه بچه ها با ميني بوس به شهر رفتن تا به خونشون برن .خوب دکتر تودامداري به من گفت که يه کيس دارم مياي باهم بريم منم گفتم با کمال ميل بالاخره دوتايي حرکت کرديم به سمت روستاي خانگاه سرخ25 کيلومتري اروميه هستش ديديم گاو ورم پستانداره بعدش صاحب دام گفت که اين از عيد به بعد که گوساله زاييده ديگه فحل نشده دکتر توش رکتالش کرد ديد که تخمداناش ضعيف هستن وقتي که توشه ميکرد متوجه انباشتگي کيسه پشتي شکمبه شدش فهميد که اباشتگي شکمبه داره بعداز ويتامين تراپي براي تخمدانها شروع به درمان سوء هاضمه کرديم 3تا لاگاتيو با يه اشتها اور داديم واسه گاو .وبعدش رفتيم سر موضوع اصلي که ورم پستان بود بعد از تخله شير از پستان گاو وگرفتن نمونه شير جهت انجام انتي بيوگرام شروع به تزريق پماد داخل پستاني که انتي بيوتيک لينکو مايسن بودش اقدام کرديم بالاخره ساعت شد 10شب .تمومشديم وا با دکتر برگشتيم خونه .
بلاخره امروز تموم شد واين اولين بازديدي بود که از دانشگاه ميرفتيم راستي بچه ها اينم بگم که دکتر از همه تون راضي بودش . خوب اتگه فقط کرديين اون يکي پست ها رو هم نگاه کنين اگه نمي خواين برين اسيب شناسي تونو بخونين شب بخير.
ويتامينها براي رشد،زندگي و سلامت عمومي بدن لازم هستند و كمبود ويتامين موجب بروز اختلالات و امراض جسمي و عصبي مي شود.
ويتامين A
ويتامين A نقش مهم واساسي در رشد و توليد مثل دارد و فقدان يا كمبود آن موجب توقف رشد و لاغري غير عادي مي شود.
ويتامين A هفت عمل عمده در بدن انجام مي دهد.
1_ضد شب كوري و ضعف قوه ي بينايي است و در معالجه ي بسياري از اختلالات
چشمي مؤثر است
2_مقاومت بدن را در مقابل عفونت مجاري تنفسي زياد مي كند.
3_مدت بيماري را كوتاه مي كند.
4_لايه ي خارجي بافتها و اندامهاي بدن را سالم نگه مي دارد.
5_براي رشد استخوانهاي محكم ،پوست مو،دندانها و لثه هاي سالم ويتامين A ضروري
است.
6_ويتامين A به بهبود آكنه،زرد زخم،كورك،دمل بزرگ و زخم باز كمك مي كند.
7_در معالجه ي نفخ و گشاد شدن بعضي از اعضاي بدن و ازدياد فعاليت غده ي تيروئيد
مؤثر است.
بهترين منابع ويتامين A عبارتند از
سبزيهاي سبز و زرد ،هويج،ميوه هاي زرد،زرده ي تخم مرغ،شير و فرآورده هاي آن ،روغن
ماهي و چربيهاي حيواني
ويتامين B
ويتامين B عامل درمان فلج و بيماري اعصاب و مصرف مواد قندي در بدن است و فقدان آن
در بدن ايجاد بيماري بري بري مي كند.
عوارض بيماري بري بري باعث اختلال در قلب و معده و اعصاب مي شود
ويتامين هاي B كار يكديگر را تقويت مي كنند و هنگاميكه با هم هستند بسيار نيرومند تر
عمل مي كنند.
نياز بدن در دوران بيماري ،فشار عصبي و عمل جراحي به ويتامينB زيادتر مي شود.
به علت اثر سودمند ويتامين B بر روي دستگاه عصبي و حالت رواني به عنوان ويتامين
اخلاق معروف شده است.
اعمال ويتامين B عبارتند از
1_رشد را تقويت مي كند
2_به عمل هضم به خصوص هضم كربوهيدراتها كمك مي كند
3_حالت رواني را كنترل مي كند
4_در طبيعي نگه داشتن اعمال دستگاه عصبي،عضلات و قلب مؤثر است
5_دردهاي بعد از عمل جراحي دندان را تسكين مي دهد
بهترين منابع طبيعي ويتامين B عبارتند از
سبزيها ،پوست برنج،نان گندم،آرد جو،بادام زميني،گوشت،سبوس و شير
كمبود ويتامين B بيشتر بر روي اعصاب اثر مي گذاردو موجب لرزش،درد اعصاب،ترس و
وحشت،غصه خوردن بيجا،اختلال در رنگ مو،ايجاد زخمهاي گوشه لب و افزايش رشد
سرطانهاي پوستي مي شود.
ويتامين B2
عامل رشد و نمو است و نقش بسيار مهمي در تغذيه دارد
قفدان يا كمبود ويتامين B2 جذب مواد غذايي به خصوص مواد قندي را مختل مي سازد و
سبب زخمهاي دهان،لب و پوست مي شود.
اعمال ويتامين B2 عبارتند از
1_به رشد و دوباره سازي بدن كمك مي كند
2_به داشتن پوست و ناخن سالم كمك مي كند
3_در بهبود زخمهاي دهان،لبها و زبان مؤثر است
4_براي قوه ي بينايي مفيد است و خستگي چشم را كاهش مي دهد
بهترين منابع تامين ويتامين B2 عبارتند از
سبزيهايي كه برگ پهن و سبز دارند،شير ،جگر،قلوه،پنير ،تخم مرغ و ماهي
ويتامينC
ويتامين C دفاع بدن را در برابر بيماريهاي عفوني و مسموميتها تقويت مي كند و در جذب
آهن و كلسيم بدن نقش مؤثري دارد
اين ويتامين تحت شرايط فشار عصبي سريعتر مصرف مي شود
احتياج معتادان به دخانيات و سالمندان به ويتامين C بيشتر است
اعمال ويتامين C در بدن عبارتند از
1_پس از عمل جراحي موجب سريعتر شدن سلامتي بيمار مي شود
2_در پايين آمدن ميزان كلسترول خون مؤثر است
3_احتمال ايجاد ناگهاني لخته را كاهش مي دهد
4_به عنوان يك نرم كننده طبيعي عمل مي كند
5_زخم ،سوختگي بدن و خونريزي لثه ها را التيام مي بخشد
6_از ابتلا به انواع عفونتهاي ميكروبي و ويروسي جلوگيري مي كند
7-در جلوگيري و معالجه ي سرماخوردگي مؤثر است
8_اثر بسياري از مواد حساسيت زا را كاهش مي دهد
بهترين منابع طبيعي ويتامين C عبارتند از
برگهاي سبز سبزيها،انواع توت،گوجه فرنگي،گل كلم،سيب زميني،مركبات،هويج،شير و
جگر
كمبود ويتامين C باعث خونريزي لثه و لق شدن دندانها،ضعف عمومي بدن و دير جوش
خوردن زخمها مي شود
ويتامينD
ويتامين D توسط نور خورشيد و غذا جذب بدن مي شود
ويتامين D باعث آهكي كردن استخوانها مي شود و فقدان آن در بدن سبب بيماري نرمي
استخوان مي شود
هنگامي كه ويتامين D مصرف ميگردد از راه روده كوچك با چربيها جذب بدن ميشود و
موجب تاثير مثبت كلسيم و فسفر در بدن شده و در معالجه ورم ملتحمه مؤثر است
مقدار مورد احتياج ويتامين D روزانه100/1ميلي گرم است
بهترين منابع طبيعي ويتامين D عبارتند از
شاه ماهي،ماهي آزاد،ماهي تن ،شير و فرآورده هاي شيري،گوشت،زرده تخم مرغ و
نارگيل
ويتامين E
ويتامين E نقش مهمي در زندگي جنين دارد و كار آن رشد ونمو بافتهاي مولد خون و
منبسط كننده ي رگها و ضد انعقاد مي باشد
اعمال ويتامينE به همراه ويتامين A
1_ ريه ها را عليه آلودگي هوا محافظت مي كند
2_با رساندن اكسيژن به بدن تحمل بدن را بيشتر مي كند
3_خستگي را كاهش مي دهد
4_از لخته شدن خون جلوگيري نموده و آنها را حل مي كند
5_به جهت تاخير انداختن در پيري سلولها،انسان را جوانتر نگه مي دارد
6_از تشكيل زخمهاي ضخيم داخلي و خارجي جلو گيري مي كند
7_به ترميم سوختگيها سرعت مي بخشد
8_باعث پايين آمدن فشار خون مي شود
بهترين منابع طبيعي ويتامين E عبارتند از
تخم مرغ ،دانه سويا،ذرت ، كاهو،كلم،اسفناج،جوانه گندم
ويتامين K
انعقاد خون را تنظيم مي كند و به پيشگيري از خونريزيهاي داخلي و خارجي كمك مي
كند
بهترين منابع ويتامين k عبارتند از
ماست ،روغن نباتي،توت فرنگي،گوجه فرنگي،جگر،هويج،زرده تخم مرغ
بنابراين بدون حضور ويتامينها سلامتي و تعادل اعضاي بدن نا پايدار مي شود و در اعمال
حياتي بدن اختلالاتي ايجاد مي گردد و عوارضي بروز مي كند كه گاه منجر به مرگ مي
شود.
نفخ یکی از بیماریهای گوارشی ٬تغذیه ای است . وجود برخی بیماریهای دستگاه گوارش و یا مصرف گونه های خاصی از گیاهان می تواند باعث بروز نفخ گردد . در بررسی انجام شده در آمریکا نفخ جزء چهارمین عامل ایجاد کننده مرگ ناگهانی معرفی شده است. در مطالعه ای روی 350 هزار راس گاو پرواری در ایلات کاترانس آمریکا میزان تلفات ناشی از نفخ حدود 1/0 درصد بوده است . گوساله ها ٬بره های شیر خوار٬ اسب و گوسفند٬گاو شیری و پرواری به این بیماری مبتلا می گردند. گوسفند در مقایسه با گاو مقاوم تر است . نفخ شیر دان ٬نفخ شکمبه و نفخ روده از انواع رایج نفخ می باشند . علاوه بر این نفخ را می توان به درجات حاد٬ نیمه حاد٬ مزمن وبه نفخ اولیه و ثانویه تقسیم بندی کرد .پروتئین های محلول برخی گیاهان مثل لگومینوزها که بیشتر در سیتو پلاسم برگ ها موجودند ٬باعث ایجاد کفی پایدار در محیط شکمبه ای میشود. وجود این کف از خروج گاز ممانعت نموده و از عمل آروغ جلوگیری می کند ٬به این ترتیب نفخ ایجاد میشود . در مقابل مواد لیپیدی گیاهان و متابولیت های آنها و نیز موکوپروتئین های بزاق عوامل ضد کفی هستند که با کاهش فشار سطحی مایعات شکمبه به صورت ضد نفخ عمل میکنند . سرعت بالای غذا خوردن ٬ رطوبت و نم در غذا می تواند در بروز نفخ کمک کند .یونجه خشک٬ غذاهای نرم و آسیاب شده نیز میتواند نفخ ایجاد کند .مقدار زیاد کنسانتره در غذا با افزایش بروز اسیدوز و کاستن از حرکات دستگاه گوارشی در خروج گاز و عبور غذا از مسیر گوارشی در ایجاد نفخ موثر است . انسداد مری در اثر فشار خارجی ٬انسداد کاردیا ٬اختلال عصب واگ٬ فتق دیافراگم از عوامل مهم عدم خروج گاز از محیط شکمبه می باشد . بزاق در دستگاه گوارش با کاستن از کشش سطحی مایع شکمبه و با خاصیت بافری که داردو نیز با افزایش رقت مایع شکمبه ای و حرکت مواد غذایی ٬ در کاستن احتمال بروز نفخ و حتی جلوگیری از بروز آن موثر است . از بیماریهای عفونی غیر گوارشی که با اثر گذاری بر اعصاب یا دستگاه گوارش زمینه ساز بروز نفخ هستند ٬می توان بیماری های سل و کزاز را نام برد . در بیماری سل غدد لنفاوی مری متورم شده و با اعمال فشار خارجی بر مری مسیر آن را مسدود میکند . در بیماری کزاز در گوساله ها با ایجاد اختلال در عصب و اگ عمل ناودان مری مختل میگردد و این زمینه ساز بروز نفخ مزمن است . از عوامل میکروبی شکمبه باکتری های کپسول دار و پلی ساکاریدهای تولیدی آنها در بروزنفخ نقش بیشتری دارند .
مراتع جوان و شاداب٬ مراتع اوره پاشی شده و مصرف زیاد گلوکز ٬کلسیم ٬ منیزیم و مواد زیاد نیتروژن دار به بروز نفخ کمک می کند . کلسیم با بولکه کردن استیل کولین و شل شدگی عضلات و منیزیم با ایجاد شل شدگی عضلات شکمبه ای در بروز نفخ موثر است .
خصوصیات فردی دام همانند اثر ژنتیک دام در ساختمان شکمبه و حرکات آن و ترکیب پروتئین های بزاق و نیز عادت به چرا نیز از عوامل اثر گذارند . مصرف گونه های خاصی چون غلات جوان ٬کلم ٬ نخود٬لوبیا٬ لگومها شبدرسفید و قرمز نیز در این زمینه موثر است .
علایم بالینی و کالبد گشایی
لیس زدن به شکم ٬ تنگی نفس مشخص٬ خارج کردن زبان از دهان ٬ریزش بزاق ٬ خیز کیشه بیضه از علایم ظاهری وجود این بیماری است . در کالبد گشایی پس از تلف شدن دام پر خونی گره های لنفاوی سر و گردن ٬ پر خونی بخش فوقانی دستگاه تنفس ٬نرمی کلیه ها ٬پر خونی مخاط روده و گاهی موارد پارگی شکم و دیافراگم مشاهده میشود . تا چند ساعت پس از مرگ کف از بین میرود . لایه شاخی شکمبه به صورت ورقه ای کنده میشود و مخاط زیر آن به طور قابل توجهی پر خون به نظر میرسد . دامی که براثر نفخ زمین می خورد به زودی تلف میشود .
درمان :
در موارد خفیف می توان از راهنمایی های زیر استفاده کرد :
1- با قرار دادن تکه ای چوب در دهان ترشح بزاق را تحریک کرد دو سمت این چوب از دوطرف فک های دام بیرون میباشد و با طنابی به سر دام بسته شود تا قابل خروج نباشد یا بلعیده نشود .
2- از جوش شیرین به مقدار 150 تا 200 گرم در یک لیتر آب استفاده کرد و به دام خورانید .
3- از روغن های غیر سمی مثل روغن های گیاهی به دام خورانیده شود .
4- گاز را توسط لوله ای از بدن دام خارج کرد .
5- از داروهای مربوطه همانند پولوگزالون٬ L46 و.... استفاده نمود .
6- مالیدن مخلوطی از روغن های غیر سمی با داروها به پهلوی دام ٬ با لیس زدن دام این مواد خورده میشود و اثر خویش را میگذارد .
7- از روغن ها و داروهای فوق در آبخوری ها استفاده کرد .(مقدار روغن های گیاهی 240 تا 300 گرم به ازاء هر راس دام و یا 1%حجم آبخوری)
8- از ترکیبات ضد نفخ در پلت های غذایی استفاده گردد .
9- اسپری روغن های گیاهی بر روی علف ها و علوفه های مرتع انجام شود. البته بارندگی تا حد زیادی این روغن ها را خواهد شست .
10- استفاده دایمی از روغن هامی تواند بر کیفیت شیر دام اثر گذار باشد . این روغن ها برجذب بتاکاروتن اثر منفی دارد به این ترتیب مقدار بتا کاروتن در شیر و کره کم می گردد و نیز مزه ٬بو و طعم شیر نیز تغییر خواهد یافت . از روغنهایی که اثر نامطلوب بر طعم و بو می گذارند می توان روغن کتان ٬سویاو ماهی را نام برد . روغن بادام زمینی و امولسیون پیه بهترین می باشند.
علت مرگ در بیماریهای نفخ
در گذشته جذب گازهای سمی چون H2S یا آمین های سمی چون هیستامین ها را علت مرگ می دانستند ولی به نظر میرسد اینها از عوامل ثانوی می باشند . علت اصلی مرگ اختلالات تنفسی-خونی و قلبی است که در اثر اتساع شکمبه ایجاد می شود . در گاوهای پرواری که کنسانتره زیادی مصرف میکنند و PH محیط شکمبه ای اسیدی تری دارند پایداری کف بیشتر است . بیشترین پایداری در PH=6 گزارش شده است .در گاوهای پرواری ترکیبات چهار تایی آمونیوم برای درمان استفاده میشود . با اضافه کردن 4% نمک به جیره غذایی می توان دام را وادار به خوردن آب کرد به این ترتیب جریان خروج مواد غذایی از شکمبه تسریع می یابد . عیب این کار این است که افزایش وزن دام کاهش می یابد .
دام را پس از مدتی گرسنگی نباید یکباره در معرض غذا قرار داد . گاو مبتلا را در محیط تنگ قرار نداده و هرگز به پشت نخوابانیده . نگاهداری گاو در یک سراشیبی به گونه ای باشد که سر دام بالاتر از بقیه بدن قرار گیرد ٬به این ترتیب خروج گاز از بدن دام تسریع میگردد .
همچنین نفخ در شیر دان به خاطر برگشتی شیر دان که بیماری تغذیه ای است ایجاد میشود . افزودن فرمالین (محلول 37% فرمالدئید )به مقدار 1%به مایعات جایگزین شیر در غذای گوساله ها و بره ها بروز نفخ شکمبه را کاهش میدهد و خطرات جانی در سلامتی بره ها ندارد.
نفخ شکمبه در گوساله ها در سن کمتر از 5 هفتگی متداول نیست تا این زمان شکمبه هنوز حالت هوازی دارد ورورد شیر یا جانشین شونده های آن به شکمبه باکتری غیر هوازی را زیاد می کند و فرآورده های تخمیری آنها موجب نفخ می گردند . تغذیه شیر با سر پستانک کمک میکند که این نفخ ایجاد نشود .
تهیه و تنظیم:میر محسن هاشمی
ساركوسپوريديوز
|
به نمونه ساکوسیستیوز در زبان گاو (درتصویر بالا)جمع آوری شده از کشتارگاه صنعتی ارومیه توجه فرمایید(به دانه های برنجی شکل در عمق عضله زبان دقت فرمایید)
|
| |
| ||
|
ساركوسيتوز ( Sarcocytosis ) مقدمه : يك بيماري اسپوروزايي تحت باليني گاو ، خوك، گوسفند ، بز ، اسب ، پرندگان ، سگ ، گربه ، انسان و گوشتخواران وحشي ، جوندگان و خزندگان است كه اساسا توسط تهاجم كيستي در بيشتر بافتهاي بدن ( عمدتا در ماهيچه هاي اسكلتي و بافت عصبي ) مشخص مي شود اما بعضي مواقع با نشانه هاي شديد باليني و مرگ همراه مي گردد . احتمالا گسترش جهاني دارد ، بيشترين گزارشات ساركوسپوريديوز از كانادا ، ايالاتمتحده آمريكا ، انگلستان ، ايسلند ، نروژ و استراليا ميباشد . نمونه سارکوسیست موجود در عضله قلب گاو(تصوير بالا) موسوم به Sarcocystis cruzi انگلهاي اسپور زايي جنس ساركوسيستيس در بيش از 50 گونه پستانداران و پرندگان ( همه ميزبان اختصاصي دارند ) گزارش شده است . گونه هاي ساركو سيستيس انگلي دو ميزباني است . ميزبان قطعي يا نهايي ( شكار كننده ) سگ ، گربه و گوشتخواران وحشي ( روباه ، گرگ ، راكن ، كويوت و ... ) مي باشند در حاليكه دامهاي مزرعه اي ميزبانان واسط يا شكار شوندهاند . انگل به ندرت در ميزبانان شكار كننده سبب بيماري مي شود ، تنها ميزبانان شكار شونده دچار آسيب مي گردند . برخي از گونه هاي ساركو سيستيس كه معمولا در دامهاي مزرعه اي رخ مي دهند به شرح زير مي باشند : گاو : ساركوسيستيس كروزي يا ساركو سيستيس بووي كانيس ( گاو - سگ ، روباه و .. ) ساركوسيستيس هيروستا يا ساركوسيستيس بووي فليس ( گاو – گربه ) ساركو سيستيس امي نيس يا ساركوسيستيس بووي امي نيس ( گاو – انسان ) گوسفند : ساركو سيستيس تنلا ( گوسفند - سگ ، روباه و ... ) ساركو سيستيس اريتي كانيس ( گوسفند - سگ ، روباه و ... ) ساركو سيستيس ژيگانتيا ( گوسفند - گربه ) ساركوسيستيس مدوزيفورميس ( گوسفند - گربه ) - 1 - بز : ساركوسيستيس كاپرا كانيس ( بز – سگ ) ساركوسيستيس هيرسي كانيس ( بز – سگ ) ساركو سيستيس مولئي ( بز - گربه ) خوك : ساركو سيستيس ميز شريانا ( خوك – سگ ، روباه و ... ) ساركو سيستيس سوئي امي نيس ( خوك – انسان ) ساركو سيستيس پورسي فليس ( خوك – گربه ) تك سمي ها ساركوسيستيس برترامي ( اسب – سگ ) .... | ||
ساركوسپوريديوز
انواع ساركو سيست در دامها
|
نوع كيست ( اندازه ) |
بيماريزايي در دام ها |
ميزبان نهايي |
ميزان واسط |
گونه هاي ساركوسيستيس |
|
ميكروسكوپيك |
بيماريزا |
سگ |
گاو |
ساركوسيستيس كروزي |
|
ماكروسكوپيك |
بيماريزايي ملايم |
گربه |
گاو |
ساركوسيستيس هيروستا |
|
ميكروسكوپي |
بيماريزايي ملايم |
انسان |
گاو |
ساركوسيستيس امي نيس |
|
ميكروسكوپيك |
بيماريزا |
سگ |
گوسفند |
ساركوسيستيس تنلا |
|
ميكروسكوپيك |
بيماريزا |
سگ |
گوسفند |
ساركوسيستيس اريتي كانيس |
|
ماكروسكوپيك |
بيماريزايي ملايم |
گربه |
گوسفند |
ساركوسيستيس ژيگانتا |
|
ماكروسكوپيك |
احتمالا غير بيماريزا |
گربه |
گوسفند |
ساركوسيستيس مدوزيفورميس |
|
ميكروسكوپيك |
بيماريزا |
سگ |
بز |
ساركوسيستيس كاپراكانيس |
|
ميكروسكوپيك ( اما در ازاي كيستها ممكن است تا 5/2 ميلي متر برسد ) |
احتمالا بيماريزا |
سگ |
بز |
ساركوسيستيس هيرسي كانيس |
|
ماكروسكوپيك |
احتمالا غير بيماريزا |
گربه |
بز |
ساركوسيستيس مولئي |
|
ميكروسكوپيك |
بيماريزا |
سگ |
خوك |
ساركوسيستيس ميز شريانا |
|
ميكروسكوپيك |
بيماريزا |
انسان |
خوك |
ساركوسيستيس سوئي امي نيس |
|
ماكروسكوپيك |
بيماريزا |
گربه |
خوك |
ساركوسيستيس پورسي فليس |
- 2 -
سير تكاملي :
ميزبان شكار كننده PRIDATOR يا لاشه خوار ( آشغال خوار ) از طريق خوردن گوشت حاوي ساركوسيتها ي عفونت زا آلوده ميشود كه بعد از يك هفته اسپوروسيتها يا اووسيتهاي اسپوروله در مدفوع منتشر ني شود .
در دستگاهگوارش ميزبانهاي نهايي سگ ، گربه يا انسان ، تكثير جنسي به شكل كوكسيد يايي انگل وجود دارد كه در روده ماكرو گامت و ميكرو گامتها يا گامتهاي ماده و نر با هم تلفيق شده و اووسيتها را ايجاد مي كنند كه در داخل آن دو اسپورسيت و هر كدام واجد چهار اسپورزوئيت هستند .
ميزبان واسط يا شكار شونده prey اين اسپوروسيتها در خوراك و آب آلوده شده را بلع نموده و در روده كوچك آنها اسپوروزوئيتها با عمل آنزيمهاي گوارشي و صفرا آزاد مي شوند .
اسپوروزوئيتها در مخاط رودهاي نفوذ نموده و وارد مويرگها در ديواره و عقده هاي لنفاوي مي شوند . هر اسپوروزئيت سپس ازطريق شكستن متعدد تقسيم شده ، تكثير غير جنسي ( به شكل شيزوگوني ) و اولين نسل شيزونت شكل مي گيرد . مروزوئيتهاي بي شماري از هر شيزونت رها شده وارد جريان خونگرديده و در آندوتليوم مويرگي سراسر بدن دام شيزونت نسل دوم شكل مي گيرد . مروزوئيتهاي رها شده از شيزونتهاي نسل دوم در جريان خون در سلولهاي تك هسته اي يا خارج سلولي منتشر مي شوند. مروزوئيتهاي نسلهاي دوم و سوم در سلولهاي عضلاني ، نرونها و سلولهاي گليال در مغز ، جايي كه آنها كيست دار مي گردند نفوذ مي نمايند . در گاوميش شيزونتهاي نسل چهارم نيز شكل مي گيرند كه تعداد مروزوئيتها اندك است . اين كيستهاي بافتي حاوي يك يا دو شكل انگل ( METROCITES ) بوده كه هر كدام از آنها تقسيم شده بعد از 2 يا 3 ماه از بلع اوليه به كيست عفونت زا تبديل مي شوند .
هر چند بسياري از اسپوروسيتها كوچك هستند ( اندازه متوسط ساركوسيت كروزي 8/10* 3/16 ميكرومتر ) ، برخي به اندازاي بزرگ هستند كه در بازرسي گوشت تشخيص داده مي شوند ( اندازه متوسط ساركوسيست هيروستا 1 * 8 ميلي متر )
دامها با خوردن خوراك و علوفه مراتع آلوده به اسپوروسيتهاي سگ ، گربه ، روباه و غيره كه از طريق خوردن گوشت و ضمائم لاشه آلوده شده اند ، آلوده مي گردند . ميكرو كيستهاي ساركوسيستيس امي نيس و ساركو سيستيس تنلا به صورت ميكروسكوپي قابل تشخيص هستند .
هر چند كه در گذشته ساركوسيستها بيماريزا تلقي نمي گرديدند ، تجارب اخير نشان داده است كه آنها مي توانند ايجاد بيماري نمايند و اهميت آنها رو به افزايش است . به عنوان مثال بيماري مزمن DALMENY كه در آن لاغري ، ادم زير فكي واگزوفتالمي به ساركوسپوريدوز نسبت داده مي شود . هر چند در بيشتر موارد ساركوسپوريدوز به حالت تحت باليني است ، زيرا دامها معمولا تعداد زيادي از اسپوروسيتها را در يك بار نمي خورند . گونه هاي ساركوسيستيس در شدت بيماري تعيين كننده است . در گاوبه شدت مبتلا ، تب ، بي اشتهايي ، كاهش وزن و كاهش شير ، اسپاسم عضلاني ، اسهال ، ضعف ، كمخوني و گاهي اوقات مرگ مشاهده مي گردد . سقط جنين در برخي موارد رخ مي دهد .
به برادی زوئیت های آزاد(تصویر بالا) Sarcocystis cruzi دقت فرمایید
- 3 -
ساير انواع دامها علائم مشابهي را نشان مي دهند ، ساركوسپوريدوز در گوسفند هر چند غالبا به صورت انسفالوميليت با ضعف ، لرزش و ضعف عضلاني مشاهده شده است ، مواردي از لمفادنوپاتي ، پنومنوني و آنسفاليت همچنين گزارش شده است .
ميزان بروز ساركوسپوريدوز در دامهاي مسن تر و در گاوهاي پرواري و خوكهايي كه از آشغال تغذيه مي كنند بالاتر است . انسان به عنوان ميزبان واسط مي تواند عمل كند و با ساركوسيستيس سوئي امي نيس از طريق خوردن گوشت خوك نپختهوبا ساركوسيستيس بووي امي نيس ازطريق خوردن گوشت گاو نپخته و ساركوسيستيس ليندماني ( سير تكاملي ناشناخته است ) آلوده مي شود . علائم در انسان شامل تهوع زود گذر ، اسهال و درد شكمي مي گردند .
آلودگي انسانبا ساركو سيستيس بههر دو شكل رودهاي و عضلاني رخ مي دهد ولي تعداد موارد ابتلا نادر است . به عبارت ديگر انسان براي اين انگل هم ميزبان نهايي و هم ميزبان واحد مي باشد . اسپوروسيتهاي دفع شده از انسان پس از بلعيده شدن توسط گاو يا خوك موجب ابتلاي عضلات آنها شده انسان با تغذيه از گوشت نپخته آلوده ، آلوده مي گردد . آلودگي انسان از طريق بلع اتفاقي اسپوروسيتهاي موجود در مدفوع حيوانات گوشتخوار تير امكان دارد كه در اين صورت منجر به ابتلاي عضلات مي گردد . فرم عضلاني بيماري در انسان از نظر باليني به صورت آماس دردناك زير جلد و عضلات بروز مي كند .
شيزونتها در سراسر بدن در سلولهاي آندوتليال به خصوص در عضلات مخطط ، قلب ، مغز ، كبد و ريه ها و كليه ها پراكنده مي گردد . در عضلات كيستها در درون يا بين رشته هاي عضلاني قرار مي گيرند و داراي مشخصه سيگاري شكل كه به عنوان اجسام ميشري ف كيسه ها يا لوله هاي كوچك ( 35/0 * 5/4 ميكرومتر ) شناخته مي شوند . كيستهاي بزرگتر ممكن است به صورت آزاد در بافت پيوندي پري مزيوم عضله قرار گيرند و به شكل كروي ، بيضي يا لوبيايي شكل باشند .
هر چند اندازه كيست با سن آن و نوع ميزبان مشخص مي شود ، ساختمان اصلي آن به عنوان يك سلول مشابه باقي ميماند كه ممكن است مخطط و حاوي ساركولما ، يك حفره كه ممكن است . توسط ديواره ( SEPTA ) تقسيم شده باشد يا نشده باشد و محتويات آن لزج يا ژلاتيني است و كدر تا سفيد شيري يا زرد رنگ مي باشد . در گاو كيستها عمدتا در عضلات فعال از قبيل زبان ، ماهيچه ي جوشي ، قلب و ديافراگم يافت مي گردند . آلودگيهاي خفيف مشاهده شده در ماهيچه هاي جوشي پس از كشتار طي نگهداري در سردخانه تمايل به ناپديد شدن دارند . در زمانهاييكه جراحات عضلاني به صورت كانوني متمركز هستند ممكن است از3 يا 4 نقطه تا يك ناحيه يكپارچه متمايل به رنگ سبز به قطر 10 سانتي متر تغيير كنند . از انگل سمي به نام ساركوسيستيس ترشح مي شود كه در حيوانات مبتلا روي ارگانهايي نظير اعصاب ، قلب ، جدار روده ، غدد فوق كليوي اثر مساعد دارد . تزريق مقدار كم اين سم به خرگوش باعث ايجاد تب و تزريق مقدار زياد موجب اسهال شديد و مرگ مي شود ، تزريق 60 – 20 ميكروگرم اين سم يك موش را در 10 دقيقه مي كشد . سم نسبت به حرارت فوق العاده حساس بوده و از بين مي رود .
- 4 -
ضايعات نعشي :
تنها كيستهاي بزرگتر با چشم غير مسلح قابل رويت بوده ظاهري شبيه لكه هاي خاكستري روشن در مقطع عرضي و دوكي شكل در مقطع طولي دارند . كيستهاي كوچك تنها هنگامي كه دژنره شده و آهكي مي گردند قابل رويت هستند .
جراحات موضعي ميوزيس ائوزينوفيليك ( التهاب عضلاني با تجمع ائوزينوفيلها در اطراف آنها ) با نواحي دوكي شكل سبز رنگ مشخص مي شود كه ممكن است با هم يكي شده و تشكيل جراحاتي با چند سانتي متر قطر را بدهد كه مي تواند از طريق دژنره شدن يا متلاشي شدن ساركوسيستها ايجاد شده اما جراحات مشابه بدون هر گونه ارتباط ظاهري با ساركوسيستها نيز رخ مي دهد و دو حالت ممكن است با همديگر وجود داشته باشند . نشان داده شده است كه ساير ارگانيسمهاي انگلي و واكنشهاي آلرژيك متمركز شده روي عضلات ممكن است به التهاب ائوزينوفيليك عضلاني منجر شوند . بنابراين ارتباط بين ساركوسيستوز و ميوزيس ائوزينوفيليك به اثبات نرسيده است .
تغيير زيادي در يافته هاي آسيب شناسي ساركوسيستوز از جراحات بزرگ معدود مجزا از نواحي متعدد كمرنگ در عضله به شدت آلوده تا خونريزيهاي پشتي واكيموز و هپاتيت ، گلومروليت و رتينيت در مورد آنسفالوميليت در گوسفند وجود دارد . اروزيونها و اولسرها در دهان و مري در گاو شرح داده شده است .
در خوك عضلات ديواره شكمي ، ديفراگم و جوشي و اسكلتي اغلب موثر مي شوند .
جراحات نسبت داده شده به ساركوسيستها گاهي اوقات در عضله شانه در دادن برش در بازرسي روتين لاشه هاي گاو در آفريقا مشاهده شده است ، اين جراحات رنگ قوس قزحي سبز روشن يا نواحي خاكستري – سفيد در طول رشته هاي عضلاني را شكل مي دهند . گاهي اوقات جراحات به طور وسيعي در سراسر عضلات لاشه بدون شواهدي از ساركوسپوريديوز پراكنده شده اند . جراحت اساسا يك التهاب ائوزينو فيليك عضلاني موضعي است و ممكن است يك بروز آلرژيك در اثر يك انگل نا مشخص باشد .
تشخيص:
از نظر باليني به دو شكل رودهاي و عضلاني بروز مي كند . ساركوسيستيس در بدن ميزبان نهايي انگل لوله گوارشو در بدن ميزبان واسطه به صورت انگل عضلات مي باشد .
تشخيص به يك ارزيابي دقيق در گله و ارتباط آن با سگها و گربه ها با نشانه هاي باليني ، رد يابي آنتي باديهاي هومورال و معاينات هيستو پاتولوژيكي ارگانها از جمله كليه ها ، كبد ، طحال ، عضلات ، طناب نخاعي و عقده هاي لنفاوي قرار دارد .
چنانچه ميزبان نهايي ساركوسيستيس سگ باشد كيستهاي ايجاد شده در عضلات ميزبان واسط يا شكار شونده كمتر از 500 ميكرون ( ميكرو كيست ) و قابل رويت با چشم نمي باشد . چنانچه ميز بان نهايي گربه سانان باشند كيستهاي ايجاد شده در عضلات ميزبان واسط بيش از 500 ميكرون ( ماكرو كيست ) و با چشم قابل رويت مي باشد .
- 5 -
روشهاي تشخيصي :
1 – روش ميكروسكوپي :
در كيست دو جداره وجود دارد يكي ديواره اوليه PRIMERY CYST WALL كه همان جداره سلول عضلاني است كه اجرام در داخل آن رشد كرده اند ، ديگري ديواره ثانويه SECONDERY CIST WALL است كه در حقيقت واكنش حفاظتي ميزبان در مقابل كيست است . از ميكروسكوپ نوري براي مشاهده ثانويه و از ميكروسكوپ الكتروني براي مشاهده ديواره اوليه ( براي تشخيص گونه ) استفاده مي گردد .
2 - استفاده از ايزو آنزيم :
با گرفتن عصاره كيست و بردن آن به روي ژل الكتروفورز و مقايسه با شاهد مي تولن گونه ساركو سيستيس را مشخص نمود .
3 – روش هضمي :
امروزه به اين روش بهائ كافي داده نمي شود .
4 – روش گسترش بافتي DABSMEAR :
از بافت مظنون به اندازه يك نخود را بين يك پنس قرار داده مقطع آنرا بريده مثل مهر زدن روي لام فشار داده مي شود . در هر بار فشار دادن يك دايره نازكي ازبافت روي سطح لام مي چسبد كه در صورت آلودگي بافت با پاره نمودن جداره آن مروزوئيتها در اين مقاطع رها شده و به لام مي چسبند كه سپس با رنگ آميزي گيسما ميتوان آلودگي ساركوسيستي را مشخص نمود . براي نمونه برداري عضلات مري ، ديافراگم ، بين دنده اي و قلب بهترين نواحي براي نمونه برداري است .
قضاوت :
دليلي كه مصرف گوشت آلوده به ساركوسيستيس منجر به ساركوسپوريدزدر انسان شود وجود ندارد و احتمالا انسان يك ميزبان نا مناسب براي انگل مي باشد . آلودگي غذا با فضولات حيوانات گوشتخوار براي آلودگي انسان متحمل تر مي باشد. روشهاي بازرسي عملي را براي شناسايي شكلهاي ميكروسكوپي ساركوسيستيس نمي توان به اجرا گذاشت . قضاوت بر اساس مشاهده ماكروسكوپي كيستها صورت مي گيرد . در صورت آلودگي شديد و گسترده كيستهاي قابل رويت كل لاشه ضبط مي گردد . در آلودگي متوسط به طرف خفيف پس از برداشت و ضبط جراحات و بافتهاي آلوده به لاشه اجازه مصرف داده مي شود .
- 6 -
در واقع تعيين مناسب بودن براي مصرف انساني ، نا مناسب بودن براي مصرف انساني يا درمان حرارتي يا ضبط جزئي لاشه و احشاء بستگي به درجه آلودگي و شرايط لاشه دارد . برش عضلات مختلف براي تعيين حد و شدت آلودگي ضروريست كه در صورت آلودگي عمومي ضبط كامل صورت بگيرد .
در مورد التهاب ائوزينوفيليك عضلاني نيز روش مشابه بازرسي و قضاوت بايستي اعمال گردد .
در واقع نحوه قضاوت بستگي به زيبا شناسي و سليقه مردم دارد .
كنترل:
سير تكاملي ساركوسيست بستگي به رابطه شكار شونده _ شكار كننده داشته كه بين ميزبانهاي نهايي و واسط وجود دارد . چنانچه گوشت خورده شده توسط ميزبان نهايي پخته شده باشد سيكل انتقال شكسته مي شود . هر چند برودت گوشت به مدت طولاني الزاما ساركوسيست را نمي كشد و در نتيجه به عنوان يك وسيله براي قطع انتقال كمتر موثر مي باشد .
براي كنترل موثر آلودگي ساركوسيست روي لاشه هاي دام هاي مزرعه اي تلف شده بايستي دفن شده يا سوزانيده شود . از ورود گوشتخواراني كه گوشت خام دامهاي اهلي را مي خورند به دامداري ها جايي كه مدفوع آنها مي تواند آب آشاميدني ، خوراك يا بستر دامها را آلوده نمايد جلوگيري به عمل آيد .
دامها از طريق تجويز خوراكي اسپوروسيت هاي زنده مي توانند ايمن گردند . اما ميزان دوز ايمن كننده ساركوسيتها مهم است . حتي نتايج ايمني زايي در انواع دامها قطعي نبوده ، مقاومت در برابر گونه ساركوسيستس همولوگ ايجاد مي شود . در حال حاضر واكسني براي ايمن نمودن دامها عليه ساركوسيستيس وجود ندارد .
آمپروليوم هم به عنوان ضد ساركوسيستيس به عنوان پيشگيري كننده در بره ها موثر بوده است . براي شيمي درماني تنها هالوفوگينون با موفقيت در دامها به كار رفته است . اما دارو سمي است و دقت در دوز مصرفي الزامي است ( ./66 mg /Kg.B.W ) ، يك بار يا بيشتر در بز يا گوسفند موثر بوده است .
|
آزمايشگاه هاي دامپزشكي كمك بسيار مؤثري در كنترل بيماري براي دامپزشكان و توليد كنندگان هستند. وظيفه اصلي اين آزمايشگاه ها ياري رساندن به دامپزشكان به منظور تشخيص صحيح بيماري ها مي باشد.
|